جوان آنلاین: اغلب فکر میکنند نقش زن در جنگ و مقاومت فقط حمایت عاطفی یا مدیریت خانه است، اما این نگاه کامل نیست. زن در واقع یک نیروی اجتماعی آگاه و قدرتمند است که در سختترین لحظات، ستونهای جامعه را سرپا نگه میدارد. حضور زنان در مقاومت نه تنها باعث میشود روحیه مردم در برابر جنگهای روانی دشمن حفظ شود، بلکه با کارهای جهادی و روایتگری درست، به پیروزی و پایداری جامعه کمک میکند. پس وقتی از نقش زن در مقاومت صحبت میکنیم، در واقع از راز اصلی ایستادگی و ادامه زندگی در شرایط سخت حرف میزنیم. به گفته دکتر مرضیه نفیسی، استاد دانشگاه، زن در راه مقاومت یک تماشاچی نیست، یک انسان آگاه و مسئول است که بار سنگین جامعه را در روزهای سخت به دوش میکشد. از جبهههای نبرد تا کارهای کمکرسانی در محلات، زنان با ایمان و غیرت خود، نقش اصلی را در شکستن نقشههای دشمن و ادامه راه ایفا کردهاند. او میگوید: «زن فقط برای خانه نیست، او یک انسان آگاه است که وظایف اجتماعیاش را میشناسد و در روزهای بحرانی، پناهگاه و ستون استقامت جامعه است.» مصاحبه «جوان» با وی درباره نقش واقعی و تأثیرگذار زنان در عرصه مقاومت است که میخوانید.
ابتدا نگاهی بیندازیم به زنان در دوران دفاع مقدس، آنهایی که همزمان میتوانستند هم خانواده را اداره کنند و هم پشتیبان رزمندگان باشند. این ویژگیها چگونه در آنها شکل گرفت و عامل اصلی تابآوری آنها چه بود؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت: شجاعت، رشادت و غیرت زنان در دوران دفاع مقدس، عین «زینبگونه» بودن بود. امام خمینی (ره) در وصیتنامه خود نیز بر این نکته تأکید داشتند و آن را یکی از افتخارات بزرگ میدانستند. زنانی که با پشتکار و ایثار، صحنههای پشت خط مقدم را مدیریت میکردند و حامی پدران، همسران، فرزندان و برادران رزمندگان بودند. آنها میدانستند، همانطور که حضرت زینب (س) فرمودند: «ما رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا» (جز زیبایی چیزی ندیدم)، این نگاه زیبا به رنجها و فداکاریها، به زنان توان تابآوری بالایی میبخشد تا با وجود مسئولیتهای سنگین خانوادگی، همچنان از رزمندگان پشتیبانی کنند. آنها با این باور که از این فداکاریها نتیجهای نیکو حاصل خواهد شد، با صبر و استقامت، یار و یاور مردان میدان بودند. زنان ایران همیشه و همواره با مقاومت خود بحرانها را به پیروزی تبدیل کردهاند.
حال چه ویژگیهایی باعث شد زنان امروز در انواع بحرانها مانند جنگهای اخیر (۱۲ روزه و رمضان) نقش متمایز و گاه تعیینکنندهای در خانه و جامعه داشته باشند؟
صفات والایی که در زنان ما، از زنان معصوم و اهل بیت (ع) و امامزادگانی مانند حضرت معصومه (س) موج میزند، الهامبخش ماست. رشادت، ولایتپذیری و بصیرت عمیق آنها نقش بسیار مؤثری در شکلگیری مقاومتهای بزرگ، بهویژه در دوران جنگ ایفا کرده است. چرا که زن صرفاً یک موجود خانوادگی نیست، بلکه یک فاعل اجتماعی آگاه است که تکلیفپذیری اجتماعی دارد و در لحظات بحرانی، ستون فقرات مقاومت است و تداوم حیات اجتماعی را بر دوش میکشد. این حضور پرشور، ریشه در «ایثار و صبر فعال»، «بصیرت و روایتگری حقیقت» برای شکست جنگ روانی دشمن و همبستگی و عدالتخواهی از طریق شبکهسازی و کمک به آسیبدیدگان دارد. بنابراین، نقش تعیینکننده زنان امروز، بازگشتی به فطرت پاک اسلامی و پیروی از سیره زنان الگویی، چون حضرت زینب (س) است که در سختترین شرایط، رهبری بحران و تداوم راه حق را بر عهده گرفتند. زنانی که نترس، شجاع، دلیر و غیورند و با غیرت الهی خود، مسیر را از کسانی که توان همراهی در این مسیر را ندارند، جدا میکنند. آنها کسانی هستند که (دوباره تکرار میکنم) «زینبگونه» در مسیر حرکت میکنند و با تعیین مسیرهایی اثرگذار در خانه و جامعه، به الگویی برای خانواده و جامعه تبدیل میشوند. در واقع، آینده و سرنوشت یک کشور بر دوش این زنان بنا میشود؛ تأثیر و نقش بهسزایی دارند که قابل انکار نیست.
از مادران و همسران شهدا بگویید. آنهایی که رنج را به معنای اجتماعی تبدیل و هیجانات شدید دوران جنگ را مدیریت کردند.
این زنان تنها یک شخصیت ساده نیستند، آنها خود تجسم یک کتابخانه عظیم از شجاعت، شهامت و ایثارند. داستان زندگی آنها، چندین جلد کتاب است که از یاور بودن، همراهی و فداکاریهایشان حکایت میکند. آنها چگونگی همکاری در سختترین شرایط را به نمایش میگذارند؛ با تحمل دوری همسرانی که به جبهه میرفتند و فرزندانی که برای دفاع از میهن به خط مقدم میشتافتند. این ایستادگی، نه با رسانه و هیاهو، بلکه با سکوت و صبر تکاندهندهای همراه بود؛ وضعیتی که از آن دوران تا امروز پابرجاست. مثلاً مادر یک شهید یا همسر جانبازی، با غیرت و دلیری مثالزدنی، مشت خود را گره میزند و میگوید: «اگر همسرم که به او آقای لانچر میگویند، در جنگ رمضان دستان و پاهایش را فدا نمیکرد، شرمنده حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) میشدم. مگر میشود من مانع شوم؟ مگر من چه فرقی با سایر زنان شهید و همسران رزمندگان دارم؟!» اینجاست که انسان از صلابت، اقتدار و غیرت الهی این زنان درس میگیرد و باید از آنها الگو بگیرد. اینها کسانی هستند که با مدیریت عمیق احساسات و قلبهای مهربان، اما استوارشان، توانستند بستر لازم برای مدیریت و پیروزی در جنگ را فراهم کنند.
از این تجارب و مؤلفههایی مثل صبر، استقامت و حمایت اجتماعی، چگونه میتوان در مدیریت بحرانهای اقتصادی و اجتماعی امروز جامعه بهرهگرفت؟
در فرهنگ ما، چیزی بالاتر و شیرینتر از جان وجود ندارد. کسی که فرزند، برادر یا همسرش را فدا میکند در راه اسلام و آرمانهای انقلاب و شهدا، نشان میدهد که خداوند چقدر صبر، نگاه خاص و معنویت در دل او دمیده است. این عمق ایمان و صبر، به جامعه کمک میکند تا در برابر بسیاری از بحرانها تابآوری داشته باشد. همین زنان و خواهران صبور شهدا، میتوانند در بحرانهای اقتصادی و اجتماعی امروز نیز الگویی از استقامت باشند. دیدن چنین اشخاصی برای مردم جامعه، باعث عبرتآموزی و الگوبرداری میشود. ما میتوانیم به شجاعت و دلاوری این بانوان استناد کنیم و از آنها بیاموزیم که چگونه با صبر و توکل، بر مشکلات غلبه کنند.
روایتگری از زنان در مسیر مقاومت چه دستاوردی به همراه دارد؟
این زنان، مسیر روشنی را پیش رو دارند و میتوانند در تمام عرصهها حضور مؤثری داشته باشند. آنها با ترکیب اقتدار و صلابت با لطافت و احساس، میتوانند صحنههای ماندگاری خلق کنند. چه در عرصه نویسندگی، چه در هنرهای تجسمی مانند نقاشی، تئاتر و سرود، حضور زن میتواند تأثیری عمیق بر جای بگذارد. ما باید راه مقاومت را با روایتگری درست و صادقانه از این عزیزان ادامه دهیم. این روایتگری باعث میشود که آیندگان، نسلهای بعد و فرزندان ما بفهمند که چه دلیری و استقامتی در میان زنان این جامعه وجود داشته است. آنها بخشی از تاریخ پرافتخار ما را رقم زدند و امروز نیز میتوانند با هنر و روایت خود، الهامبخش نسلهای آینده باشند.
آیا این روایتگری، یعنی نقش واقعی زنان در عرصههای دفاعی و امنیتی دیده شده و میشود؟ آیا رسانهها توانستهاند این بخش مهم از تاریخ را بهتر و کاملتر نشان دهند؟
گاهی اوقات نقش واقعی و تأثیرگذار زنان، همانطور که در زندگی بعضی از بانوان گرانقدر و مقاوم، مجاهد و رزمنده، یا پرستارانی که جان خود را فدا کردند، به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. امروز نیز این زنان، با حضور در عرصههای دفاعی، فرهنگی و اجتماعی، همچنان نقشآفرینی میکنند؛ چه به عنوان «بانوان همیار محله»، چه در کارهای جهادی که با جان و دل انجام میدهند. کسی که پرچم ایران را برای ساعتهای طولانی در شب نگه میدارد، کسی که در سختترین شرایط ایستادگی میکند، اینها همه تجسم شجاعت و غیرت زنان در عرصههای دفاعی و ملی هستند. به نظر من، باید بیشتر به این نقشها پرداخته شود. نباید اجازه دهیم که حق این عزیزان، به گونهای که شایسته است، ادا نشود و نام و یادشان در تاریخ محجور بماند. هرچه ما بیشتر روایت کنیم، بیشتر ضبط و ثبت کنیم، برای آیندگان زندهتر و ملموستر خواهد ماند. این روایتها نشان میدهند که زنان چه نقش سازنده، مفید و مهمی در ایستادن در سمت درست تاریخ داشتهاند، همانطور که امام شهیدمان فرمودند.
چطور میتوان از تجربههای ارزشمند زنان ایرانی در گذشته که بر پایه باورهای دینی بوده استفاده کرد و آنها را با نیازها و مشکلات امروز کنار هم گذاشت تا زنان بتوانند در سختیهای زندگی امروزی مقاومتر و امیدوارتر باشند؟
باید حتماً الگو بگیریم و به این مادران غیور، زنان صحنه حق، همسران فداکار و خواهران شهدا استناد کنیم. بیایید خود را در آینه وجود این عزیزان نگاه و به خودمان یادآوری کنیم؛ مگر این مادر شهید و خواهر شهید نیستند که با وجود تمام رنجها، مصیبتها و کمبودها، با صبری مثالزدنی همه چیز را تحمل میکنند؟ این الگوبرداری میتواند سختیهای زندگی و مشکلات را برای ما و فرزندانمان هموارتر کند و راه را هموارتر سازد. آنها با تأسی و تقلید از حضرت زینب (س) و حضرت فاطمه زهرا (س)، در میان سختیها و مشکلات، دست از اعتقادات خود برنداشتند و محکم و پابرجا ماندند تا به آن تکامل و اهداف عالی «قُربَه إِلَی الله» دست یابند. تا جایی که میتوانیم، باید و باید به این عزیزان استناد کنیم و آنها را به عنوان راهبر و الگوی زندگی خود قرار دهیم. انشاءالله که با تکیه بر این روحیه فداکاری و ایمان، در برابر سختیها و مشکلات، تابآوری و استقامتی بالا داشته باشیم.