جوان آنلاین: شاهنامه فقط یک منظومه حماسی نیست. این اثر سترگ حافظه تاریخی و فرهنگی ملتی است که قرنها با زبان، فرهنگ و روایتهای مشترک خود زنده مانده است. در روزگاری که ملتها با بحران هویت، جنگهای رسانهای و تهاجم فرهنگی روبهرو هستند، بازخوانی آثاری، چون شاهنامه بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. فردوسی در دل روایت پهلوانان و نبردها، فقط از جنگ و نبرد و جنگاوری سخن نمیگوید؛ او از ایران، از آزادگی، از مقاومت در برابر ظلم و از حفظ وحدت و امید یک ملت حرف میزند.
در طول تاریخ، شاهنامه بارها به ایرانیان یادآوری کرده است که در سختترین روزگار نیز میتوان با تکیه بر خرد، همبستگی و روح سلحشوری از هویت و سرزمین خود پاسداری کرد. این اثر بزرگ، ایرانیان را فراتر از تفاوتهای قومی و جغرافیایی، زیر پرچم یک حافظه و فرهنگ مشترک گردهم آورده و زبان فارسی را به رشتهای برای پیوند نسلها تبدیل کرده است. امروز نیز در جهانی که روایتها نقش مهمی در شکلدادن به افکار عمومی و هویت ملتها دارند، شاهنامه میتواند همچنان الهامبخش باشد. اثری که برای تمام انسانها حامل مفاهیمی جهانشمول، چون عدالت، وفاداری، شجاعت و دفاع از انسانیت است. به همین مناسبت و در هفتهای که مزین به نام فردوسی بود، در گفتوگو با محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران به نقش شاهنامه در هویتبخشی، تقویت روحیه جمعی، ایجاد وحدت فرهنگی و ظرفیتهای آن برای حضور در هنر، رسانه و عرصه جهانی پرداختهایم.
شاهنامه و تقویت خودآگاهی تاریخی ایرانیان
محمدزاده در نخستین سؤال درباره شناخت اسطورهها و داستانهای بزرگ فارسی در زمانه امروز به «جوان» گفت: اسطورهها فقط روایتهای کهن نیستند، حافظه تاریخی و فرهنگی ملتها هستند. ملتهایی که اسطورههای خود را فراموش کنند، پیوندشان با گذشته و هویتشان سست میشود. داستانهای بزرگ ادب فارسی، بهویژه شاهنامه، مفاهیمی، چون عدالت، آزادگی، وفاداری، مقاومت و خردورزی را نسل به نسل منتقل کردهاند. در جهان امروز که بسیاری از ملتها با بحران هویت روبهرو هستند، بازخوانی این میراث میتواند اعتماد فرهنگی و خودآگاهی تاریخی ایرانیان را تقویت کند.
این پژوهشگر ادبیات و زبان فارسی در مورد سؤال دیگری در رابطه با نقش شاهنامه در تقویت روحیه جمعی در روزگار جنگ و تهاجم دشمنان بیان کرد: شاهنامه کتاب امید، ایستادگی و مقاومت است. در این اثر، ایران بارها با تهدید و تجاوز روبهرو میشود، اما روح پهلوانی و همبستگی ملی مانع شکست آن میشود. در روزگار بحران، ملتها بیش از هر چیز به روایتهای مشترک نیاز دارند؛ روایتهایی که آنان را به ایستادگی و پایداری فرا بخواند. شاهنامه چنین نقشی دارد و میتواند روح حماسه و اعتماد به نفس ملی را در جامعه زنده نگه دارد.
شاهنامه و تقویت حس تعلق به ایران
وی درباره ارتباط شاهنامه با تقویت هویت ایرانی خاطرنشان کرد: شاهنامه روایتکننده تاریخ، فرهنگ، زبان و روح ایرانی است. فردوسی با شاهنامه، ایران را نه فقط به عنوان یک سرزمین، بلکه بهعنوان یک هویت فرهنگی و تمدنی زنده نگاه داشت. نسلهای ایرانی از خلال شاهنامه با گذشته، قهرمانان، ارزشها و آرمانهای خود آشنا میشوند. از همینرو، شاهنامه یکی از مهمترین ستونهای هویت ملی ایران است و میتواند حس تعلق به ایران و فرهنگ ایرانی را در نسلهای جدید تقویت کند.
محمدزاده با اشاره به نقش شاهنامه در اتحاد ایرانیان و فارسیزبانان گفت: زبان فارسی مهمترین رشته پیوند تاریخی ایرانیان و فارسیزبانان بوده است و شاهنامه یکی از بزرگترین نمادهای این پیوند به شمار میآید. ایرانیان با وجود تفاوتهای جغرافیایی و زبانی، در شاهنامه خود را شریک یک تاریخ و دارای سرنوشت مشترک میبینند. همچنین شاهنامه در میان فارسیزبانان بیرون از مرزهای ایران نیز نوعی حافظه فرهنگی مشترک ایجاد کرده است، به همین دلیل شاهنامه فقط یک اثر ادبی نیست، بلکه عاملی برای همدلی، همبستگی و وحدت فرهنگی است.
ظرفیتهای جهانی شاهنامه
این کارشناس زبان و ادبیات فارسی درباره معرفی شاهنامه به مردم از طریق هنر و رسانه بیان کرد: امروز برای زنده نگه داشتن شاهنامه، باید آن را با زبان و رسانههای نسل جدید روایت کرد. سینما، تلویزیون، پویانمایی، موسیقی، تئاتر، بازیهای رایانهای، کتابهای کودک و نوجوان و فضای مجازی، ظرفیت بزرگی برای بازآفرینی داستانهای شاهنامه دارند. اگر شاهنامه فقط در کتابخانهها بماند، نسل جدید از آن فاصله خواهد گرفت، اما اگر با هنر و روایت خلاقانه وارد زندگی روزمره مردم شود، دوباره به متنی زنده و اثرگذار تبدیل خواهد شد.
محمدزاده در پایان درباره ظرفیتهای جهانی شاهنامه و معرفی آن به مردم دیگر کشورها گفت: بیتردید شاهنامه ظرفیت جهانی شدن دارد. شاهنامه میتواند در سطح آثار بزرگ حماسی جهان، بلکه برتر و بالاتر معرفی شود. مفاهیمی، چون مبارزه با ظلم، عشق، وفاداری، سرنوشت، شجاعت و دفاع از انسانیت، مفاهیمی جهانشمول هستند و ملتهای دیگر نیز میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. شاهنامه فقط متعلق به ایران نیست؛ بخشی از میراث فرهنگی بشریت است و هرچه بیشتر ترجمه، روایت و معرفی شود، جایگاه و ارزشهای انسانی و جهانی آن آشکارتر خواهد شد.