کد خبر: 1357039
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹
دکتر لیلا عبداله زاده رامهرمزی پژوهشگر، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه گروه اقتصاد
رستاخیز بر ویرانه‌ها، کالبدشکافی اقتصاد جهانی در سپیده‌دم پساجنگ عبور از غبار تاریخ همواره ثابت کرده است که نظم‌های اقتصادی نه در زمان صلح، بلکه در کوره‌ی گدازان جنگ‌ها بازطراحی می‌شوند. اقتصاد جهانی پساجنگ، دیگر صرفاً ادامه‌ی مسیر گذشته نیست، بلکه یک «نقطه عطف پارادایمیک» (Paradigm Shift) است. جایی که "کارایی" جای خود را به "تاب‌آوری" (Resilience) می‌دهد و زنجیره‌های تأمین از "جهانی‌سازی مطلق" به سمت "منطقه‌گرایی امن" کوچ می‌کنند.

 ۱. تحلیل علمی:

 از «اقتصاد جنگی» به «توسعه پایدار»در تحلیل علمی پساجنگ، با سه پدیده همزمان روبرو هستیم: میراث بدهی (Debt Overhang): دولت‌ها برای مدیریت بحران، نقدینگی عظیمی تزریق کرده‌اند که منجر به تورم ساختاری شده است. در دوران پساجنگ، انقباض پولی برای مهار تورم، چالش اصلی بانک‌های مرکزی است.بازآرایی زنجیره‌های تأمین: پدیده Friend-shoring (تجارت با کشورهای همسو) جایگزین Off-shoring شده است. امنیت انرژی و مواد اولیه اکنون فراتر از قیمت تمام‌شده، ارزش‌گذاری می‌شود.شتاب تکنولوژیک: جنگ‌ها به‌طور متناقضی کاتالیزور پیشرفت هستند. هوش مصنوعی و انرژی‌های سبز در دوران پساجنگ، نقش «زغال‌سنگ» در انقلاب صنعتی اول را ایفا می‌کنند.

تحلیل مقایسه‌ای: ۱۹۴۵ در برابر ۲۰۲۶

برای درک بهتر، باید نگاهی تطبیقی به دو برهه داشته باشیم:

۲.گسل‌های مالی و تکانه‌های انرژی

در دنیای پساجنگ ۲۰۲۶، دو شریان اصلی حیات بین‌المللی دچار دگرگونی بنیادین شده‌اند: ۱. بازارهای مالی (دگردیسی ارزش‌ها): پس از بحران‌های نظامی، اعتماد به ارزهای سنتی (مانند دلار) دچار تزلزل شد. سرمایه‌گذاران به سمت «دارایی‌های سخت» (طلا) و «دارایی‌های دیجیتال نامتمرکز» کوچ کردند. بازارهای بورس منطقه که در زمان جنگ فروپاشیده بودند، اکنون با مدل «سرمایه‌گذاری بازسازی» شاهد ورود نقدینگی هستند. بلوک‌های اقتصادی شرق، با تعریف ارزهای جایگزین، در حال پایان دادن به هژمونی تک‌قطبی مالی هستند.

تحلیل بازارهای مالی (تحول در نظام پولی)

تزلزل هژمونی دلار: پس از درگیری‌های گسترده، استفاده از ارزهای ملی در تبادلات منطقه‌ای (به‌ویژه در بلوک شرق و اوراسیا) شتاب گرفته است. دلار به تدریج از جایگاه «تنها ارز ذخیره جهان» فاصله می‌گیرد.

ظهور دارایی‌های جایگزین: به دلیل تورم ناشی از هزینه‌های جنگ، سرمایه‌گذاران به سمت «پناهگاه‌های امن» از جمله طلا و ارزهای دیجیتال زیرساختی کوچ کرده‌اند تا ارزش دارایی خود را در برابر نوسانات سیاسی حفظ کنند.

بورس و سرمایه‌گذاری بازسازی: بازارهای مالی در مناطق پساجنگ (مانند ایران و منطقه) اکنون به جای سفته‌بازی، بر روی پروژه‌های «زیرساختی و نوسازی» متمرکز شده‌اند که سودآوری بلندمدت دارند.

۳. انرژی (امنیت فراتر از قیمت):

خاورمیانه به عنوان قلب تپنده انرژی، پس از عبور از شعله‌های جنگ، با پارادایم جدیدی روبروست. کشورهای مصرف‌کننده دریافتند که وابستگی جدی به مسیرهای ناامن، پاشنه آشیل آن‌هاست. لذا دو حرکت همزمان آغاز شده است: ایمن‌سازی کریدورهای انتقال نفت و گاز (مانند همکاری‌های راهبردی ایران و همسایگان) و شتاب خیره‌کننده به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی ژئوپلیتیک.

تحلیل بخش انرژی (امنیت به جای تجارت)

تغییر مسیر کریدورها: مسیرهای سنتی انتقال انرژی به دلیل آسیب‌های جنگی بازطراحی شده‌اند. کریدورهای جدیدی که امنیت بالاتری دارند (مانند مسیرهای زمینی از آسیای میانه به خلیج فارس) اولویت یافته‌اند.

پارادایم امنیت انرژی: کشورهای بزرگ صنعتی (چین، هند و اروپا) اکنون حاضرند بهای بیشتری بپردازند اما «تداوم عرضه» را تضمین کنند. این مسئله قدرت چانه‌زنی تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز در منطقه را افزایش داده است.

ترکیب انرژی (Hybrid Energy): جنگ باعث شد تا پروژه‌های انرژی خورشیدی و هسته‌ای با سرعت ۱۰ برابری نسبت به دوران صلح رشد کنند تا وابستگی به واردات سوخت در زمان بحران کاهش یابد.

چشم‌انداز ژئواکونومیک: ظهور جنوب جهانی

در جغرافیای اقتصادی جدید، «جنوب جهانی» دیگر صرفاً تأمین‌کننده مواد خام نیست. کشورهایی که در میانه نبردها بی‌طرف مانده یا نقش میانجی ایفا کرده‌اند، اکنون به قطب‌های جدید سرمایه‌گذاری تبدیل شده‌اند. کریدورهای جدید (مانند مسیرهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب) نقشه قدرت را از اقیانوس اطلس به سمت اوراسیا و خلیج فارس جابجا کرده‌اند.

مقایسه تحلیلی (دوران طلایی قدیم در برابر واقعیت جدید):

دوران قبل (پیش از ۲۰۲۶): تمرکز بر جهانی‌سازی، کاهش هزینه‌ها، وابستگی متقابل و مرکزیت مالی غرب.

دوران جدید (پساجنگ): تمرکز بر تاب‌آوری ملی، خودکفایی در کالاهای اساسی، منطقه‌گرایی و تعدد قطب‌های پولی.

۴. نتیجه‌گیری و چشم‌انداز (Executive Summary)

اقتصاد پساجنگ، اقتصادی «شکننده اما هوشمند» است. کشورهایی در این عرصه پیروز خواهند بود که بتوانند بین دیپلماسی اقتصادی و خودکفایی تکنولوژیک توازن برقرار کنند. ما در حال ورود به عصری هستیم که در آن "امنیت غذایی" و "حاکمیت داده‌ها" به اندازه "ذخایر ارزی" در تعیین نرخ رشد کشورها تعیین‌کننده خواهند بود.

اقتصاد پساجنگ ۲۰۲۶ را می‌توان در سه کلمه خلاصه کرد: «تمرکززدایی، امنیت و بازسازی». نتیجه نهایی این تحولات، انتقال مرکز ثقل ثروت از اقیانوس اطلس به سمت «مثلث اوراسیا-خلیج فارس» است. کشورهایی که بتوانند زیرساخت‌های آسیب‌دیده خود را با تکنولوژی‌های نوین (هوش مصنوعی و انرژی سبز) پیوند بزنند، رهبران اقتصادی دهه آینده خواهند بود. ثبات آتی نه از طریق معاهدات کاغذی، بلکه از طریق ایجاد وابستگی‌های اقتصادی متقابل در قالب «اتحادیه‌های منطقه‌ای امن» به دست خواهد آمد.

 

 

به قلم: دکتر لیلا عبداله زاده رامهرمزی پژوهشگر، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه گروه اقتصاد

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار