جوان آنلاین: چند روز قبل، مأموران پلیس تهران خبری دریافتند که آنها را به یکی از پارکهای جنوب تهران کشاند. رهگذرانی در آن حوالی با پیکر نیمهجان زنی روبهرو شدهبودند که خون زیادی از بدنش خارج شدهبود.
رهگذران بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و زن زخمی را برای درمان به بیمارستان منتقل کردند. آنها همچنین حادثه را به پلیس گزارش دادند.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران به سرعت به محل حادثه اعزام شدند. بررسیهای اولیه نشان میداد زن جوان به رهگذران گفتهاست که از سوی سرنشینان یک خودروی سواری ربوده شده، سپس اموالش را سرقت و پس از زخمی کردن، او را در آنجا رها کردهاند.
اعتراف قربانی در بیمارستان
تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت تا اینکه زن جوان پس از بهبودی نسبی، راز ماجرای آدمربایی خونین را فاش کرد.
وی در حالی که هنوز آثار زخم بر بدنش نمایان بود، در توضیح ماجرا به کارآگاهان گفت: «روز حادثه برای شام به خانه یکی از دوستانم در یکی از خیابانهای شمال غرب تهران دعوت بودم. پس از صرف شام، تصمیم گرفتم به خانهام برگردم. به داخل خیابان آمدم تا سوار تاکسی شوم. دقایقی منتظر بودم تا اینکه یک دستگاه خودروی سواری پراید جلوی من توقف کرد.»
سوار شدن در کنار یک زن جوان
زن جوان گفت: «راننده مرد جوانی بود. علاوه بر راننده، یک مرد جوان دیگر هم در صندلی جلو نشسته بود و یک زن جوان هم به عنوان مسافر در صندلی عقب حضور داشت. مسیرم را گفتم و راننده هم مرا سوار کرد. من هم در صندلی عقب کنار آن زن جوان نشستم. هیچ خطری حس نمیکردم. فکر میکردم سوار خودروی مسافرکشی شدهام.» او ادامه داد: «راننده به راه افتاد، اما تصور نمیکردم آنها یک باند آدمربای زورگیر باشند که در پوشش مسافرکشی اقدام به آدمربایی میکنند. پس از طی مسافتی، به رفتارهای راننده و سرنشینان مشکوک شدم. تصمیم گرفتم به بهانهای از خودرو پیاده شوم.»
چاقو زیر گلو
زن جوان با صدایی لرزان افزود: «وقتی به راننده گفتم قصد دارم پیاده شوم، ناگهان همان زن جوانی که کنارم نشسته بود، مچ دستم را گرفت و با دست دیگرش چاقویی زیر گلویم گذاشت. تازه فهمیدم در دام چه افرادی گرفتار شدهام. ترس و لرز تمام بدنم را گرفته بود. در لحظات اول توان حرف زدن نداشتم. از آنها خواستم رهایم کنند، اما زورگیران خشن تهدید کردند هیچ حرکتی نکنم وگرنه جانم را از دست میدهم. هر چقدر التماس و گریه کردم، فایدهای نداشت. برای اینکه ساکت شوم، مرا کتک هم زدند.»
سرقت طلاها و رها کردن در پارک
این زن که بیش از ۳۰۰ گرم طلا همراه داشتهاست، در ادامه گفت: «راننده به سمت خیابانهای جنوبی شهر رفت و کنار یک پارک خلوت توقف کرد. آنها میخواستند طلاهایم را که بیش از ۳۰۰ گرم وزن داشت، سرقت کنند. من مقاومت کردم که با چاقو مرا زخمی کردند. در نهایت پس از سرقت طلاهایم، مرا از داخل خودرو به پایین پرت کردند و به سرعت از محل گریختند. حال خوشی نداشتم و خون زیادی از بدنم رفته بود. رهگذران به دادم رسیدند و مرا به بیمارستان منتقل کردند. اگر آنها نبودند، شاید الان زنده نبودم.»
شکایتهای مشابه؛ کار یک باند
با شکایت این زن، پرونده به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران، برای رسیدگی و شناسایی زورگیران آدمربا در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت.
تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت که مأموران با چند شکایت مشابه دیگر نیز روبهرو شدند. شاکیان همه زن بودند؛ زنانی که به عنوان مسافر سوار خودروی سواری شده بودند و در دام دو مرد و یک زن مسافرکش نما گرفتار شده و طلاهای خود را از دست داده بودند. چهرهنگاری از متهمان با کمک شاکیان و اطلاعات بهدست آمده، همگی حکایت از آن داشت که تمامی موارد آدمربایی و زورگیری، از سوی همان باند زورگیران خشن انجام میشود. کارآگاهان پلیس آگاهی در تلاشند تا با شناسایی این باند، اعضای آن را دستگیر کنند.