زن جوان وقتی با همسرش اختلاف پیدا کرد برای امتحان عشق او، آدمربایی ساختگی با همدستی یکی از دوستانش طراحی و درخواست میلیاردها تومان پول کرد، اما پلیس زن جوان را هنگام گردش با دوستش در شمال تهران دستگیر کرد. متهم گفت: «میخواستم ببینم چقدر دوستم دارد.» جوان آنلاین: چند روز قبل، مرد جوانی که خود را مهندس و مدیر یک شرکت معرفی کرد، سراسیمه به اداره پلیس رفت و از گروگانگیری همسرش خبر داد. او گفت گروگانگیران برای آزادی همسرش چند میلیارد تومان پول، آنهم به دلار درخواست کردهاند.
وی در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «مهندس هستم و شرکتی را اداره میکنم، اما مدتی است همسرم اختلاف پیدا کردهام. وضع زندگیام خوب است، همسرم همیشه بهانههایی میآورد. روز گذشته با هم مشاجره کردیم و او از خانه بیرون رفت. معمولاً هر وقت قهر میکند به خانه پدرش میرود و یکی، دو روز بعد یا برمیگردد یا خودم به دنبالش میروم.»
پیامک عجیب و درخواست پول به دلار
شاکی ادامه داد: «روز گذشته تصور کردم پس از قهر به خانه پدرش رفته، اما وقتی امروز صبح از خواب بیدار شدم، با پیامک عجیبی روبهرو شدم. فردی با شمارهای ناشناس برایم پیام فرستاده و نوشته بود: «ما همسرت را ربودهایم و برای آزادی او باید چند میلیارد تومان به ما پرداخت کنی، آن هم به دلار.» در ادامه هم پیامک دیگری از همان شماره برایم آمد که تهدید کرده بود موضوع را به پلیس خبر ندهم، وگرنه جان همسرم به خطر میافتد. الان به اداره پلیس آمدهام تا کمک کنید و همسرم را نجات دهیم.»
آغاز تحقیقات؛ شک پلیس به آدمربایی ساختگی
با شکایت این مرد پولدار، تیمی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت به دستور بازپرس پرونده، تحقیقات خود را برای پیدا کردن ردی از زن گمشده آغاز کردند. مأموران در نخستین گام، دوربینهای مداربسته محل زندگی و اطراف آن را بازبینی کردند. تصاویر نشان میداد شهره از خانهاش خارج میشود و کمی آنطرفتر سوار یک خودرو و از آنجا دور میشود.
اما نکته مهم این بود که مأموران در بررسیهای فنی هیچ نشانهای از آدمربایی واقعی پیدا نکردند. رفتار شهره، نحوه سوار شدن به خودرو و نبود هیچگونه اجبار یا خشونتی در تصاویر، این فرضیه را در ذهن کارآگاهان قوت بخشید که احتمالاً با آدمربایی ساختگی مواجه هستند.
رصد شماره تلفن گروگانگیر
کارآگاهان جنایی در گام بعد، شماره تلفنی را که از آن پیامکها ارسال شده بود، بررسی کردند. تحقیقات نشان داد این خط تلفن متعلق به مرد معتادی است که مدتی است از خطش استفاده نکرده تا اینکه از یک روز قبل دوباره فعال شده است. صاحب خط پس از شناسایی در تحقیقات پلیسی اعلام کرد شماره تلفنش را چند روز قبل در ازای دریافت مبلغی در اختیار فرد دیگری قرار داده است. بدین ترتیب، مأموران در ادامه آنتندهی شماره تلفن همراه آن مرد معتاد را رصد کردند. بررسیها نشان داد این شماره از یک خانه ویلایی در شمال تهران آنتن میدهد.
خانه ویلایی تحت نظر
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران محل را به صورت نامحسوس زیر نظر گرفتند تا در فرصت مناسب، چنانچه زن جوان در آن خانه گروگان گرفته شده باشد، اقدام به رهایی وی و بازداشت آدمربایان کنند. در حالی که خانه ویلایی تحت نظر بود، مأموران مشاهده کردند خودروی شاسیبلندی از آن خانه خارج شد که دو زن جوان سرنشین آن بودند.
شوک بزرگ؛ شهره در حال گردش با دوستش!
مأموران در بررسیها متوجه شدند راننده، زن ناشناسی است، اما زنی که در صندلی کنار راننده نشسته بود، کسی نبود جز شهره؛ همان زنی که شوهرش ادعا کرده بود از سوی افراد ناشناس ربوده شده است. شواهد و دلایل دیگر نیز حکایت از آن داشت که آدمربایی و گروگانگیری در کار نیست و به احتمال زیاد شهره به دلایلی، گروگانگیری ساختگی را طراحی و اجرا کرده است.
مأموران در ادامه به دستور بازپرس پرونده وارد عمل شدند، خودروی شاسیبلند را متوقف و سرنشینان خودرو را به اداره پلیس منتقل کردند.
در تحقیقات از دو زن جوان، مشخص شد شهره و راننده هر دو دوست هستند. شهره برای اینکه شوهرش را اذیت کند و میزان علاقه او را بسنجد، با همدستی دوستش این آدمربایی ساختگی را طراحی و اجرا کرده بود. بدین ترتیب با هوشمندی پلیس پرونده آدمربایی ساختگی بسته شد.
گفتوگو با شهره | میخواستم شوهرم را امتحان کنم
شهره وقتی فهمید دستش رو شده و پلیس به حقیقت ماجرا پی برده، ادعا کرد از آنجایی که با شوهرم اختلاف دارم، میخواستم با نقشه آدمربایی ساختگی، شوهرم را امتحان کنم تا ببینم چقدر مرا دوست دارد و برای من چقدر حاضر است هزینه کند.
شهره چه کارهای؟
مدیر یک سالن آرایش و زیبایی در شمال تهران هستم.
پس وضع مالی خوبی داری؟
بله. من و شوهرم وضع مالیمان خوب است.
پس اختلاف شما سر چه موضوعی بود؟
ما اختلاف زیادی نداشتیم، اما سلیقههایمان یکی نبود. مثلاً در اداره خانه یا حتی به میهمانی چه کسانی برویم یا نرویم. چه لباسی بپوشیم و چه کاری انجام دهیم با هم اختلاف داشتیم. هر دوی ما میخواستیم حرفمان را به کرسی بنشانیم و همین موضوع باعث اختلافمان شده بود و هر روز هم این اختلاف بیشتر میشد.
چه شد که تصمیم گرفتی آدمربایی ساختگی را طراحی و اجرا کنی؟
واقعیتش دوستم به من پیشنهاد داد. من اصلاً فکر نمیکردم شوهرم شکایت کند. هر بار که قهر میکردم به خانه پدرم میرفتم، اما اینبار به خانه دوستم رفتم. او گفت با این نقشه شوهرم را امتحان کنیم تا ببینیم چقدر مرا دوست دارد یا اینکه حاضر است برایم چقدر هزینه کند. وقتی با پیشنهاد دوستم روبهرو شدم، قبول کردم.
بعد چه شد؟
برای اجرای نقشهمان نیاز به شماره تلفنی داشتیم که ناشناس باشد. قبلاً در فیلمها دیده بودم که خلافکاران شماره تلفن افراد معتاد را اجاره میکنند و من هم تصمیم گرفتم شماره تلفن فرد معتادی را بخرم. به یکی از خیابانهای جنوب تهران رفتم و خیلی راحت این شماره تلفن را خریدم و با آن به شوهرم پیام دادم.
فکر میکردید کار به اینجا برسد؟
نه، با خـودم گفتـم پس از ارسال چنــد پیـامک میـزان عشـق و علاقـه او را به خـودم متـوجه مـیشـوم و به بهـانهای به خـانه برمـیگردم.