اختلافهای چهار ساله مرد میانسال با همسرش، سرانجام به حادثهای هولناک انجامید. متهم پدر ۷۰ ساله و خواهر ۳۴ ساله خود را با چاقو به قتل رساند و مادر ۶۵ ساله خود را به شدت زخمی کرد. او پس از این جنایت با چاقو به گردن و شکم خودش هم ضربه زد و در پرتگاه مرگ قرار گرفت. جوان آنلاین: ساعت ۱۵:۳۰ بعدازظهر روز جمعه، ۱۱ اردیبهشتماه، پلیس تهران تماسی تلفنی دریافت کرد که همه را بهتزده کرد. زن جوانی با صدایی لرزان گفت: «پدرم، مادرم و خواهرم به طرز مشکوکی با ضربات چاقو زخمی شدهاند. به نظر میرسد که به قتل رسیدهاند.» با اعلام این خبر، بلافاصله تیمی از مأموران کلانتری ۱۳۶ فرجام به محل حادثه، ساختمان مسکونی سه طبقه قدیمی در خیابان سراج اعزام شدند.
صحنه دلخراش در طبقات مختلف
مأموران در همان ابتدای ورود به ساختمان، با جسد خونین مرد ۷۰ سالهای به نام «اکبر» روبهرو شدند. داخل خانه و در قسمت پلههای طبقه اول، پیکر نیمهجان همسر ۶۵ ساله او افتاده بود. چند پله بالاتر هم جسد بیجان و خونین دختر ۳۴ سالهاش قرار داشت. تیم پزشکی اورژانس که در محل حضور داشت، اعلام کرد اکبر و دخترش بر اثر شدت جراحات در دم جان خود را از دست دادهاند، اما همسرش هنوز نیمهجان است.
ورود بازپرس ویژه قتل
همزمان با انتقال پیکر نیمهجان زن میانسال به بیمارستان برای نجات جانش، خبر مرگ مرد سالخورده و دختر جوانش به قاضی رضا اعلایی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران اعلام شد. قاضی لحظاتی بعد همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد و تحقیقات خود را آغاز کرد.
یک خانواده درهم ریخته
وقتی تیم جنایی پای در قتلگاه گذاشتند، دریافتند خانه سه طبقه قدیمی متعلق به اکبر است که همراه همسر و یکی از دخترانش در آن زندگی میکرد. اما از چند سال قبل، پسر خانواده «بهمن» که با همسرش اختلاف پیدا کرده بود، برای ادامه زندگی به خانه پدرش آمد و در طبقه سوم به صورت تنها زندگی میکرد.
تحقیقات اولیه و گفتههای یکی از دختران مقتول حکایت از آن داشت که عامل قتل به احتمال زیاد، پسر ۴۴ ساله خانواده است که پس از حادثه از محل متواری شده بود.
رد خون تا پشت بام
مأموران در ادامه، رد خون را گرفتند و به پشتبام رسیدند. روی پشتبام خون زیادی ریخته بود. رد خون ادامه داشت تا پشتبام ساختمان همسایه که مأموران در پشتبام ساختمان بغلی، با پیکر خونین و نیمهجان بهمن مواجه شدند. او با ضربات چاقویی که به گردن و شکمش اصابت کرده بود، در پرتگاه مرگ قرار داشت. بدین ترتیب، پیکر نیمهجان بهمن هم برای درمان به مرکز درمانی منتقل شد.
شاهد ۸ ساله؛ ترس و حبس در اتاق
تیم جنایی در ادامه به سراغ تنها شاهد صحنه جنایت رفتند؛ دختر هشت سالهای که نوه مقتول بود. ساعتی قبل از حادثه، مادرش او را به خانه پدرش آورده بود تا برای چند ساعت از او نگهداری کنند. دختر خردسال که دست و پایش میلرزید، فقط توانست یک جمله بگوید: «داییام پدربزرگ، مادربزرگ و خالهام را با چاقو زد و مرا در اتاقی در طبقه سوم حبس کرد.»
روایت مادر؛ ۳ ساعت قبل همه چیز خوب بود
سپس مأموران به سراغ مادر دختر خردسال رفتند که حادثه را به پلیس خبر داده بود. او که وحشتزده بود و به سختی صحبت میکرد، در توضیح ماجرای خونین گفت: «سه ساعت قبل، دخترم را به خانه پدرم آوردم. همه چیز خوب بود و آنها سالم و تندرست در کنار زندگی میکردند، اما سه ساعت بعد، وقتی وارد خانه پدرم شدم، صحنه هولناکی را دیدم. پدر و خواهرم به قتل رسیده بودند و مادرم خونین و نیمهجان بود. دخترم هم وحشتزده در اتاقی فریاد میزد.»
سالها اختلاف بر سر زندگی پسر
وی ادامه داد: «پدر و مادرم همراه خواهرم با هم زندگی میکردند. برادرم سالها قبل ازدواج کرد و همراه همسر و دو فرزندش در خانه دیگری زندگی میکرد. حدود چهار سال قبل برادرم که در شرکتی کار میکرد، بیکار شد. از آن روز به بعد، او با همسرش اختلاف پیدا کرد. مشکلات مالی، اختلاف آنها را بیشتر کرد، به طوری که جدا از هم زندگی میکردند. زن برادرم همراه دو فرزندش در خانه پدریاش زندگی میکند و برادرم هم به خانه پدرم آمد و اینجا زندگی میکرد.»
وی افزود: «بارها شنیده بودم پدر و مادرم از برادرم میخواستند تکلیف همسر و دو فرزندش را مشخص کند و از طرفی هم پدر عروسمان از پدرم میخواست میانجیگری و مشکل آنها را حل کند. به همین خاطر، پدرم با برادرم همیشه اختلاف داشت و گاهی هم درباره همین موضوع با هم مشاجره میکردند.»
برگشت از بازار به خانه پدری
زن جوان در پایان گفت: «ظهر قرار بود من و همسرم برای خرید به بازار برویم. تصمیم گرفتیم دختر هشت سالهام را نزد مادرم و پدرم بگذاریم. دخترم را به خانه پدرم آوردم و همراه شوهرم به بازار رفتیم. ساعتی قبل، یکی از همسایهها با من تماس گرفت و خواست هرچه سریعتر خودم را به خانه پدرم برسانم. به سرعت برگشتم و با صحنه هولناکی روبهرو شدم. پدرم بیجان و خونین جلوی در نقش بر زمین شده بود. مادر و خواهرم داخل پلهها خونین افتاده بودند. فریادهای دخترم را از طبقه سوم شنیدم و وقتی به سراغش رفتم، دیدم از شدت ترس گریه میکند و فریاد میزند. از همان ابتدا فهمیدم این حادثه خونین را برادرم رقم زده است. وقتی پیکر خونین و نیمهجانش را در پشتبام همسایه پیدا کردیم، مطمئن شدم.»
بازسازی صحنه؛ از مشاجره تا جنایت
همزمان با انتقال اجساد به پزشکی قانونی، بررسیهای مأموران نشان داد قاتل به سبب اختلافاتی که با همسرش داشته با پدرش مشاجره کرده است. وقتی درگیری آنها بالا گرفته، چاقویی از آشپزخانه برداشته و به سمت پدرش حمله کرده است.
پدرش با دیدن این صحنه فرار میکند، اما مرد جوان به او میرسد و ضرباتی به بدنش وارد میکند. در این میان، مادر و خواهرش تصمیم میگیرند مانع درگیری شوند که بهمن آنها را هم روی پلهها با چاقو میزند.
مرد سالخورده در حالی که زخمی بوده، خود را جلوی در میرساند تا درخواست کمک کند، اما همانجا میافتد و جان خود را از دست میدهد. پس از آن، ضارب با دیدن این صحنه اقدام به خودزنی میکند و به پشتبام میرود و خود را به پشتبام همسایه میرساند، اما در آنجا بیهوش میشود.
انتظار برای مرگ یا زندگی
تحقیقات درباره این حادثه در حالی ادامه دارد که دو زخمی این حادثه در پرتگاه مرگ قرار دارند. تیم پزشکی در تلاش است متهم و زن میانسال را از مرگ نجات دهند تا با تحقیق از آنها، زوایای پنهان این حادثه برملا شود.