شکست کاخ سفید و پنتاگون در جنگ رمضان، به اندازهای محرز است که حتی نومحافظهکاران و جمهوریخواهان جنگطلب نیز مجالی برای توجیه آن پیدا نکردهاند. طی روزهای اخیر شاهد بازتاب گسترده صحبتهای مشاور سیاست خارجی دولت جرج واکر بوش در امریکا هستیم. ریچارد هاس در این خصوص به نکات قابل تأملی اشاره کرده است: «تقریباً همه فرضهای دولت امریکا درباره ایران اشتباه از آب درآمده است. ایران نشان داده بسیار مقاومتر و باهوشتر از آن چیزی است که ترامپ انتظار داشت. تقریباً همه شاخصها نشان میدهند که وضعیت امریکا و جهان بدتر شده است. ایرانیها در حال شکنجه سیاسی و روانی ترامپ هستند؛ حتی در «ترولکردن» از خود او هم پیشی گرفتهاند.»
واقعیت این است که اصلیترین انتقاد نومحافظهکاران به ترامپ، مربوط به چرایی جنگ با ایران نیست؛ زیرا آنها نیز در دوران ریاستجمهوری بوش پسر، نقشههای مشابهی در این خصوص داشتند که به دلایل لجستیک و محاسباتی و وحشت از قدرت ایران تحقق پیدا نکرد. نومحافظهکاران معتقدند ترامپ در چینش پیشفرضها و مبانی حمله خود به ایران، دچار خطای محاسباتی و راهبردی مهلکی شده که تبعات آن تا سالها گریبانگیر حوزه سیاست خارجی امریکا خواهد بود. رئیسجمهور امریکا در روزهای منتهی به جنگ، بر لزوم تغییر نظام جمهوری اسلامی و تسلط بر نفت ایران سخن میگفت! اهدافی که نه تنها تحقق پیدا نکرد، بلکه انگیزههای کشورمان در دفاع همهجانبه و ترکیبی از ایران را دوچندان ساخت. به عبارت بهتر، ترامپ نه تنها در میدان نبرد نظامی بازی را باخته، بلکه در روایتسازی از جنگ و معکوسنمایی واقعیات آن نیز راه به جایی نبرده است. کار به جایی رسیده که جنگطلبان امریکایی وی را بابت شکست سهمگینی که در ایران خورده، مورد سرزنش شدید قرار میدهند. یکی از اصلیترین دلایل رویگردانی بخشی از جمهوریخواهان از دولت ترامپ که در نظرسنجیهای عمومی در امریکا منعکس شده، همین مسئله است.
رمزگشایی از آنچه اخیراً ریچارد هاس مطرح کرده دشوار نیست: ترامپ قدرت فرار از واقعیات صحنه نبرد در برابر ایران را از دست داده است. حتی سناریوسازی واشینگتن در مذاکرات اسلامآباد و تلاش جی دی ونس و همراهانش برای دستاوردسازی در این مذاکرات، با مقاومت تحسینبرانگیزی از سوی تهران مواجه شد. ترامپ برای اثبات پیروزی خیالی خود در جنگ با ایران قاعدتاً دو راه بیشتر پیش رو ندارد: پیروزی واقعی در میدان نبرد یا خلق و تثبیت تصویر شکست ایران در امریکا! اما رئیسجمهور مستأصل و ناتوان ایالات متحده در هر دو مورد به معنای واقعی ناکام مانده است. قطعاً هر اندازه زمان سپری شود، کاخ سفید و پنتاگون با بحرانهای عمیقتری در امریکا مواجه خواهند شد. اکنون ترامپ با دو طیف معترض مواجه است: یکی مخالفان اصل جنگ با ایران و دیگر، مخالفان عملکرد وی در این نبرد! نکته حائز اهمیت اینکه وجه اشتراک هر دو طیف، اذعان کامل نسبت به شکست مطلق کاخ سفید در مواجهه با ایران است. این روند نتیجه همان دام خودساخته ترامپ و نتیجه بازی وی در زمین نتانیاهو و رژیم صهیونیستی است.