تابستان سال ۶۰ بخش مهمی از مقامات سیاسی و تأثیرگذار بهدست منافقین ترور و تقریباً ارکان کشور خالی شده بود. این وضعیت زمانی بدتر شد که ۷ مهرماه، فرماندهان عالیرتبه سپاه و ارتش در سقوط هواپیما شهید شدند و دومینوی حوادث بهگونهای بود که برخی بذر ناامیدی ریختند و میگفتند بهتر است با همین شرایط موجود جنگ را تمام کنیم.
از جمله برخی سران گروهک نهضت آزادی که دائم در روزنامهها زیر گوش مردم میخواندند که ادامه جنگ جز ضرر چیزی برای کشور نداشته و ارتش بعثی را نمیتوان شکست داد، اما کمتر از یک ماه بعد کشور جان تازه گرفت و محاصره آبادان شکسته شد و کمتر از شش ماه بعد یعنی خرداد سال ۱۳۶۱ خرمشهر نیز آزاد شد.
روزنامه اطلاعات پس از شکسته شدن حصر آبادان در سرمقاله خود نوشت که حصر ۳۴۰ درجهای به پایان رسیده و رمز پیروزی در آن فراتر از یک عملیات نظامی است. امام نیز در پیامی به تیمسار فلاحی و محسن رضایی، شکست حصر آبادان را ستوده و آن را نصرت اسلام و عظمت مسلمین خواندند.
برخی اخبار و شواهد حکایت از آن دارد که امریکاییها پس از شکست در جنگ تحمیلی سوم به دلیل نداشتن خط منسجم جنگی از یکسو و نبود هماهنگی، اجماع و انسجام سیاسی از سوی دیگر، هم در میدان و نیز روی میز مذاکره به یک بنبست راهبردی محض رسیده است؛ به جایی که نه راه پیش و نه پس دارند. این وضعیت باعث شده است تا تیم امنیتی ترامپ به سراغ یک پروژه تودرتو با عنوان آناکوندا برود که اشاره به شیوه برخورد با تنگ کردن محاصره دارد. البته ادامه جنگ با ایران به دلیل نبودن بانک اهداف لازم و راهبرد مشخص برای ادامه آن به نقطه مبهم رسیده و دکترین امریکا را تحت تأثیر قرار داده است. نشانه آن نفتکشهای توقیفشده در دریا است. آن وضعیت دارای اثر وضعی نیز بوده تا جایی که اعضای اوپک، چون امارات برای تولید آنچه میخواهند، در حال جدا شدن از یکدیگر هستند و ذخایر استراتژیک نفت در حال تخلیه است. همچنین تمام نیروهایی که میتوانستند ثبات بازار را ایجاد کنند، در حال از بین رفتن هستند.
این شرایط به معنای عدم تعادل امریکاییها در ایجاد خط فشار حداکثری جدیدی است که اخیراً از آن پردهبرداری کردهاند. این طرح به دلیل نداشتن نقاط اتکای لازم قابلیت بدل شدن داشته و در واقع خط محاسبه دشمن شکسته خواهد شد. واقعیت آن است که برخلاف تصورات برخی نیروهای سیاسی، دشمن قابلیت لازم برای محاصره را ندارد و تنها محاسباتی روی کاغذ دارد که با تکیه بر رسانه پمپاژ شده است. اما جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که هم توانایی به هم زدن محاسبات امریکاییها را داشته و هم محاصرهپذیر نیست. برخی شواهد نیز نشان میدهد که نیروهای مسلح ایران نیز در بالاترین سطح آمادگی برای خطشکنی هستند و این بار بهجای تمرکز روی جنگ نامتقارن، بهسوی جنگ طیفی قدم خواهند داشت.
طیفی عمل کردن به معنای اقدام در خارج از محاسبات با تنوع اهداف و رفتار است که خطاهای دشمن را تصاعدی خواهد کرد، در حالی که امریکاییها با همکاری برخی جریانهای مشکوک در تلاش هستند تا ایران را در شرایط محاصره نشان دهند، طیفی عمل کردن در حوزه نظامی معبرها را باز کرده و در بخش اقتصادی به تنوع کریدوری کمک خواهد کرد.
واقعیت آن است که این روزها ایران را در وضعیت پیروزیهای متعدد مشابه دهه ۶۰ قرار خواهد داد. پس از جنگ ۴۰ روزه باید رفتارهای خطی، چون معطوف کردن همهچیز به مذاکره را کنار گذاشت. حصر را میتوان این بار بهصورت ۳۶۰ درجه باز کرد.
در حالی که امریکاییها مار آناکوندا را به صحنه فرستادهاند تا حلقه را تنگ کند، در آنسو شکار این مار خوشخط و خال، اما کند و بزرگ، کار سختی نیست. در جنگ رمضان نشان دادیم که جنگ نامتقارن بر ارتش کلاسیک و بزرگ مزیتهای فراوان دارد. این مار را این بار البته باید فراموش کنیم که شکار مارهای سمی و بزرگ نیاز به صبر، حوصله و ایستادن در بالای سر لانه آنها دارد. در دوران سکوت نظامی فرصت برای این شکار فراوان است.