مذاکره تحمیلی و از آن عجیبتر تعیین پیشاپیش نتیجه آن، از جمله نکات مهمی است که از دید رهبر شهید و در آخرین سخنانش دور نماند. او میدانست که حربه گفتوگو، همچنان در کف سردمداران امریکا باقی خواهد ماند و به ابزاری برای تحقق زیاده خواهیهای این کشور استعماری و نیز فریب برخی عناصر مرعوب و ضعیفالنفس داخلی مبدل خواهد شد جوان آنلاین: در ۲۸ بهمن ماه ۱۴۰۴، حسینیه امام خمینی شاهد واپسین سخنرانی حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی، در دیدار با مردم شهر تبریز و به مناسبت سالروز قیام تاریخی ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ بود. این بیانات که امروزه بندبندِ آن در مجامع و اجتماعات مردمی، به مثابه آخرین وصایا و توصیههای آن بزرگ مطرح میشود، درخور بازخوانی و تحلیلِ فراوان است. مقال پیآمده درصدد بوده است، به این مهم بپردازد. امید آنکه عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
امسال، سال عجیبی بود!
اشارت به تفاوت سال ۱۴۰۴ با دیگر سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آغازین فراز از بیانات رهبر شهید را تشکیل میدهد. گو این سخن به این مهم اشارت دارد که رویدادهای سال گذشته، فصلی مهم از حرکت جهادگرانه ایرانیان را رقم خواهد زد که شهادت امام مجاهدان نیز در این زمره خواهد بود:
«دیدار امسال ما و این دیدار امروز، یک دیدار استثنائی است؛ فرق دارد با سالهای دیگر. امسال سال عجیبی بود؛ امسال سالی بود که ملت ایران در چند مرحله، در چند وهله، عظمت خودش و اراده خودش و عزم راسخ خودش و تواناییهای خودش را نشان داد، رو کرد، عرضه کرد؛ از جنگ ۱۲روزه بگیرید تا همین روزهای اخیر...».
کودتایی که به خاک نشست!
رهبر شهید نخستین شخصیتی بود که وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ماه را «کودتا» خواند و البته به دلایلی که درپی میآید، آن را بر خاک نشسته و شکست خورده قلمداد کرد. این ارزیابی، به ملت ما امکان داد؛ وقایع مشابه در آینده را نیز به نیکی بشناسند و کودتاهای آینده را هم اینچنین تحلیل کنند:
«عزیزان من! آنچه اتفاق افتاد، یک کودتا بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عده جوان یا غیرجوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملت ایران له شد. به طور خلاصه قضیه اینجوری است: دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی دو کشور امریکا و فلسطین اشغالی، یعنی همین رژیم صهیونی باطل، به کمک دستگاههای اطلاعاتی بعضی از کشورهای دیگر ــ که بعضی از آن کشورها را هم ما میشناسیم ــ در طول زمان گشتهاند، یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینههای شرارت را در کشورمان پیدا کردهاند، اینها را بردهاند، به آنها پول دادهاند، اسلحه دادهاند، آموزش خرابکاری دادهاند، آموزش ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی دادهاند و فرستادهاند به ایران. منتظر برای یک فرصت که هرگاه یک فرصتی پیدا شد، اینها کار خودشان را شروع کنند. کار آنها هم عبارت است از اینکه یک عده مخاطب سادهدل را ــ یا جوان یا غیر جوان را ــ تحت تأثیر قرار بدهند، عصبانی کنند و آنها را وادار کنند به ورود در میدانهای سخت. این فرصت برایشان پیش آمد؛ در حدود یک ماه و نیم قبل وارد میدان شدند و این جوانهای سادهدل و بیتجربه را جلو انداختند؛ به کجا؟ به (سوی) مراکز حساس: مراکز نظامی، مراکز زیربنایی، مراکز انبارهای بنزین، مراکز حساس نظامی و دولتی. اینها را آنجا (جلو) انداختند و خودشان هم با سلاحهای مختلف ــ سلاح کمری، سلاح شخصی، تفنگ، نارنجک و غیرذلک ــ وارد میدان شدند و سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بیملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند خشن عمل کنند؛ لذا انسان زنده را آتش میزنند، بچه را در بغل پدرش میکشند؛ کارهای خشن میکنند و متأسفانه یک عدهای از هممیهنان ما به خاطر حرکت اینها، به دیار باقی رفتند و جان باختند. هدف چه بود؟ هدف این بود که پایههای نظام را سست کنند، متزلزل کنند، مراکز حساس را بگیرند، صداوسیما را بگیرند و از این قبیل؛ این کاری بود که اینها میخواستند بکنند. نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و تعداد زیادی جوان که نه جزو بسیج بودند، نه جزو سپاه بودند، در مقابل اینها قرار گرفتند. بعضی با دست خالی با اینها برخورد کردند، بعضی هم شهید شدند؛ لکن در نهایت چه شد؟ در نهایت، دشمن چه قبول کند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتفاقی بوده که افتاده. قضیه، قضیه مهمی است، قضیه کوچکی نیست...».
فریب خوردگان هم از ما هستند، بچههای ما هستند
طیفبندی شهدا و قربانیان کودتای دی ماه ۱۴۰۴، از فرازهای مهم سخنان رهبر شهید در ۲۹ بهمن گذشته به شمار میرود. نگاه ایشان به هویت چهارگانه این عده، الگوسازی برای ارزیابی حوادث مشابه قلمداد میشود (که البته امیدواریم هرگز در آینده تکرار نشود). این نگاه به ما میآموزد که در وقایعی از این دست، باید داوریهای سطحی و تک ساحتی را فرو نهاد و به عمق ماجرا نظر کرد:
«اما خونهایی بر زمین ریخته شد. ما داغداریم، ما عزاداریم به خاطر خونهایی که ریخته شد. (البته) یک عدهای خودِ آن مفسدین و فتنهگران و کودتاچیها بودند؛ یک عدهای آنها بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سروکارشان با خداست؛ با آنها کاری نداریم. لکن یک عدهای دیگر بودند که جزو آنها نبودند، سه گروه بودند، سه دسته بودند؛ من کشتهها و جانباختهها را به سه دسته تقسیم میکنم: یک دسته، نیروهای مدافع امنیت و مدافع سلامت نظام بودند؛ چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند و شهید شدند؛ اینها جزو برترین شهدا هستند؛ یک دسته اینها هستند. یک دسته، رهگذرها هستند. وقتی که فتنهگر در داخل شهر فتنه بر پا میکند، فقط افرادی که مواجه با او هستند از بین نمیروند ازمردم بیگناه، (شخص) در خیابان دارد راه میرود به طرف محل کسبش و طرف خانهاش؛ یک عده هم از اینها شهید شدند؛ اینها هم شهیدند، به خاطر اینکه در فتنه دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه دشمن این اتفاق افتاده است و (لذا) این دسته دوم هم شهیدند. دسته سوم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچههای ما هستند. یک عدهای از آنها هم، پشیمان شدند. بعضیشان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، (اما) پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولان آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایره جانباختگان ما که اینها را به عنوان شهید حساب میکنیم، دایره وسیعی است: به جز آن اصحاب فتنه و سردستهها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیه: چه عناصر مدافع امنیت، چه رهگذرها، و چه حتی کسانی که با فتنهگرها چند قدمی حرکت کردند، که اینها (هم) فرزندان ما هستند و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ انشاءالله...».
داعشیان نوظهور، باید محاکمه و مجازات شوند
پیشبینی امام شهید از معارضات بعدی با نظام اسلامی، عمل به تجربه امریکا در ساماندهی به گروههای «داعشگونه» است. هم از این روی ایشان تأکید میورزد که تکلیف نهادهای امنیتی و قضایی در مواجهه با این نحله، بس خطیر و سنگین مینماید:
«خب، پس ببینید یک پدیدهای به وجود آمد به دست امریکاییها به نام داعش که امریکاییها اقرار کردند، اعتراف کردند که داعش را آنها به وجود آوردند؛ با شیوههای معینی. داعش کموبیش از بین رفته، اما این گروه جدید، اینها هم داعشهای جدیدند؛ باید مراقب بود، باید مواظب بود! مسئولان یکجور، مردم یکجور. به خصوص جوانها حواسشان جمع باشد که چه کسی با آنها صحبت میکند، چه کسی به آنها پیشنهاد میکند. اگر از این دسته مفسدِ اصلی کسانی هنوز در کشور باشند ــ که لابد هم هستند ــ اینها باید تعقیب بشوند، باید مجازات بشوند، باید محاکمه بشوند؛ ملت، طلبکار این قضیه است. دستگاههای امنیتی و قضایی موظفند که آن کسانی را که با دشمن همراهی میکنند، همکاری میکنند، همصدایی میکنند ــ چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل ــ با اینها برخورد قضایی بکنند، برخورد عادلانه بکنند. بنده طرفدار سختگیری بیجا نیستم، اما آسانگیری بیجا هم مثل سختگیری بیجا کشور را دچار زیان میکند. پس به گمان زیادِ من، نقشه آینده امریکا، نسبت به جمهوری اسلامی، این نوع کار است؛ این سبک کار است. البته من یقین دارم که به لطف الهی، هر گونه حرکتی از این قبیل به دست ملت ایران نابود خواهد شد؛ بدون تردید. ملت بحمدلله زنده است، بیدار است، آماده است...».
ساکنان جزیره بدنام، درصدد بلعیدن ایران هستند
بازخوانی انگیزه امریکا در ماجراجویی علیه ایران و نیز پیشبینی واکنش مردمان این دیار در برابر فتنهسازیها، بخشی شاخص از بیانات شهید خامنهای در آخرین خطابه است. به ویژه آن جمله مشهور که طی آن تصریح میکند: «ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است؛ میداند که چهکار کند...»، در روزهای سوگ و شوریدگی ملت ایران، در عداد شعارهای آنان درآمد:
«اما در مورد امپراتوری روبه انقراض امریکا؛ واقعاً روبه انقراض! مشکل اقتصادی دارند، مشکل سیاسی دارند، مشکل اجتماعی دارند؛ بیش از ۵۰ درصد مردم امریکا رئیسجمهور فعلیشان را قبول ندارند؛ اینها مشکلات یک کشور است؛ اینها غرق در مشکلاتند. من فقط یک کلمه عرض بکنم؛ آن روز هم گفتم که مسئله ما با امریکا این است که آنها میخواهند ایران را ببلعند، ملت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. اینها مایلند که بر ملت ایران تسلط پیدا کنند. این حرفهایی هم که رئیسجمهور امریکا میزند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید میکند، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که اینها درپی تسلط بر ملت ایرانند. ملت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است؛ میداند که چهکار کند. امام حسین (ع) فرمود: مِثلی لا یبایعُ مِثلَ یزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران در واقع میگویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در امریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. هر چه درباره فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیه این جزیره بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشاندهنده تمدن غرب است. اینکه ما راجع به تمدن غرب، راجع به لیبرالدموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. ۲۰۰ سال، ۳۰۰ سال حرکت میکنند، نتیجهاش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد...».
تعیین نتیجهمذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهاست
مذاکره تحمیلی و از آن عجیبتر تعیین پیشاپیش نتیجه آن، از جمله نکات مهمی است که از دید رهبر شهید و در آخرین سخنانش دور نماند. او میدانست حربه گفتوگو، همچنان در کف سردمداران امریکا باقی خواهد ماند و به ابزاری برای تحقق زیاده خواهیهای این کشور استعماری و نیز فریب برخی عناصر مرعوب و ضعیفالنفس داخلی مبدل خواهد شد:
«یکی از نشانههای زوال امپراتوری فاسد و ظالم امریکا، بیمنطقی آنهاست؛ بیمنطقند. یک حکومت وقتی یک کاری انجام میدهد، باید یک منطقی پشت سرش باشد؛ بیمنطقند. یکی از بیمنطقیهای آنها، همین مسئله ارتباط آنها با مسائل داخلی کشور ماست. در مسائل داخلی ایران، میخواهند دخالت کنند. یکی از مسائل داخلی ما که برایمان خیلی اهمیت دارد، عبارت است از مسئله تسلیحات ما؛ ما باید برخوردار باشیم از تسلیحات بازدارنده. اگر یک کشوری تسلیحات بازدارنده نداشته باشد، زیر پای دشمنان له میشود. تسلیحات بازدارنده، یکی از واجبات ملت ماست. امریکاییها بیخود در این قضیه دخالت میکنند که شما موشک فلانجور داشته باشید، فلانجور نداشته باشید؛ تا فلان بُرد داشته باشید، بیشتر از آن نداشته باشید! به شما چه؟ به شما چه ارتباطی دارد؟ (این) مربوط به ملت ایران است. یا قضیه صنعت صلحآمیز هستهای. صنعت صلحآمیز هستهای برای جنگ نیست، برای اداره کشور است؛ برای کشاورزی است، برای درمان و بهداشت است، برای انرژی و همه چیزهایی است که متکی به انرژی است. ملت ایران دارد کار خودش را انجام میدهد؛ به شما چه؟ به شما چه ربطی دارد؟ اینکه شما میگویید حق مسلم ماست، این در قراردادها و آییننامههای خود آژانس بینالمللی هستهای هم آمده؛ یعنی همه کشورها حق دارند در داخل کشورشان تأسیسات هستهای داشته باشند، حتی تأسیسات غنیسازی داشته باشند. این جزء حقوق ملت است. امریکاییها چرا دخالت میکنند؟ این نشاندهنده نامنظم بودن و نامرتب بودن فکری مدیران امروز و دیروز امریکاست ــ فرق نمیکند ــ چرا دخالت میکنند؟ حالا عجیبترش این است که دخالت میکنند، میگویند بیایید درباره انرژی هستهای شما با هم مذاکره کنیم و نتیجه مذاکره بشود، اینکه شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکرهای باید انجام بگیرد ــ که جای مذاکره نیست ــ اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجه مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است. خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که درباره فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معین میکنی؟ (میگوید) باید حتماً به این توافق برسیم! خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای امریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند...».
به رئیسجمهور کنونی امریکا میگویم، تو هم نخواهی توانست جمهوری اسلامی را از بین ببری!
این سخنرانی تاریخساز در غایت خویش، در بردارنده یک پیشبینی مانا و فراموش ناشدنی است: در جنگ پیشروی، بزرگترین ارتش جهان چنان سیلی خواهد خورد که نتواند از جای خود بلند شود و ترامپ نیز در براندازی نظام جمهوری اسلامی، چون اسلاف خویش ناکام خواهد ماند! امری که وقایع ۵۰ روز اخیر، ترجمان و تحقق عینی آن به شمار میرود:
«فکر نمیکنند که راه برایشان بنبست است. به نظرشان میرسد و رئیسجمهور امریکا مرتب هم میگوید که ارتش ما قویترین ارتش دنیاست. قویترین ارتش دنیا گاهی ممکن است آنچنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود! مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران؛ خیلی خب، البته ناو یک دستگاه خطرناکی است، اما خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد! رئیسجمهور امریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که ۴۷سال است که امریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد. به مردم خودش شکایت کرده که ۴۷ سال است که امریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ این اعتراف خوبی است. بنده میگویم: تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی! جمهوری اسلامی، یعنی یک ملت زنده. جمهوری اسلامی یک حکومت جدا از مردم نیست؛ جمهوری اسلامی عبارت است از ملت ایران، این ملت پابرجا، این ملت مستحکم، این ملتی که حاضر است برای پیشرفت خودش زحمت بکشد، کار کند، تلاش کند و بحمدلله در این ۴۷سال پیشرفت کرده. آن روزی که جمهوریاسلامی یک نهال باریک بود، شما نتوانستید آن را از زمین قلع کنید و بکنید؛ امروز که بحمدلله جمهوریاسلامی یک شجره مبارکه بلند و پرثمر است...».
سقوط ارزش پول ملی به این اندازه، غیر منطقی است!
و سرانجام توصیه همیشگی خدمت خالصانه و صادقانه به مردم و رفع مشکلات اقتصادی آنان که ترجیع بند همیشگی توصیههای آن حکیم والاقدر به مسئولان اجرایی کشور بود:
«من در پایان این عرایضم، میخواهم به مسئولان عزیز دولتی، به مسئولان محترم بگویم که هر مقداری که تلاش میکنند، کار میکنند، آن را باید دو برابر کنند، آن را باید مضاعف کنند. ما امکانات زیادی داریم؛ وجود این تورم در کشور غیر منطقی است؛ سقوط ارزش پول ملی به این اندازه غیر منطقی است؛ باید اینها اصلاح شود و به امید خدا اصلاح خواهد شد. مسئولان محترم کارهایی را شروع کردهاند؛ باید با جدیت، با دقت، با ملاحظه همه جوانب این کارها را ادامه بدهند، مشکلات داخلی را برطرف کنند، محیط کسب و کار را آرام کنند. اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکننده تهدید هم به فضل الهی وجود دارد. مردم کارشان را بکنند، زندگیشان را بکنند، درسشان را بخوانند، محیط کسبوکار را (آرام کنند)، تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند. بایستی در کشور، محیط آرامش، محیط اطمینان به نفْس، محیط سکینه حاکم باشد؛ فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلىرَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنین؛ خدای متعال انشاءالله آرامش را، اطمینان قلبی را بر یکایک آحاد مردم نازل میکند و لطف میکند؛ مسئولان را هم موفق میکند تا بتوانند (وظایفشان را) انجام بدهند...».