سطح بالای توافق بر سر مطالباتی مانند رفع تحریمها، دریافت غرامت و تضمینهای امنیتی، نشاندهنده شکلگیری اجماع نسبی در حوزه سیاست خارجی است. این همسویی میتواند بهعنوان پشتوانهای مهم برای تیمهای مذاکرهکننده عمل کند، زیرا بیانگر آن است که خطوط کلی مطالبات ملی از سوی بخش گستردهای از جامعه حمایت میشود. چنین اجماعی معمولاً قدرت چانهزنی را در عرصه بینالمللی افزایش میدهد جوان آنلاین: رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، با اشاره به نتایج پیمایش ملی مؤسسه افکارسنجی ملت این مرکز، از سطح بالای اعتماد عمومی به نیروهای مسلح و پیروزی جمهوری اسلامی ایران تا این مقطع از جنگ خبر داد.
به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بابک نگاهداری با بیان اینکه این مؤسسه، موج دوم پیمایش ملی خود پیرامون جنگ تحمیلی سوم را در فروردینماه ۱۴۰۵ انجام داد، عنوان کرد: جامعه آماری این پیمایش، همه افراد ۱۸ سال و بیشتر در کل کشور بوده که بهروش مصاحبه تلفنی از این جامعه آماری گردآوری شده است.
وی، با اشاره به بخشی از نتایج این پیمایش گفت: نزدیک به نیمی از مردم یعنی حدود ۴۸/۶ درصد، اخبار مربوط به جنگ را از طریق «صداوسیما» دنبال کردهاند. در عین حال، ۳۲/۶ درصد شبکههای اجتماعی داخلی را منبع اصلی خود دانستهاند و سهم ماهواره و شبکههای اجتماعی خارجی به ترتیب ۴/۲ و ۱/۹ درصد گزارش شده است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، خاطرنشان کرد: در بخش مربوط به تحلیل افکارعمومی درباره ماهیت جنگ، ۳۷/۷ درصد از مردم «تصاحب منابع انرژی ایران» را هدف اصلی حملات امریکا و اسرائیل عنوان کردهاند. در حالی که «نابودی تأسیسات هستهای و نظامی» (۲۰/۶ درصد)، «تجزیه ایران» (۱۵/۲ درصد) و «تغییر نظام سیاسی» (۱۲/۹ درصد) در رتبههای بعدی قرار دارند. وی افزود: حدود دو سوم از مردم (۶۷/۵ درصد)، کشور «ایران» را بهعنوان طرف پیروز تا این مقطع از جنگ ارزیابی کردهاند و در مقابل تنها ۱/۶ درصد «امریکا و اسرائیل» را پیروز میدان میدانند. همچنین، ۲۶/۲ درصد بر این باورند که تاکنون «هیچیک» از طرفین در این جنگ پیروز نشده است.
به گفتۀ نگاهداری، این پیمایش در حوزه تابآوری اجتماعی اولویتهای اقدامات اقتصادی را نشان میدهد؛ بهطوریکه در پاسخ به یک سؤال درباره ارزیابی اینکه «کدام اقدام دولت میتواند تحمل سختیهای جنگی را برای خانوادهها افزایش دهد»، ۴۵/۷ درصد به افزایش اعتبار کالابرگ اشاره کردهاند؛ اقدامی که از نگاه این افراد میتواند فشارهای معیشتی را کاهش دهد. پس از آن، اعطای وام برای حمایت از کسبوکارها با انتخاب ۲۷/۵ درصد در رتبه دوم قرار گرفته است. بخشودگی اقساط بانکی توسط ۹/۴ درصد و وصل شدن اینترنت بینالملل توسط ۸/۶ درصد بهعنوان عاملی مهم در بهبود شرایط تلقی شده است.
وی ادامه داد: از منظر سرمایه اجتماعی، نتایج حاکی از سطح بالای اعتماد عمومی به نیروهای مسلح است؛ بهطوریکه ۸۹/۹ درصد از مردم این اعتماد را «زیاد» یا «خیلی زیاد» بیان کردهاند. با این حال، پیامدهای جنگ نیز قابلتوجه بوده و ۱۸/۷ درصد از شهروندان ناچار به جابهجایی از محل سکونت خود شدهاند.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، یادآور شد: در حوزه مشارکت اجتماعی، ۱۵/۷ درصد از مردم بهطور مستمر در تجمعات حمایتی شبانه حضور داشتهاند و ۵۲/۸ درصد نیز برخی شبها در این برنامهها شرکت کردهاند. بنابراین، ۶۸ درصد از مردم حداقل یک بار در تجمعات شرکت کردهاند. مهمترین مطالبات مردم در صورت ورود به مذاکرات، شامل «رفع کامل تحریمها» (۹۴/۹ درصد)، «پرداخت غرامت جنگ» (۹۱/۸ درصد) و «تضمین عدم تجاوز نظامی در آینده» (۸۷ درصد) عنوان شده است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، در پایان تصریح کرد: در خصوص تیم مذاکرهکننده ایرانی، سهچهارم از مردم (۷۵/۷ درصد) اعتماد قابلتوجهی به محمدباقر قالیباف بهعنوان رهبر هیئت مذاکرهکننده دارند.
اما آنچه از این پیمایش علمی میتوان نتیجه گرفت این است که اکثریت پاسخدهندگان علاوه بر اینکه کشور را در جنگ تحمیلی سوم تا این مقطع پیروز جنگ میدانند، اعتماد عمومی به نیروهای مسلح نیز در سطح بالایی قرار دارد. از این رو سطح اعتماد عمومی، درک مشترک از اوضاع جنگ، مشارکت اجتماعی، اولویتهای اقتصادی، مطالبات منسجم از دستگاه سیاست خارجی و نقشآفرینی رسانهها در جنگ شش محوری است که در این نظرسنجی قابل تأمل و تحلیل است.
۱. سطح بالای اعتماد عمومی: سطح بالای اعتماد به نیروهای مسلح را میتوان بهعنوان یکی از ارکان اصلی پایداری اجتماعی در شرایط بحرانی تفسیر کرد. چنین اعتمادی معمولاً نشاندهنده شکلگیری یک رابطه متقابل میان جامعه و نهادهای دفاعی است که در آن مردم، کارآمدی و تعهد این نهادها را در عمل تجربه کردهاند. در این چارچوب، اعتماد عمومی نهتنها به افزایش احساس امنیت روانی کمک میکند، بلکه میتواند زمینهساز همراهی بیشتر مردم با سیاستها و تصمیمات کلان در شرایط جنگی باشد.
۲. درک مشترک از وضعیت جنگ: غلبه یک برداشت نسبتاً واحد از وضعیت جنگ، بهویژه در ارزیابی «پیروزی»، حاکی از شکلگیری نوعی همگرایی شناختی در جامعه است. این همگرایی میتواند از کاهش تعارضات ذهنی و جلوگیری از چندپارگی افکار عمومی حکایت داشته باشد. در شرایطی که روایتهای متعارض میتوانند به تضعیف روحیه عمومی منجر شوند، وجود یک درک مشترک، به تقویت انسجام ملی و افزایش ظرفیت جامعه برای مواجهه با چالشها کمک میکند.
۳. مشارکت اجتماعی قابل توجه: میزان بالای مشارکت در تجمعات حمایتی را میتوان نشانهای از پویایی اجتماعی و حضور فعال شهروندان در عرصه عمومی دانست. این سطح از مشارکت بیانگر آن است که بخش قابل توجهی از جامعه، خود را در قبال تحولات ملی مسئول میداند و صرفاً در جایگاه ناظر باقی نمیماند. چنین کنشگری اجتماعی، بهویژه در شرایط بحران، میتواند به تقویت همبستگی، افزایش روحیه جمعی و شکلگیری شبکههای حمایتی میان شهروندان منجر شود. درکی که اکنون در میادین، خیابانها و معابر به عنوان پدیدهای تحت عنوان «خیابان» در سراسر کشور جاری است که علاوه بر همبستگی و انسجام ملی، به عنوان موتور محرکه «میدان» (نیروهای مسلح) عمل میکند.
۴. اولویتهای اقتصادی روشن: تمرکز پاسخدهندگان بر گزینههایی مانند تقویت کالابرگ و حمایت از کسبوکارها نشاندهنده نوعی واقعگرایی اقتصادی در سطح جامعه است. این الگو از پاسخها حاکی از آن است که مردم، ضمن درک شرایط جنگی، بهدنبال راهکارهایی عملی برای کاهش فشارهای معیشتی هستند. وجود چنین اولویتبندی شفافی میتواند به سیاستگذاران کمک کند تا منابع محدود را بهگونهای هدفمند تخصیص دهند و اثربخشی مداخلات اقتصادی را افزایش دهند.
۵. مطالبات منسجم در سیاست خارجی: سطح بالای توافق بر سر مطالباتی مانند رفع تحریمها، دریافت غرامت و تضمینهای امنیتی، نشاندهنده شکلگیری اجماع نسبی در حوزه سیاست خارجی است. این همسویی میتواند بهعنوان پشتوانهای مهم برای تیمهای مذاکرهکننده عمل کند، زیرا بیانگر آن است که خطوط کلی مطالبات ملی از سوی بخش گستردهای از جامعه حمایت میشود. چنین اجماعی معمولاً قدرت چانهزنی را در عرصه بینالمللی افزایش میدهد.
۶. نقش رسانههای داخلی: سهم قابل توجه رسانههای داخلی در تأمین اخبار مرتبط با جنگ، بیانگر تداوم نقشآفرینی این رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی است. این وضعیت میتواند نشاندهنده سطحی از اعتماد و دسترسیپذیری باشد که باعث شده بخش مهمی از جامعه برای دریافت اطلاعات به منابع داخلی رجوع کند. در شرایط بحران، وجود چنین مرجعیت رسانهای میتواند به انسجام پیامها، کاهش سردرگمی و مدیریت بهتر جریان اطلاعات در جامعه کمک کند.
اهمیت این موضوع از آن روست که دشمن طی سالهای گذشته کوشیده است با روشهای تخریبی گوناگون، رسانههای داخلی را از اعتبار بیندازد و روایت اول را از آن خود کند تا از طریق جعل و دستکاری واقعیت، افکار عمومی را آنگونه که میخواهد جهت بدهد. جنگ سوم و نقشآفرینی تخریبی رسانههای غربی خصوصاً فارسیزبان، ماهیت ضدایرانی آنها را افشا کرد و مرجعیت رسانهای را به درون کشور بازگرداند.
در مجموع، نتایج این پیمایش تصویری از جامعهای با سطح قابل توجهی از انسجام، اعتماد نهادی و همگرایی در ادراکات و مطالبات کلان ارائه میدهد. ترکیب اعتماد عمومی بالا، درک نسبتاً مشترک از شرایط، مشارکت اجتماعی معنادار و وجود اولویتهای مشخص در حوزههای اقتصادی و سیاست خارجی، نشاندهنده برخورداری جامعه از ظرفیت قابل توجهی برای مواجهه با شرایط بحرانی است. این مجموعه از شاخصها، در صورت تداوم و تقویت از سوی سیاستگذاریهای کارآمد، میتواند بهعنوان پشتوانهای مؤثر برای حفظ ثبات اجتماعی، افزایش تابآوری ملی و مدیریت بهینه چالشهای پیشرو عمل کند.