ادراک فرهنگی و هویت تمدنی در کنار یکدیگر میتوانند به عنوان «زیرساخت ارتباطی-ادراکی» زمینه ارتباط و آشنایی دیگر کشورها با فرهنگ و تمدن ایرانی – شیعی قرار بگیرند جوان آنلاین: ادراک فرهنگی، میراث تمدنی، روایتسازی فرهنگی یا بهرهگیری فرهنگی از گستره تمدنی، گزارههایی هستند که متأسفانه از سوی مسئولان، نخبگان و کنشگران منطقهای و بینالمللی کشورمان به صورت جدی مورد توجه و مداقه قرار نگرفتهاند. کسی از خود نمیپرسد که چرا سرود ملی کشور پاکستان اردوزبان، فارسی است؟! یا اینکه چرا حقیقتی مانند جهانی شدن سرود «سلام فرمانده» مورد واکاوی علمی و پژوهشی قرار نمیگیرد تا مؤلفههای جهانی شدن آن را احصا کرده و در موارد مشابه برای تعمیق بیشتر و اثرگذاری بالای تولیدات فرهنگی کشورمان به راهبرد یا حتی کاربستهای موقتی تبدیل شود؟! یا علت افزایش قابل توجه علاقه شهروندان چینی به تاریخ و فرهنگ ایران که بعد از وقوع جنگ تحمیلی رمضان اتفاق افتاده است، چیست؟! چرا رسانههای مشهور بینالمللی و غربی از جمله شبکه خبری سیانان برای آن گزارش ویژه میرود و آن را نه به عنوان یک رویداد فرهنگی یا رسانهای صرف، بلکه در چارچوب «تحولات نوظهور در حکمرانی فرهنگی و قدرت نرم در نظام بینالملل» مورد تحلیل قرار میدهد؟ آیا این اتفاقات از گذشته تا امروز خبر از تغییرات فرهنگی عمیقی دارد که بدون هر گونه دخالت ما (به عنوان ریشه و خاستگاه اصلی این تمدن و فرهنگ باستانی) در حال وقوع است؟ سهم ما در تولید محصولات و همچنین تدبیر و هدایت چنین تحولات فرهنگی مهمی چقدر است؟! جایگاه و نقش ما در حکمرانی فرهنگی و تسری فرهنگ ایرانی – شیعی، نه فقط در حوزه تمدنی ایران قدیم، بلکه همانطوری که شبکه خبری سیانان از آن با عنوان تحولات نوظهور در حکمرانی فرهنگی و قدرت نرم در نظام بینالملل یاد میکند، برای گستره بینالمللی و جهانی شدن آن چیست و چه باید باشد؟
احتمالاً بسیاری از افراد جامعه اطلاع ندارند که سرود ملی کشور پاکستان به عنوان همسایه شرقی کشورمان، فارسی است، در حالی که زبانهای رسمی در پاکستان انگلیسی و اردوست. البته روند انتخاب شعر برای سرود ملی پاکستان یک پروسه هفت ساله را پشت سر گذاشت و نهایتاً از میان ۷۲۳ اثر ارسالی، شعر یک شاعر فارسی زبان به اسم «حافظ جالندری» انتخاب شد. در واقع از میان ۵۰ واژهای که در سرود ملی پاکستان وجود دارد تنها یک کلمه به زبان اردو دیده میشود و مابقی آن فارسی است. علت اینکه مسئولان کشور پاکستان در سال ۱۹۴۷ که سال تأسیس آن نیز هست، یک شعر به زبان فارسی را به عنوان سرود ملی خودشان انتخاب میکنند، جایگاه تمدنی و فرهنگی ایران است، چه اینکه در آن روزگار کارگزاران پاکستان، فارسیزبان بودند.
اشتراک فرهنگی با یک جمعیت میلیاردی
یکی از غفلتهای بزرگ فرهنگی ما نادیده گرفتن جمعیت کثیر و میلیاردی اردو زبانانی است که اتفاقاً فرهنگ و تمدن ایرانی در رگ و ریشه آنها وجود داشته و دارد، اما برای تقویت و تعمیق این ریشه مشترک فرهنگی- تمدنی اقدام منسجم و هدفمند منتج به نتیجه صورت نگرفته است. مثلاً گرایش تمدنی و فرهنگی همسایه شرقی به فرهنگ ایرانی-اسلامی ما در عرض ارادت آنها به رهبر شهید انقلاب زمانی که به آنجا مسافرت کرده بودند و همچنین استقبال از قاریان و برنامهسازان برنامههای تلویزیونی معلی و محفل امری مشهود و غیرقابل انکار است، اما سهم ما در بهرهگیری از چنین رخدادهای مهمی فقط تماشای آن در رسانهها یا انعکاس آن در گزارشات خبری تلویزیون است!
نمونه دیگری از جدی نگرفتن و عدم پیگیری موضوعات تمدنی و فرهنگی منبعث از تفکرات ایرانی-شیعی از سوی مسئولان و دستگاههای کشورمان فراگیری فوق تصور سرود سلام فرمانده است. هرچند در ایامی که این سرود با زبانهای مختلف از سوی مردم دیگر کشورها مورد بازخوانی قرار گرفت برخی افراد شعر یا موسیقی آن را ضعیف میدانستند و اشکالاتی را هم وارد میکردند، اما جهانی شدن این سرود یکی دیگر از نشانههایی بود که اثرگذاری فرهنگی ممزوج شدن فرهنگ ایرانی-شیعی را نمایش داد. اثرگذاری ادراکی این اثر میتوانست زمینهای باشد برای ایجاد یک «زیرساخت ارتباطی-ادراکی» میان ملتها است، اما به لطف عدم باور به حکمرانی فرهنگی و این نکته که فرهنگ ایرانی-شیعی ظرفیت عظیمی برای ایجاد همگرایی نه فقط در گستره تمدنی، بلکه حتی در عرصه جهانی دارد، دیده نشد.
نگرانی سیانان از تحولات فرهنگی
در نمونهای تازه شبکه خبری سیانان گزارشی منتشر کرد که در آن افزایش قابل توجه علاقه شهروندان چینی به تاریخ و فرهنگ ایران را صرفاً یک رویداد فرهنگی یا رسانهای ندانسته است، بلکه آن را در چارچوب «تحولات نوظهور در حکمرانی فرهنگی و قدرت نرم در نظام بینالملل» مورد تحلیل و اشاره قرار میدهد. بر اساس این گزارش، نمایشگاهی شامل ۱۵۰ اثر باستانی ایرانی در شهر «خوخخوت» چین با استقبال گسترده مواجه شده و تا شهرهای دیگر این کشور نیز در حال گسترش است؛ پدیدهای که از منظر سیاستگذاری فرهنگی، واجد دلالتهای راهبردی قابل توجه است.
بعضی از تحلیلگران چینی هم این همگرایی را صرفاً هنری یا تاریخی نمیدانند، بلکه آن را در سطحی کلانتر، به اشتراک تجربههای تمدنی و مواجهههای تاریخی با قدرتهای جهانی مرتبط میسازند. این اتفاق نشان میدهد که در نظام جدید حکمرانی جهانی مفاهیمی مانند هویت تمدنی به بخشی از معادلات قدرت تبدیل شده است.
ادراک فرهنگی و هویت تمدنی در کنار یکدیگر میتوانند به عنوان «زیرساخت ارتباطی-ادراکی» زمینه ارتباط و آشنایی دیگر کشورها با فرهنگ و تمدن ایرانی – شیعی قرار بگیرند، بهخصوص امروزه که به دلیل وحدت معجزه گونه مردم و ایستادگی و مقاومت جانانه سربازان کشورمان در مقابل تجاوز نظامی امریکایی- صهیونی افکار عمومی منطقه و جهان زبان به تحسین ایران و ایرانی گشودهاند.
نقش دولت به عنوان بازوی اصلی سیاستگذاری و مدیریت حاکمیت برای عمق بخشی به این اقدامات و رها نکردن آنها به هر بهانهای، بسیار مهم و اساسی است. هر کدام از این اتفاقات و متشابهات شان گنج فرهنگی عظیمی است که باید برای ایجاد نظم نوین ادراکی مغتنم شمرده شود. افکار عمومی جهان یکبار دیگر به فرهنگ و تفکرات ایرانی- شیعی به عنوان تنظیمگر کنشهای مردم کشورمان اقبال نشان داده و این همان بزنگاهی است که باید برای اصلاح روایت دروغینی که توسط رسانههای عمدتاً غربی از ایران ارائه شده، مورد توجه و استفاده قرار بگیرد که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند «فرصتها مانند ابرها در گذر هستند از آنها بهره بگیرید».