در نخستین نشست از سلسله نشستهای تخصصی با عنوان «جایگاه بازدارندگی راهبردی تنگه هرمز در نظم جهانی؛ الزامات و سناریوهای آینده برای ایران و قدرتهای بزرگ»، جمعی از استادان برجسته علوم سیاسی، روابط بینالملل، حقوق بینالملل و ژئوپلیتیک، بر اهمیت تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه راهبردی در نظام جهانی تأکید کردند. جوان آنلاین: در نخستین نشست از سلسله نشستهای تخصصی با عنوان «جایگاه بازدارندگی راهبردی تنگه هرمز در نظم جهانی؛ الزامات و سناریوهای آینده برای ایران و قدرتهای بزرگ»، جمعی از استادان برجسته علوم سیاسی، روابط بینالملل، حقوق بینالملل و ژئوپلیتیک، بر اهمیت تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه راهبردی در نظام جهانی تأکید کردند. در این نشست که به همت مؤسسه عالی آموزش، پژوهش و برنامهریزی و با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، محور اصلی مباحث بر این موضوع متمرکز بود که ایران در شرایط گذار نظم جهانی، از فرصت کمنظیری برای تثبیت بازدارندگی برخوردار است و نباید این فرصت را از دست بدهد.
علی آدمی استاد تمام روابط بینالملل و دبیر نشست جایگاه بازدارندگی راهبردی تنگه هرمز با تأکید بر مفهوم «بازدارندگی عقلانی» تصریح کرد تجربههای اخیر نشان داده یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از گسترش جنگ، درک طرف مقابل از توان ایران در تحمیل هزینههای سنگین است. او با اشاره به تحولات منطقه و جنگهای اخیر بیان کرد که تصور نادرست از ضعف بازدارندگی ایران، یکی از عوامل اصلی شکلگیری درگیریها بودهاست. وی افزود: بازدارندگی ایران نباید صرفاً به یک بعد نظامی محدود شود، بلکه باید در سه سطح نرم، سخت و هوشمند توسعه یابد. به باور او، تنگه هرمز یکی از مهمترین ابزارهای این بازدارندگی است، اما این ابزار ماهیتی زمانمند دارد و اگر بهدرستی و بهموقع مورد استفاده قرار نگیرد، ممکن است کارکرد راهبردی خود را از دست بدهد. از این منظر، تأخیر در تبدیل ظرفیتهای موجود به ساختار بازدارنده، میتواند هزینههای راهبردی برای کشور ایجاد کند.
هرمز به عنوان بیمه راهبردی در جهان بینظم
محمدباقر خرمشاد، استاد تمام علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی هم با ترسیم تصویری از «جهان بینظم»، وضعیت کنونی نظام بینالملل را دورهای گذار از نظم تکقطبی به نظم چندقطبی و چندکانونی توصیف کرد که در آن بحرانها و جنگها بهصورت همزمان در نقاط مختلف جهان در جریان است. وی در این چارچوب، تنگه هرمز را یک «بیمه راهبردی» برای ایران دانست که میتواند نقش تعیینکنندهای در بازدارندگی ایفا کند. او تأکید کرد که در برابر این فرصت، دو مسیر پیشروی ایران قرار دارد: نخست، بازگشت به وضعیت پیش از بحرانها که آن را سناریویی نامطلوب و غیرعقلانی دانست و دوم، بهرهبرداری حداکثری از موقعیت موجود برای تثبیت بازدارندگی راهبردی. خرمشاد سناریوی مطلوب را ایجاد یک رژیم حقوقی، سیاسی و امنیتی جدید با محوریت ایران و برخی کشورهای منطقه، از جمله عمان، دانست. در این چارچوب، کنترل تنگه هرمز نه به معنای انسداد، بلکه به معنای مدیریت و نهادینهسازی نقش ایران در تنظیم عبور و مرور و دریافت خدمات امنیتی و کشتیرانی تعریف شد.
ژئوپلیتیک هرمز و ضرورت حکمرانی هوشمند
افشین متقی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی نیز در این نشست با رویکردی ژئوپلیتیکی، تنگه هرمز را یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان معرفی کرد که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند و به بخش بزرگی از جمعیت جهان وابسته است. او تأکید کرد که این تنگه فاقد جایگزین اقتصادی و عملیاتی است و همین موضوع، آن را به یک نقطه راهبردی بیبدیل تبدیل کردهاست. وی بازدارندگی ژئوپلیتیکی ایران را مبتنی بر چهار عامل موقعیت جغرافیایی، عمق سرزمینی و ساحلی، توان اخلالگری و ماهیت ذاتی تنگه هرمز دانست. به باور او، این عوامل در کنار هم موجب میشوند که ایران از ظرفیت قابلتوجهی برای اثرگذاری بر نظم انرژی جهانی برخوردار باشد. متقی در ادامه تأکید کرد که الگوی مطلوب مدیریت این موقعیت باید از «عوارضگیری ساده» فراتر رفته و به «حکمرانی هوشمند کریدور راهبردی» تبدیل شود. این مدل شامل ایجاد سازمان مستقل مدیریت تنگه، حرکت به سمت امنیت هوشمند، توسعه دیپلماسی منطقهای و تبدیل هرمز به مرکز داده و خدمات ژئوپلیتیکی است.
بازدارندگی حقوقی در شکاف قانون و واقعیت
در بخش پایانی نشست، هیبتالله نژندیمنش، دانشیار حقوق عمومی و بینالملل، بر نقش حقوق بینالملل در شکلدهی به بازدارندگی هوشمند تأکید کرد و اظهار داشت که بازدارندگی مؤثر زمانی شکل میگیرد که سه عنصر قدرت واقعی، چارچوب حقوقی و روایت مشروع بهطور همزمان وجود داشتهباشد. وی با اشاره به تجربههای اخیر در تنگه هرمز بیان کرد که بازدارندگی در این منطقه نه از طریق انسداد کامل، بلکه از طریق کنترل هوشمند و انتخابی تحقق یافتهاست. به اعتقاد او، انسداد کامل علاوه بر هزینههای سنگین حقوقی و سیاسی، ظرفیت مدیریت و اثرگذاری را نیز کاهش میدهد، در حالی که کنترل هوشمند امکان تغییر محاسبات طرف مقابل را فراهم میکند. نژندیمنش تأکید کرد که بازدارندگی پایدار نیازمند معماری چندلایه در سطوح حاکمیتی، منطقهای و اقتصادی است و نباید اجازه داد ابتکار عمل در این حوزه به بازیگران خارجی واگذار شود.