قاتل که با بنزین و کبریت، دوست صمیمی خود را به گمان ارتباط پنهانی با همسرش ۹ سال قبل به آتش کشیده بود، دو بار پای چوبه دار رفت و در نهایت بخشیده شد جوان آنلاین: قاتل که با بنزین و کبریت، دوست صمیمی خود را به گمان ارتباط پنهانی با همسرش ۹ سال قبل به آتش کشیده بود، دو بار پای چوبه دار رفت و در نهایت بخشیده شد. پدر و مادر مقتول در لحظه اجرای حکم، طناب دار را از گردن قاتل باز کردند و گفتند: «فقط برای رضای خدا قاتل را بخشیدیم.»
بیست و پنجم مرداد سال ۱۳۹۶ بود که مأموران پلیس بخش آفتاب تلفنی خبردار شدند خودروی سواری در یکی از خیابانها دچار آتشسوزی شدهاست. تیمی از مأموران راهی محل شدند و در آنجا دریافتند رهگذران لحظاتی قبل متوجه حریق شده و آتشنشانان آتش را مهار کردهاند. دو مرد که در این حادثه دچار سوختگی شده بودند، برای درمان به بیمارستان منتقل شدند. مأموران برای بررسی موضوع به بیمارستان رفتند، اما با خبر شدند مردی که داخل خودرو گرفتار بوده، «کامران» نام دارد و بر اثر شدت سوختگی جان خود را از دست دادهاست. نفر دوم، «پیمان»، که از ناحیه دست و صورت دچار سوختگی شدهبود، بستری و تحت درمان قرار گرفت.
شک و تردید؛ انگیزه قتل دوست صمیمی
بررسیها و گفتههای شاهدان حکایت از آن داشت مرد فوت شده پیش از آتشسوزی با پیمان درگیر بوده و به همین دلیل نتوانستهاست هنگام آتشسوزی از خودرو خارج شود. از سوی دیگر، کارشناسان آتشنشانی اعلام کردند آتشسوزی خودرو عمدی بودهاست.
این موضوع و شواهد و دلایل به دست آمده، پرونده مرگ کامران را وارد مرحله تازهای کرد. تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به دستور بازپرس جنایی برای بررسی حادثه قتل وارد عمل شدند و پیمان را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
انکار و سپس اعتراف
متهم در بازجوییها ابتدا منکر جرم خود شد و مدعی شد کامران در حال تعمیر خودرویش بوده که ناگهان آتشسوزی رخ داده و او در این حادثه فوت کرده و خودش نیز آسیب دیدهاست. او قصد داشت با تناقضگویی قتل را انکار کند، اما وقتی فهمید آتشنشانی علت حریق را عمدی اعلام کردهاست، با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد.
روایت قاتل: خیانت دوست با همسرم
متهم در اعترافات خود گفت: «کامران دوست صمیمی من بود و از چندین سال قبل با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. من به او اعتماد داشتم و به همین خاطر به خانهام آمد و شد داشت. تصور نمیکردم روزی به من خیانت کند. مدتی قبل به رفتارهای او و همسرم مشکوک شدم و احتمال دادم کامران با همسرم ارتباط پنهانی دارد. خیلی تلاش کردم رابطه آنها را برملا کنم، اما موفق نشدم. همسرم هم ادعا میکرد من اشتباه فکر میکنم و او هیچ رابطهای با دوستم ندارد.»
وی ادامه داد: «صحبتهای همسرم را باور نکردم و همین موضوع هر روز مرا آزار میداد. شبها خواب راحت نداشتم. شک و تردید زندگیام را سیاه کردهبود تا اینکه تصمیم گرفتم از دوستم انتقام بگیرم. روز حادثه تصمیم گرفتم به بهانهای دوستم را به نزدیکی خانهام بکشانم و نقشه قتل را اجرا کنم.»
بنزین و کبریت؛ پایان یک دوستی
متهم در توضیح نقشه قتل گفت: «کامران مکانیک بود. با او تماس گرفتم و به دروغ گفتم قصد دارم برای کاری به مسافرت بروم و خودرویم ایراد فنی دارد. از او خواستم به خودرویم نگاهی بیندازد تا در جاده مشکلی پیش نیاید. او هم بلافاصله به محل قرار آمد. وقتی سوار خودرویم شد و پشت فرمان نشست، از او پرسیدم چرا با همسرم ارتباط پنهانی داری و به من خیانت کردی؟ خندهاش گرفت و گفت هیچ ارتباطی با همسرم ندارد، اما من باور نکردم. بطری بنزینی که از قبل آماده کردهبودم، روی او و خودرو ریختم. تصور میکرد شوخی میکنم، اما کبریت را کشیدم و خودرو را آتش زدم. در این حادثه خودم نیز آسیب دیدم و دوستم فوت کرد. الان پشیمانم.»
محکومیت به قصاص و پای چوبه دار رفتن
متهم پس از بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. در حالی که قاتل درخواست بخشش و گذشت میکرد، پدر و مادر مقتول به عنوان اولیایدم برای او درخواست قصاص کردند. قضات دادگاه، متهم را به قصاص محکوم کردند و رأی دادگاه پس از تأیید در یکی از شعبههای دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد. نام قاتل در لیست افراد قصاصی قرار گرفت و نفسهایش به شماره افتاد. تیم صلح و سازش برای میانجیگری جلساتی تشکیل دادند، اما تلاشها نتیجهای نداشت. مدتی قبل، قاتل برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت. طناب دار به گردنش آویخته شدهبود که اولیایدم با پادرمیانی مددکاران زندان و صلحیاران، به قاتل مهلت زندگی دادند.
دومین بار و بخشش بدون چشمداشت
بدین ترتیب، قاتل از چوبه دار فاصله گرفت و به سلولش بازگشت. تلاشها برای جلب رضایت اولیایدم همچنان ادامه داشت تا اینکه متهم دوباره نامش در لیست اجرای قصاص قرار گرفت و برای اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد. روز اجرا، متهم برای دومین بار طناب دار به گردنش آویخته شد. در حالی که همه چیز برای اجرای حکم مهیا بود، پدر و مادر مقتول طناب دار را از گردن قاتل باز کردند و به او زندگی دوباره بخشیدند. آنها اعلام کردند: «فقط برای رضایت خدا، از قصاص قاتل فرزندمان بدون هیچ چشمداشتی گذشت کردیم و به او زندگی دوباره دادیم.»
پایان یک انتظار ۹ ساله
قاتل که اقدام خداپسندانه اولیایدم او را شگفتزده کردهبود، به سلولش بازگشت. وی که حدود ۹ سال از عمرش را در زندان سپری کردهاست، به زودی از زندان آزاد میشود و زندگی تازهای را آغاز خواهد کرد.