از ۹ اسفندماه، باند حاکم اپستینی در کاخ سفید برای سرپوش گذاشتن بر بسیاری از چالشها و مشکلات داخلی و خارجی خود و با تحریک موساد و اسرائیل و همدستی هگزت، وزیر جنگ امریکا، و با وعده نابودی ایران در چند روز، وارد یک قمار جنگی با ایران شد از ۹ اسفندماه، باند حاکم اپستینی در کاخ سفید برای سرپوش گذاشتن بر بسیاری از چالشها و مشکلات داخلی و خارجی خود و با تحریک موساد و اسرائیل و همدستی هگزت، وزیر جنگ امریکا، و با وعده نابودی ایران در چند روز، وارد یک قمار جنگی با ایران شد. این رویای هالیوودی در همان چند روز اول به بنبست رسید و استراتژی جنگ برقآسا در باتلاق فرسایش گرفت و ترامپ به عقبنشینیهای شرمآور از اهداف و تهدیدات روزانه مجبور شد.
نکته جالب این است که ترامپ و باند دلالهای فاسد او و رژیم صهیونی و نتانیاهو در همان روایت خودساخته در مورد ضعف ایران و مقاومت منطقه، گرفتار و غافلگیر شدند و نه تنها خود را در امواج شکست، خسارت، تلفات و ویرانی گرفتار کردند، بلکه دوستان خود و جهان را با بحرانهای گوناگون و فزاینده مواجه نمودند.
کار به جایی رسیده که از پایان هفته دوم جنگ تاکنون، استراتژی ترامپ برای یک خروج آبرومندانه به نوعی دستوپا زدن و رسوایی بیشتر رسیده است. استراتژیها و اهداف براندازی در تجزیه و تاکتیکهای جنگی و طرحهای عملیاتی آنچنان تنزل کرده که در آخرین تلاشهای امریکا و رژیم صهیونی، شکستهای جدید به سوژه مضحکه و پیامدهای ویرانگر برای آنها تبدیل شده است.
اسرائیل از بلندپروازیهای اشغال یک سوم خاک لبنان و خلع سلاح کامل حزبالله، به اعلام ناتوانی و رسیدن به مرحله فروپاشی ارتش صهیونی و غیرممکن بودن اشغال حتی بخشهای کوچکی از جنوب لبنان رسیده و امروز هم با غافلگیری توان دریایی حزبالله، ناوچه خود را در سواحل لبنان از دست داد. ترامپ در تله داستانهای هالیوودی هگزت گرفتار شده و عملیات زمینی در جزایر ایران و یا حمله نظامی برای خارج کردن اورانیوم ۶۰ درصدی از فردو را، کارت آبرومندانه خروج از جنگ و مجبورسازی ایران به چهارچوبهای مذاکراتی قرار داده است.
هواپیمای اف-۱۵ آنها ساقط و خلبان آن در خاک ایران سقوط کرد و خسارت هواپیماها و هلیکوپترهایش برای نجات خلبان، با عملیات امروز صبح یکشنبه به رسوایی جدید منتهی گردید و یادآور شکست کارتر در طبس شد. دو هواپیمای سی-۱۳۰ و ۲ هلیکوپتر و دو پهپاد پیشرفته در جنوب اصفهان توسط نیروهای مسلح ایران شکار شدند و بر لیست خسارتهای تریلیون دلاری پایگاههای امریکا و شرکای عرب آنها و تمامی داراییهای اقتصادی و صنعتی نظامی رژیم صهیونیست افزوده شد.
اظهارات ترامپ قبل از اینکه در یک چارچوب هوشمندانه، عملیات روانی خودشیفته معنادار باشد، به نوعی سردرگمی شبیه شده است و حداقل از یک هفته گذشته تاکنون، بیشتر نخبگان غربی و جهانی و حتی دوستان غربی امریکا از این سخن میگویند که ترامپ به جای براندازی در ایران، به وضعیت براندازی در امریکا رسیده و ایران به قدرت چهارم جهان تبدیل خواهد شد.
ناتو و اروپا و بسیاری از دیگر دوستان امریکا از این ماجراجویی ترامپ فاصله گرفتهاند و تصویرسازی مجازی ترامپ، کارکردهای خود را در پیروزی توهمی در مقابل ایران از دست داده است. اروپا و عربهای همکار منطقهای ترامپ در حال پذیرش موازنه قدرت جدید ایران هستند و پالسهای روشنی ارسال کردند که باید با ایران قدرتمند در پساجنگ همزیستی و تعامل کنند.
آنچه رهبر شهیدمان در مبعوث شدن مردم و خرد کردن ابرقدرتهای جهان وعده داده بود، در حال شکلگیری نهایی یک پیروزی عظیم است.
استراتژی برتری در تصعید تشدید عملیات از سوی ایران، دشمن را آچمز کرده است و کارت بازی راهبردی در جنگ، که در تنگه هرمز متجلی شده، در کنار عملکرد جبهه مقاومت و امکان گسترش این کارت بازی به تنگه بابالمندب، و بسیاری از توانمندیهای بازدارنده نیروهای مسلح، پایههای قدرتسازی و پیروزی ایران و شکست نهایی دشمن را شکل دادهاند.
هوشیاری، انسجام و وحدت مردمی که نماد آن در خیابانهای سراسر کشور استمرار یافته، در کنار توانمندیهای مؤثر نیروهای مسلح و طرحهای نظامی برنامهریزیشده و استراتژیک، و حضور بسیار هماهنگ دولت در جنگ، مثلث طلایی این کارزار عزت و پیروزی است. سناریوهای نظامی و سناریوهای فرار از جنگ ترامپ، همگی با گامهای بازدارنده ایران در تصعید برتر به بنبست رسیدند.
میانجیسازی ترامپ با یک دستورالعمل ۱۵ بندی به دیوار برخورد کرده و اکنون تمام امید ترامپ در شکافسازی داخلی و چندصدایی مرموز از داخل ایران است.
آنچه از مقاله مشکوک دکتر ظریف و انتشار آن در «فارن افرز» برداشت میشود این است که همانند ارزانفروشیهای مذاکرات برجام، حالا به دنبال ارزانفروشی تنگه هرمز و داشتههای هستهای به ترامپ است تا مهمتر از آن، دشمن خسته و شکستخورده با توافق برجامی جدید، امکان استراحت و بازیابی قدرت را پیدا کرده و مجدداً به ایران حمله کند. این تلاش که اقدامی بر خلاف امنیت و منافع ملی و در خدمت آشکار با دشمن است و به دنبال مذاکره در لحظات پایانی جنگ پیروزمندانه علیه متجاوز میباشد، نیازمند رفتارهای مسئولانه دستگاه حاکمیتی است تا پالس مشکوک به جبهه دشمن متجاوز ارسال نشود. فریبکاری دلسوزانه در حساسترین مراحل یک دفاع مقدس که باید به کارکرد و پیامدهای شگرف منطقهای و بینالمللی منتهی شود و برای دشمن فرصت تنفس و تهدید مجدد ایجاد میکند، باید یکی از تاکتیکهای جنگی دشمن ارزیابی شود.
اگرچه این تلاشها نشانگر نفسهای احتضار یک گفتمان ویژه، در قیام ملی مردم کشورمان است که هر شب در میدان به رزمندگان ایثارگر و خاموش کشورمان امید و پشتگرمی میبخشند، ولی در کنار هوشیاری در برابر ستون پنجم، شتاب برنامهریزیشده نیروهای مسلح در مقابل دشمن متجاوز، مهمترین و کارسازترین عنصر در وصول به پیروزی بزرگ و ملی و اسلامی کشورمان است که روح امام خمینی و رهبر شهیدمان و همه شهدای کشورمان را شاد میکند.