ادامه این روند میتواند هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی برای طراحان جنگ به همراه داشته باشد و در مقابل، جایگاه ایران را بهعنوان یک بازیگر تعیینکننده در معادلات منطقهای و جهانی بیش از پیش تقویت کند جوان آنلاین: رژیم تروریستی آمریکا با همراهی سگ نگهبانش در منطقه غرب آسیا یعنی رژیم کودک کش صهیونیستی با انگیزههای متنوع از جمله تصاحب انرژی ایران با محوریت نفت و با این سراب که در مدت کوتاهی به نتیجه خواهند رسید، به کشور کهن ما حمله کردند، اما با گذشت ۲۵ روز از مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح، نه تنها خواب آشفتهشان (اضغاث احلام) تعبیر نشده است، بلکه برعکس در گردابی گیر کردهاند که آنها را به هذیان گویی و مواضع متضاد و متناقض وا داشته است و آنسو، مسئولان کشورمان با صدای رسا اعلام میکنند «تا زمان جبران تمام خسارات و لغو همه تحریمهای اقتصادی، مقاومت ادامه خواهد داشت.» نگاهی به وضعیت اقتصادی جهان، متأثر از دفاع مردم ایران، از جمله به اهرم انسداد تنگه هرمز، گویای شکست قمارباز در سرقت انرژی سرزمین ایران اسلامی است.
معادلات قدرت در جهان صرفاً با اتکا به ابزار نظامی قابل تغییر نیست و اراده ملتها و توانمندیهای راهبردی کشورها میتواند نقشههای از پیش طراحیشده را با شکست مواجه کند. یکی از اهداف اصلی حمله «طبقه اپستین» به کشورمان، کنترل منابع انرژی و ایجاد برتری در بازار جهانی نفت و گاز بود، اما به قاعده اراده ملت ما، نهتنها محقق نشده است، بلکه به بحرانی چندلایه برای مهاجمان تبدیل میشود.
با رصد اخبار اقتصادی رسانههای داخلی و خارجی، به روشنی میتوان دریافت که بازار جهانی انرژی در شرایطی بیسابقه از بیثباتی قرار گرفته است. گزارشها حاکی از آن است که روزانه میلیونها بشکه نفت از چرخه عرضه خارج شده و این میزان اختلال حتی از بحرانهای بزرگ نفتی گذشته، مخصوصاً در جریان جنگ غرب با روسیه در میدان اوکراین، نیز فراتر رفته است؛ بنابراین وضعیت موجود نشان میدهد تلاش برای بیثباتسازی ایران، بهطور مستقیم امنیت انرژی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
در این میان، تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی، نقش تعیینکنندهای در تحولات اخیر ایفا کرده است. مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز از سوی نیروهای مقتدر ایران اسلامی، بازارهای جهانی را با شوک مواجه کرده و بسیاری از کشورها را نسبت به آینده تأمین انرژی نگران ساخته و جهان به این واقعیت پی برده است که با استمرار این وضعیت، قیمتها به سرعت افزایش مییابد و بازارها دچار نوسان میشوند.
طبق گزارش فارس از فایننشال تایمز، تحلیلگران انرژی بانک گلدمن ساکس هم به تازگی در برابر افزایش قیمت نفت کوتاه آمدهاند و دیگر خوشبینی سابق را ندارند. تحلیلگران نفتی این بانک سرمایهگذاری پیشبینی خود برای قیمت نفت برنت در ماه آوریل را از ۸۵ دلار به ۱۱۵ دلار افزایش دادند و گفتند که احتمالاً اوج قیمت در اوایل آوریل حتی بالاتر نیز خواهد بود. آنها میگویند، احتمال اینکه قیمت نفت برنت از رکورد ۱۴۷ دلاری ثبت شده در سال ۲۰۰۸ فراتر روند بسیار زیاد است؛ این رقم از رکورد قیمتی ناشی از جنگ اوکراین هم بالاتر است.
دلایل اصلی این است که گلدمن ساکس اکنون انتظار دارد اختلالی بسیار طولانیتر و شدیدتر در صادرات نفت از طریق تنگه هرمز رخ دهد و اینکه بازسازی بعدی ذخایر استراتژیک در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، «حق بیمه امنیتی» را در قیمتهای بلندمدت نفت تثبیت خواهد کرد. در ادامه آنچه دن استرویون، مدیر مشترک تحقیقات کالا و تحلیلگر ارشد نفت گلدمن ساکس، به همراه همکارانش روز یکشنبه نوشتند، آمده است: با این حال، این سناریوهای نامطلوب و به شدت نامطلوب بانک است که واقعاً باید نگرانشان باشیم. در هر دو سناریوی گلدمن، جریان نفت از طریق هرمز به مدت ۱۰ هفته تنها ۵ درصد از سطوح عادی خود باقی میماند. در سناریوی بسیار بد، نیز به دلیل آسیب به زیرساختهای انرژی، کاهش پایدار ۲ میلیون بشکه نفت در روز از غرب آسیا خواهیم. به استناد گزارش تسنیم نیز از اسکای نیوز، بیش از ۱۰۰ پمپ بنزین در سراسر ایالت نیو ساوت ولز استرالیا با کمبود گازوئیل مواجه شدهاند و ۳۵ جایگاه نیز در بحبوحه بحران فزاینده سوخت در این کشور، به هیچ منبع سوختی دسترسی ندارند. کریس بوئن، وزیر انرژی استرالیا مدعی شد که ذخایر سوخت استرالیا همچنان نسبتاً قوی است و ذخایر راهبردی کشور به اندازه ۳۸ روز مصرف بنزین و ۳۰ روز مصرف گازوئیل و سوخت جت را در بر دارد. دولت استرالیا برای تثبیت بازار تا ۲۰ درصد از ذخایر راهبردی گازوئیل و سوخت را آزاد کرده و بهطور موقت استانداردهای کیفیت سوخت را تسهیل کرده تا سوخت با میزان گوگرد بالاتر نیز قابل استفاده باشد و حجم سوخت قابل عرضه افزایش یابد
به نقل از خبرگزاری آناتولی نیز شرکتهای هواپیمایی و خطوط هوایی در حال تدوین طرحهای جایگزین و اضطراری هستند چرا که هشدارهای جدی مبنی بر اینکه تشدید درگیریها در خاورمیانه میتواند منجر به کمبود سوخت جت شده و طی چند هفته آینده سفرهای بینالمللی را مختل کند، افزایش یافته است.
مدیران ارشد صنعت هوانوردی معتقدند که بحران نظامی خاورمیانه تهدیدی جدی برای زنجیره تأمین سوخت محسوب میشود و ممکن است در برخی مناطق جهان، عرضه سوخت با مشکل مواجه شود. نگرانی اصلی مدیران، عدم قطعیت در خصوص دسترسی پایدار به سوخت در بلندمدت است؛ موضوعی که نگرانیها را روزبهروز بیشتر میکند.
ویلی والش، مدیر کل یاتا (IATA)، هشدار داد که این مسئله بزرگترین چالشی است که صنعت هوانوردی تاکنون تجربه کرده است. کنتون جارویس، رئیس شرکت هواپیمایی «ایزیجت» (easyJet)، نیز در این باره توضیح داد که تأمینکنندگان سوخت تنها برای سه هفته آینده تحویل را تضمین کردهاند، اما درباره زمانهای طولانیتر تضمینی ندادهاند. جارویس گفت: هیچکس به ما قول نمیدهد که در شش هفته آینده مشکلی نخواهیم داشت، چرا که آنها آمادگی لازم را برای چنین تضمینی ندارند.
کارشناسان پیشبینی میکنند که اثرات این بحران در مناطق مختلف جهان متفاوت خواهد بود. اگرچه گمان میرود که انگلیس و بخشهایی از قاره اروپا در حال حاضر ذخایر کافی دارند، اما شرکتهای هواپیمایی که در مناطقی با وابستگی بالای سوختی فعالیت میکنند، با خطرات بیشتری روبه رو هستند. بن اسمیت، مدیر اجرایی گروه ایرفرانس-کیالام (Air France-KLM)، اعلام کرد که آنها در حال حاضر مشغول طراحی سناریوهای مختلف برای مدیریت شرایط کمبود سوخت هستند. نگرانیها در منطقه جنوب شرقی آسیا که وابستگی زیادی به سوخت وارداتی از خلیج فارس دارد، بسیار شدیدتر است. اسمیت در گفتوگو با روزنامه فایننشال تایمز اظهار داشت: جنوب شرق آسیا بسیار بیشتر از اروپا به سوختی که از طریق خلیج فارس تأمین میشود، وابسته است. ما میتوانیم سوخت را از اروپا خارج کنیم، اما وقتی به یک شهر در جنوب شرق آسیا پرواز میکنیم، امکان بازگشت هواپیما بدون سوختگیری وجود ندارد. اگر سوختی در مقصد نباشد، عملاً نمیتوان پرواز کرد. شرکتهای هواپیمایی هشدار دادهاند که در صورت شدت گرفتن کمبودها، ممکن است مجبور به کاهش تعداد پروازها شوند که این امر میتواند اختلالات گستردهای ایجاد کند. تاکنون اقداماتی نظیر توافق کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برای آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت، اعطای معافیتهای موقت آمریکا برای محمولههای نفتی روسیه که در دریا متوقف شدهاند و تعلیق برخی قوانین دریایی، برای کنترل قیمتها کافی نبوده است. در حال حاضر، قیمت هر بشکه نفت برنت از ۱۰۰ دلار عبور کرده است.
رسانهها به این نکته نیز تأکید کردهاند که معاملات بازارهای سهام در شرق آسیا در حالی به پایان رسید که سرمایهگذاران شاهد یک روز سیاه در بیشتر بورسهای این منطقه بودند. کره جنوبی بیشترین آسیب را متحمل شد؛ بهطوری که شاخص کوسپی (KOSPI) ۵/۶ درصد سقوط کرد. شدت این افت به حدی بود که معاملات بازار آتی این شاخص به طور موقت متوقف شد.
در ژاپن نیز شاخص نیکی ۲۲۵ با کاهشی حدود ۵/۳ درصدی مواجه شد و به زیر ۵۱,۵۰۰ واحد سقوط کرد. این شاخص از ابتدای ماه مارس تاکنون بیش از ۱۳ درصد از ارزش خود را از دست داده است. بازارهای چین و هنگکنگ نیز از این موج نزولی بینصیب نماندند. شاخص هنگ سنگ در هنگ کنگ حدود ۵/۳ درصد ریزش کرد و شاخصهای اصلی سرزمین اصلی چین یعنی CSI ۳۰۰ و شانگهای کامپوزیت نیز بین ۲۶/۳ تا ۶۲/۳ درصد افت داشتند. این آمار بدترین عملکرد روزانه بازارهای چین از آوریل ۲۰۲۵ محسوب میشود. در سایر بازارهای منطقه نیز وضعیت مشابه بود؛ شاخص ASX ۲۰۰ استرالیا تا ۷۴/۰ درصد و شاخص Straits Times سنگاپور حدود ۵۲/۲ درصد کاهش را ثبت کردند.
شوک بیسابقه به بازار انرژی جهان
افزایش قیمت نفت و گاز در هفتههای اخیر، یکی از نخستین نشانههای شکست راهبردی مهاجمان محسوب میشود. دادههای اقتصادی نشان میدهد که قیمت نفت در بازارهای جهانی از مرزهای پیشبینیشده عبور کرده به بالای ۱۰۰ دلار رسیده است و برخی تحلیلگران حتی از احتمال ثبت رکوردهای تاریخی سخن میگویند. این افزایش قیمت، نتیجه مستقیم کاهش عرضه و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی در منطقه است. در همین حال، بازار گاز اروپا نیز با رشد چشمگیر قیمتها مواجه شده است. کشورهای اروپایی که در سالهای اخیر تلاش کردهاند وابستگی خود را به منابع خاص کاهش دهند، اکنون با واقعیتی جدید روبهرو شدهاند که نشان میدهد امنیت انرژی بدون ثبات در غرب آسیا قابل تضمین نیست. این وضعیت، سیاستگذاران اروپایی را ناگزیر کرده تا به دنبال راهکارهای فوری برای مدیریت بحران باشند. البته برخی سران ریاکار اروپا مثل آلمان را نیز تنبیه کرده و به این نتیجه رسانده است که دست از توهمات خیالی خود بردارند.
اختلال در زیرساختهای انرژی منطقه نیز بر شدت این بحران افزوده است. حملات به تأسیسات نفتی و گازی در برخی کشورهای منطقه که آسمان و زمین خود را در اختیار «طبقه اپستین» گذاشتهاند که در ماه رمضان به یک کشور مسلمان حمله کند، نگرانیها درباره استمرار عرضه را افزایش داده و موجب شده تا شرکتهای بزرگ انرژی و سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری عمل کنند. این شرایط، بهطور مستقیم بر قیمتها و روند بازار تأثیر گذاشته است و در حال وارد کردن درد بیشتر به متجاوزان و همدستان آنهاست.
اختلال در زنجیره تأمین و گسترش بحران به جهان
پیامدهای این جنگ محدود به بازار انرژی باقی نمانده و به سایر بخشهای اقتصاد جهانی نیز سرایت کرده است. گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که زنجیرههای تأمین در بسیاری از نقاط جهان دچار اختلال شدهاند و این مسئله، تولید و توزیع کالاها را با چالش مواجه کرده است.
نمونههای عینی این وضعیت را میتوان در بخش کشاورزی مشاهده کرد. تولیدکنندگان در کشورهای مختلف با مشکلاتی در صادرات محصولات خود مواجه شدهاند و کاهش دسترسی به بازارها، موجب افت قیمتها و افزایش زیانها شده است. این مسئله بهویژه برای کشاورزان خرد که وابستگی بیشتری به بازارهای خارجی دارند، پیامدهای جدیتری به همراه داشته است. گاردین طی گزارشی که تسنیم آن را بازنشر کرده، از تبعات جنگ با ایران برای اقتصاد جهانی نوشت است اوج فصل برداشت آووکادوهاست در ارتفاعات سرسبز جنوب تانزانیا، اما کشاورزان برای پیدا کردن خریداران این میوههای ارزشمند سبز، پیش از اینکه بیش از حد رسیده و خراب شوند، با زمان مسابقه میدهند. جنگ فاجعهبار دونالد ترامپ در خاورمیانه در بازارهای جهانی انرژی احساس میشود، اما نفت و گاز تنها محصولاتی نیستند که از گلوگاه دریایی تنگه هرمز عبور میکنند. این درگیری همچنین به زنجیرههای تأمین در جاهای دیگری نیز ضربه میزند. مسیرهای حملونقل آووکادهای تانزانیا به سمت بازارهای سودمند خاورمیانه و فراتر از آن، مسدود شده و ظرفیت حملونقل هوایی به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
انجمن باغبانی تانزانیا اخیراً به اعضا خود هشدار داد: «خطوط کشتیرانی در حال حاضر پذیرش کالا در تمام مسیرها و مقاصد بازار از جمله اروپا، خاورمیانه، هند و چین را تعلیق کردهاند. یک گروه کمپینی که با کشاورزان خرد همکاری میکند، در حال جمعآوری شواهدی از تأثیرات جنگ است. آنها میگویند بسیاری از مالکین خرد مجبورند قیمتی معادل ۵۰ درصد قیمت معمول را بپذیرند یا اصلاً نتوانند محصول خود را بفروشند. در مومباسا، کنیا، انبارها با کوههایی از چای پر شدهاند که در شرایط عادی قرار بود به سمت خاورمیانه یا بازارهای کلیدی مانند پاکستان برای فرآوری، مخلوط سازی و بستهبندی ارسال شوند. در اینجا نیز، کشاورزان مجبورند قیمتهای بیسابقه پایین را بپذیرند یا اصلاً نتوانند بازاری پیدا کنند. آلیس عییار، مدیر این کمپین گفت: «علاوه بر تأثیرات ویرانگر بر شهروندانی که مستقیماً تحت تأثیر جنگ هستند، پیامدهای جهانی جدیای وجود دارد که ممکن است نادیده گرفته شوند. داستانی که احتمالاً آن را نمیشنویم، درباره تولیدکنندگان خردی است که مسئولیت بیشتر اشتغالهای جهانی و تأمین غذای مورد نیاز جهان را بر عهده دارند. آووکادو و چای که وقت برداشت آن رسیده است تنها نمونهای از انبوه مشکلاتی هستند که در اثر این جنگ پدید آمدهاند و ثابت کردهاند چگونه پیامدهای فوری درگیری با سرعت به معیشت شهروندان عادی، هزاران کیلومتر دورتر، ضربه میزند. در حالی که جنگ به هفته چهارم خود رسیده و هیچ نشانهای از کاهش تنش دیده نمیشود، میبینیم که پیامدهای آن فراتر از مرزهای انرژی و نفت و گاز رفته و کل اقتصاد جهانی را درگیر کرده است. رساندن محصولات غذایی به بازارهای صادراتی اکنون یک مشکل فوری برای برخی تولیدکنندگان است. همچنین میلیونها کشاورز در سراسر جهان تحت تأثیر هزینههای فزاینده برای خرید کود قرار خواهند گرفت. جهان ممکن است نه تنها با یک شوک انرژی مواجه شود، بلکه یک بحران غذایی نیز ممکن است پیشرو باشد که بدترین پیامدهای آن در کشورهای فقیر خواهد بود. آنکتاد گفته است قیمت سوختهای فسیلی و کود به طور مستقیم به هم مرتبط هستند. گاز تولیدی منطقه خلیج فارس برای تولید اوره، که در کود نیتروژنی استفاده میشود، به کار میرود. هرمز یک گلوگاه کلیدی برای صادرات آن است.
در بخش حملونقل نیز شرایط مشابهی حاکم است. افزایش هزینه سوخت و کاهش دسترسی به آن، شرکتهای حملونقل و هواپیمایی را با چالشهای جدی مواجه کرده است. برخی گزارشها حاکی از آن است که ذخایر سوخت در برخی مناطق جهان کاهش یافته و شرکتها ناچار به برنامهریزی برای کاهش فعالیتهای خود شدهاند. این تحولات نشان میدهد که جنگ علیه ایران، بهجای تحقق اهداف اعلامشده، به بحرانی جهانی تبدیل شده که بخشهای مختلف اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده است.
هزینههای سنگین و بنبست راهبردی مهاجمان
در کنار پیامدهای اقتصادی، هزینههای مستقیم این جنگ نیز بهشدت افزایش یافته است. برآوردها نشان میدهد که آمریکا در مدت کوتاهی دهها میلیارد دلار برای عملیات نظامی هزینه کرده و این روند همچنان ادامه دارد. این هزینهها، فشار قابل توجهی بر اقتصاد این کشور وارد کرده و حتی در داخل نیز با انتقادهایی مواجه شده است. بررسی دقیقی از برآورد اندیشکدهها و مؤسسات درباره هزینه جنگ برای آمریکا در این مدت انجام نشده است، چراکه ارقام رسمی منتشر نمیشود، با این حال، برخی گزارشها قابل توجه است، برای مثال، خبرگزاری اسپوتنیک هزینه هر ثانیه جنگ آمریکا با ایران را حدود ۱۱,۵۰۰ دلار برآورد کرده است، بر این اساس، در طول ۲۳ روز درگیری، بیش از ۳۰ میلیارد دلار صرف تجهیز نیروها و انجام حملات شده؛ رقمی که جدا از خسارتهاست. در یک برآورد دیگر، تنها در ۱۲ تا ۱۳ روز ابتدایی جنگ، خسارتها نیز حدود ۳۰ میلیارد دلار تخمین زده شده بود، آن زمان بر مبنای حدود ۹۰ پهپاد محاسبه شده بود، در حالی که اکنون تعداد پهپادهای منهدمشده به نزدیک ۱۳۰ فروند رسیده است.
از سوی دیگر، دونالد ترامپ درخواستی برای بودجه ۲۰۰ میلیارد دلاری از کنگره ارائه داده بود. با محاسبات اسپوتنیک، این رقم تنها کفاف حدود پنج ماه جنگ را میدهد؛ آن هم در شرایطی که همین بودجه نیز با مخالفتهایی روبهرو شد. برخی کارشناسان پنتاگون نیز اعلام کرده بودند که این جنگ روزانه بین ۱ تا ۲ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد، همچنین مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) برآورد کرده است که فقط در ۱۰۰ ساعت ابتدایی جانگ، بیش از ۴ میلیارد دلار هزینه شده است، آن هم صرفاً برای حملات هوایی. مؤسسه امریکن اینترپرایز نیز اعلام کرده است که هر ۱۰ روز جنگ، بین ۱۴ تا ۱۵ میلیارد دلار هزینه به آمریکا تحمیل میکند،
بر این اساس، در حدود ۲۰ روز نخست جنگ، هزینه مستقیم حملات آمریکا نزدیک به ۳۰ میلیارد دلار بوده است و اگر خسارتها را نیز حدود ۵۰ میلیارد دلار در نظر بگیریم، مجموع هزینه مستقیم به حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیارد دلار میرسد، این ارقام، بدون احتساب هزینههای غیرمستقیم مانند تبعات اقتصادی، تأثیر بر بازار انرژی، تنگهها و افزایش قیمت نفت و سوخت است.
از سوی دیگر، ناکامی در دستیابی به اهداف تعیینشده، نشاندهنده یک بنبست راهبردی است. تحلیلگران معتقدند که ادامه این وضعیت، نهتنها دستاوردی برای طبقه اپستین نخواهد داشت، بلکه میتواند موقعیت آنها را در عرصه بینالمللی تضعیف کند. در مقابل، ایران اسلامی با تکیه بر توان داخلی و مدیریت هوشمندانه شرایط، توانسته است از این بحران عبور کند و حتی معادلات را به نفع خود تغییر دهد. این مسئله، نشاندهنده اهمیت راهبرد مقاومت در برابر فشارهای خارجی است.
در مجموع، آنچه امروز در صحنه جهانی مشاهده میشود، نتیجه مستقیم محاسبات نادرست طراحان جنگ علیه ایران است. آنها میپنداشتند با یک اقدام سریع میتوانند به اهداف خود دست یابند، اما اکنون با واقعیتی متفاوت روبهرو شدهاند؛ که در آن، نهتنها به اهداف خود نرسیدهاند، بلکه با پیامدهای گستردهای مواجه شدهاند که کنترل آنها دشوار به نظر میرسد؛ و به نوشته ایندیپندنت، «ایران بالاخره محدودیتهای قدرت ترامپ را به او نشان داد. ترامپ با به تعویق انداختن تهدید خود مبنی بر «نابود کردن» سیستم انرژی ایران در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز، محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار کرد.» انشاءالله عصر جدید اقتصادی ایران نیز از راه میرسد و شاهد فصل جدیدی از مناسبات اقتصادی خواهیم بود.