نخستین پیام رهبر فرزانه انقلاب، یک حقیقت فراموش شده تاریخی را از حاشیه به متن ژئوپلیتیک منطقه خلیج فارس آورد: پایان دوران تحریم و آغاز عصر غرامت. اما مهمترین ابزار ایران برای وصول این حق چیست؟ تنگه هرمز به اهرم راهبردی جمهوری اسلامی ایران برای بازتعریف قواعد بازی در غرب آسیا و مهمترین صندوق جبران خسارات ناشی از جنگ تحمیلی تبدیل خواهد شد.
۱. تنگه هرمز؛ از شاهراه انرژی تا ابزار حاکمیتی ایران: جنگ تحمیلی ۹ اسفند ۱۴۰۴، اگرچه خسارات سنگینی به کشور وارد کرد، اما یک حقیقت انکارناپذیر را نیز آشکار ساخت؛ وابستگی حیاتی اقتصاد جهان و به ویژه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به تنگه هرمز. ایران با در اختیار داشتن جزایر و نقاط استراتژیک و سوقالجیشی و تسلط بر سواحل شمالی این آبراه، نه فقط یک کشور ساحلی که دارنده موقعیت ژئوپلیتیک بیبدیل است. بر اساس حقوق بینالملل و رویههای پذیرفته شده، کشورها میتوانند برای تأمین امنیت آبراههای واقع در قلمرو حاکمیتی خود، عوارض عبور دریافت کنند. تجربه جنگ ایران و عراق و تشکیل کمیسیون جبران خسارت برای کویت، نشان داد که غرامتگیری از متجاوز، یک حق مسلم و دارای پیشینه حقوقی است. ایران اکنون با اتکا به همین حق و با پشتوانه قدرت نظامی اثبات شده، میتواند تنگه هرمز را به «صندوق پرداخت غرامت» تبدیل کند.
۲. پکیج راهبردی جبران خسارت: برای عملیاتیسازی دکترین جدید نظام، باید یک بسته جامع و چندلایه طراحی شود که هرگونه تلاش برای دور زدن آن را بینتیجه بگذارد.
الف) عوارض پلکانی عبور: نخستین و فوریترین راهکار، اعمال حقالعبور برای تمامی کشتیهای عبوری از تنگه هرمز است. این عوارض باید به صورت پلکانی و بر اساس دو شاخص «میزان همکاری کشور متبوع با متجاوز» و «نوع محموله» تعیین شود. نفتکشهای متعلق به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که با در اختیار گذاشتن پایگاهها و تأمین مالی، در جنایت علیه ایران شریک بودهاند، مشمول بالاترین نرخ عوارض (مثلاً ۵۰ دلار به ازای هر بشکه) خواهند شد. این مبلغ مستقیماً به صندوق جبران غرامت و خسارات جنگ و بازسازی مناطق آسیب دیده در جنگ واریز میگردد.
ب) ممنوعیت مطلق برای دشمن: کشتیها و نفتکشهای متعلق به ایالات متحده و رژیم صهیونی، حتی با پرچم کشورهای ثالث، از عبور از تنگه هرمز منع میشوند. این یک اقدام متقابل و کاملاً قانونی در برابر تجاوز آشکار این دو دولت است. در صورت هرگونه تلاش برای نقض این ممنوعیت، کشتی متخلف به عنوان غرامت عینی مصادره خواهد شد.
ج) بازتعریف میز مذاکره: از این پس، هرگونه استفاده از ظرفیتهای خلیج فارس و تنگه هرمز برای امریکا یا متحدانش، مستلزم واگذاری امتیازی مشخص به ایران خواهد بود. به عنوان مثال، به ازای هر بار اجازه عبور کشتیهای تجاری وابسته به شرکتهای امریکایی و همپیمانان دشمن باید یکی از تحریمهای ظالمانه علیه ایران به طور کامل، همراه با جبران خسارات ناشی از آن لغو شود. به عبارت دیگر، تنگه هرمز به میز مذاکرهای تبدیل میشود که در آن ایران تعیینکننده قواعد بازی خواهد بود.
۳. تغییر موازنه؛ از تحریم تا غرامتگیری: این بسته راهبردی، یک پیام روشن برای همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای دارد؛ دوران تحریم ایران و انتفاع رایگان دیگران از امنیت خلیج فارس به سر آمده است. کشوری که تا دیروز تحت تحریمهای ظالمانه قرار داشت، امروز با قدرت، مطالبهگر غرامت و میدان دار قواعد بازی است. افزایش قیمت نفت و گاز در بازارهای جهانی در پی ناامنی ایجاد شده توسط متجاوزان، خود گواه روشنی بر وابستگی جهان به این منطقه و اهمیت راهبردی ایران است. همانطور که رهبر فرزانه انقلاب تأکید کردند، این ملت ایران بود که با بصیرت و حضور خود، اقتدار کشور را تضمین کرد و اکنون نوبت بهرهمندی مادی این ملت از این اقتدار فرا رسیده است.
دکترین دوپایه رهبر انقلاب، نه یک شعار آرمانی که یک نقشه راه عملی و دقیق برای دوران پساجنگ است. بازتعریف جایگاه تنگه هرمز از یک شاهراه عبوری به یک «گنجینه جبران خسارت»، یکی از مهمترین ابزارهای ایران در کنار روشهای دیگر برای وصول مطالباتش است. این راهکارها، ضمن تأمین غرامت مادی، امریکا را برای همیشه از معادلات امنیتی منطقه حذف و نظم نوینی را پایهریزی میکند که در آن ایران به عنوان قدرت مسلط و تضمینکننده امنیت، تعیینکننده قواعد بازی است. فردای غرب آسیا، فردای بدون امریکا و با شکوه ایران سربلند خواهد بود. این وعده صادقانهای بود که در نخستین پیام رهبری، برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد.