در جریان تجاوز نظامی امریکا و رژیم اسرائیل که از اسفند ۱۴۰۴ با نقض اصول بنیادین منشور سازمان ملل آغاز شده است، در کنار هدف قرار گرفتن بسیاری از مراکز نظامی بویژه مدارس، بیمارستان ها، مناطق مسکونی، ورزشگاه ها، مراکز خدمات عمومی، پلها و راهها، جهانیان شاهد زنجیرهای از حملات به آثار تاریخی و اموال فرهنگی ایران هستند. بر اساس گزارش وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایران، در حدود ده روز اول جنگ رمضان، دستکم ۵۶ موزه، بنای تاریخی و محوطه فرهنگی در استانهای مختلف کشور هدف حمله آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته و دچار آسیبهای ساختاری و جدی شدهاند. استان تهران با ۱۹ اثر آسیبدیده در صدر این فهرست قرار دارد، همچنین ۱۲ بنای شاخص در کردستان و چندین اثر تاریخی در اصفهان آسیب دیدهاند. از جمله، در تجاوز نظامی امریکا و رژیم اسرائیل، کاخ گلستان، کاخ موزه چهل ستون، بخشی از بافت تاریخی مرکز تهران، عمارتهایی، چون آصف، سالار سعید و خسروآباد در سنندج، کاخ رشک جنان (کاخ استانداری) اصفهان و موزه مردمشناسی و باستانشناسی قلعه فلکالافلاک خرمآباد
آسیب دیدند.
به این ترتیب به نظر میرسد امریکا و رژیم اسرائیل در کنار ارتکاب جنایت جنگی از طریق هدف قرار دادن غیرنظامیان، به صورت عامدانه و با قصد خاص، حملات به آثار تاریخی و اموال فرهنگی ایران را در دستور کار قرار دادهاند؛ در این خصوص هفت نکته تبیینی میتوان مطرح ساخت:
اول؛ اغلب ۵۶ اثر تاریخی، فرهنگی و باستانی ایران به واسطه حملاتی که امریکا و رژیم اسرائیل به مناطق نزدیک این آثار انجام داده است، آسیب دیدهاند. در واقع به دلیل اینکه حمله مستقیم و عامدانه به اموال فرهنگی، جنایت جنگی محسوب میشود؛ امریکا و رژیم اسرائیل تلاش دارند به بهانه هدف قراردادن برخی از مراکز ادعایی نزدیک این آثار تاریخی، به آنها خسارت وارد نمایند. این در شرایطی است که هیچ ضرورت نظامی اثبات شده برای این جنایتها وجود ندارد، بلکه امریکا و رژیم اسرائیل با «قصد خاص» که همان محو کامل آثار هویت تاریخی، تمدنی، ملی و دینی ایرانیان است، صورت گرفته است. حتی قبل از جنگ رمضان، امریکا و رژیم اسرائیل تمایل خود برای نابودی اموال فرهنگی ایرانیان را نشان داده بودند؛ چنانچه پس از ترور شهید قاسم سلیمانی در سال در ۱۳ دی ۱۳۹۸، دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا، تهدید کرد: «۵۲ نقطه در ایران را که برخی از آنها از اهمیت بالایی برای ایران و فرهنگ ایرانی دارند هدف قرار میدهیم».
دوم؛ اموال فرهنگی تنها متعلق به کشورها نیست؛ بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت محسوب میشوند. به همین دلیل از ابتدای تقویت حقوق بین الملل، اموال فرهنگی تحت حمایت حقوق بین الملل قرار گرفتند. برای اولین بار به صورت جدی در کنوانسیونهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه، بر حمایت از اموال فرهنگی تاکید شد. براساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه و دو پروتکل الحاقی به آن در سال ۱۹۹۹، پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو، اساسنامه رم دیوان بینالمللی کیفری (۲۰۰۲)، کنوانسیون ۱۹۷۲ مربوط به حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان، و اصول حقوق بین الملل عرفی هرگونه حمله عامدانه از سوی آمریکا و اسرائیل علیه اماکن تاریخی و میراث فرهنگی ایران، نقض فاحش حقوق بینالملل بشردوستانه و مصداق آشکار جنایت جنگی محسوب میشود که مسئولیت مدنی و کیفری برای امریکا و رژیم اسرائیل و دولتمردان آنها ایجاد مینماید.
سوم؛ کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی و پروتکل الحاقی به آن در سال ۱۹۹۹، چارچوب حقوقی قدرتمندی برای حفاظت از اموال فرهنگی در مخاصمات مسلحانه ایجاد کرده است. این کنوانسیون که از سال ۱۹۵۶ لازم الاجرا شده و بیش از ۱۳۰ کشور عضو آن هستند، ضمن تعریف مفهوم «اموال فرهنگی»، تکالیف برای دولتها برای خودداری از هدف قراردادن اموال فرهنگی، تهیه و اعلام فهرست آنها، و نصب نشان «سپر آبی» بهعنوان نماد حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ را مشخص کرده است. همچنین این کنوانسیون و دو پروتکل الحاقی آن با تعیین چارچوبهای ضرورت نظامی، تلاش کرده است مانع از هدف قرار گرفتن اموال فرهنگی به بهانه ضرورت نظامی شده و نقض آن را با مفهوم جنایت جنگی و مجازات کیفری مرتبط نماید. در این راستا پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون لاهه در سال ۱۹۹۹ با وضع مقرراتی در مورد صلاحیت کیفری، تعهد به تعقیب و استرداد و کمکهای حقوقی دو جانبه، چهارچوب حمایت از اموال فرهنگی را تقویت نمود.
چهارم؛ متناسب با بند فوق، نه تنها حمله مستقیم به یک بنای تاریخی و فرهنگی بجزء در شرایطی استثنایی یعنی تبدیل اموال فرهنگی به مرکز نظامی بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و اصول حقوق بین الملل ممنوع شده است، بلکه هرگونه اقدام نظامی که باعث آسیب غیرمستقیم به اموال فرهنگی شود، مجاز نیست. بر خلاف ایران که عضو کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل الحاقی ۱۹۹۹ میباشد، امریکا عضو این معاهده نیست. این موضوع مانع از تحقق مسئولیت مدنی و کیفری امریکا و دولتمردان آن بر اساس حقوق بین الملل عرفی نمیشود. چرا که اصول حقوق بین المل عرفی برای همه کشورها لازم الاجرا هست و مفاد کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه نیز برگرفته از همین قواعد عرفی میباشند. نگاهی به عملکرد امریکا در جنگهای ویتنام، یمن، افغانستان و عراق از جمله فاجعه موزه ملی بغداد در سال ۲۰۰۳ و تخریب یا سرقت ۱۷۰ هزار قطعه تاریخی در آن، نشان میدهد که دولتهای امریکا در حملات خود، با میراث فرهنگی و تمدنی کشورها نیز خصومت دارند. در عین حال رژیم اسرائیل نیز علیرغم عضویت در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، در طول اشغال فلسطین و نسل کشی غزه با هدف قرار دادن صدها اثر تاریخی متعلق به مسلمانان و مسیحیان در فلسطین اشغالی نشان داد که در کنار نسل کشی جمعیت فلسطینی، نسل کشی فرهنگی آنها را نیز دنبال میکند و اکنون همین رویه را علیه ایران در پیش گرفته است.
پنجم؛ از مفاد مجموعه اسناد و قواعد لازم الاجرای حقوق بین الملل در خصوص حملات نظامی عامدانه به اموال فرهنگی مشخص است که این حملات مصداق جنایت جنگی هستند که عاملان و آمران آن، باید مجازات کیفری شوند. از آنجا که اموال فرهنگی کشورها بنوعی میراثی متعلق به همه بشریت هستند، همه کشورها برای محافظت از آنها مسئولیت دارند. در کنار دولت ها؛ سازمان ملل، یونسکو، شورای بین المللی موزها (ایکوم)، شبکه سپر آبی جهانی، کمیته بین المللی صلیب سرخ و دیوان بین المللی کیفری در این خصوص مسئولیت دارند. علیرغم اینکه بیش از ۱۲۰ اموال فرهنگی که بخشی از آنها به عنوان میراث جهانی ثبت شدهاند، توسط ایران با نصب «سپر آبی» مشخص شدهاند، و فهرست آنها از پیش، در اختیار یونسکو بوده است، عملکرد یونسکو و کارگروه کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه در این خصوص، تاکنون قابل قبول نمیباشد. صرف ابراز نگرانی «لازار الوندو آسومو»، مدیر مرکز میراث جهانی یونسکو، از تاثیرات جنگ بر سایتهای میراث جهانی ناکافی میباشد. اگرچه امریکا با خروج از یونسکو در دوره ترامپ -که بر اساس بند ۶ ماده دوم اساسنامه این سازمان، در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ اجرایی خواهد شد-، نشان داد که دولت ترامپ هیچ ارزشی برای این سازمان و هنجارهای فرهنگی جهانی قائل نیست، اما این موضوع، نباید مانع اقدام قاطع یونسکو از جمله محکومیت تجاوز امریکا و رژیم اسرائیل به اموال فرهنگی ایران گردد.
ششم؛ بر اساسا بند (۲) ماده (۴) کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در مخاصمات مسلحانه، و همچنین ماده شش پروتکل دوم الحاقی به آن در سال ۱۹۹۹، هدایت عملیات نظامی علیه اموال فرهنگی تنها زمانی و تا مدتی ممکن است که آن اثر فرهنگی با عملکرد خود، تبدیل به هدفی نظامی شده؛ و هیچ راه ممکن دیگری برای کسب مزیت نظامی مشابه، نسبت به آنچه که از طریق هدایت حمله نظامی علیه آن هدف به دست میآید، وجود نداشته باشد. هیچ کدام از ۵۶ اثر فرهنگی آسیب دیده ایرانی، هدف نظامی نبودند، اما امریکا و رژیم اسرائیل بمنظور آسیب رساندن به آنها، به اهداف ادعایی در مناطق نزدیک به این اموال فرهنگی حمله کردهاند. در واقع «قصد خاص» و «هدف اصلی» آنها آسیب رساندن به این اموال فرهنگی، به بهانه هدف قراردادن اهداف ادعایی نزدیک بوده است. امریکا و رژیم اسرائیل در کنار تخریب زیرساختهای راهبردی، به دلیل حقاوت در مقابل تاریخ هفت هزار ساله ایران، حملات عامدانه به اموال فرهنگی را در پیش گرفتهاند که مصداق «نسل کشی فرهنگی» و «جنایت جنگی» میباشد.
هفتم؛ اموال فرهنگی، تاریخی و تمدنی بخش عینی تاریخ ملتها میباشند. میراث فرهنگی، حلقهای است که هویت یک ملت را به جغرافیای زیست تاریخی آن پیوند میزند. نابودی یک بنای تاریخی و تمدنی، تلاش برای قطع ارتباط یک ملت با نمادهای هویتی اش میباشد. هدف ژنوساید فرهنگی توسط امریکا و رژیم اسرائیل، محو میراث فرهنگی ایران، این گهواره هفت هزار ساله تاریخ و تمدن میباشد. تمدن کهن ایران و ارزشهای دینی و ملی این سرزمین باستانی از آموزههای کورش کبیر تا اصول مکتب رهایی بخش تشیع، در تلفیق با یکدیگر، دژ محکم در برابر تجاوز دشمنان ایجاد کرده و روحیه «مقاومت تاریخی» را در ایرانیان ایجاد کرده است. حتی امروز برخی از همسایگان وابسته ایران که تاریخ شان به سختی به پانصد سال میرسد با حسرت به تاریخ هفت هزار ساله ایران، و با جعل طنزآمیز تاریخ خود، از حکمت چند هزار ساله تاریخی برای خود سخن میگویند؟! امریکا و رژیم اسرائیل برای اجرای فتنه «اسرائیل بزرگ» به تجزیه کشورهای اسلامی در غرب آسیا از عربستان سعودی، کویت گرفته تا اردن و عراق نیاز دارند. ایران سدّ محکمی در مقابل این طرح تجزیه میباشد. از اینرو، آنها به دنبال از بین بردن «ایران تاریخی» و «ملت واحد و تاریخی ایران» از طریق ابزارهای مختلف مانند تحریک اقوام و تجهیز گروهکهای تروریستی و تجزیه طلب هستند؛ حملات به اموال فرهنگی، تمدنی و دینی ایرانیان نیز بخشی از این راهبرد تجزیه ایران توسط واشنگتن و تل آویو میباشد؛ اما تاریخ هفت هزار ساله نشان میدهد مهاجمان تحقیر شده و رفتهاند، ولی ایران سربلند، باقی مانده است.