راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در شرایط کاملاً متمایزی نسبت به سالیان گذشته برگزار شد. این رویداد نه در فضای عادی دیپلماتیک، بلکه در بزنگاهی حساس از مذاکرات هستهای با امریکا در مسقط، همزمانی با نشست اضطراری نتانیاهو و ترامپ در واشینگتن، و در امتداد موجی از ناآرامیهای داخلی و جنگ ترکیبی تمام عیار علیه جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفت. این نوشتار به بررسی «پیامدهای راهبردی» این حضور در دو سطح داخلی و خارجی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این راهپیمایی صرفاً یک آیین سالگرد نبود، بلکه یک «همهپرسی پویا» و «سیگنال هزینه ساز» بود که محاسبات دشمن را در آستانه تصمیمگیریهای سخت دستخوش تغییر اساسی کرد.
الف) پیامدهای راهبردی داخلی
نخستین و بنیادیترین پیامد داخلی راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، خنثیسازی پروژه «القای ناکارآمدی و بحران مشروعیت» بود. دشمنان جمهوری اسلامی با بهرهگیری از شبکه گستردهای از رسانههای فارسی زبان و اتاقهای فکر وابسته به جریان سلطنت طلب و سازمانهای اطلاعاتی بیگانه، ماهها بر روی این سناریو سرمایهگذاری کرده بودند که میان حاکمیت و ملت شکافی عمیق و غیرقابل ترمیم ایجاد شده است. راهپیمایی میلیونی ۲۲ بهمن به مثابه یک «داده عینی» این روایت را به چالش کشید. رهبر معظم انقلاب اسلامی صراحتاً این حضور را «مظهر قدرت و عظمت ملت ایران» و «بینظیر در جهان» توصیف کردند؛ زیرا در هیچ کجای دنیا پس از ۴۷ سال از پیروزی انقلاب، چنین حضور خودجوش و عظیمی در حمایت از اصول بنیادین حاکمیت ثبت نشده است. این حضور اثبات کرد که جامعه ایران از پیچیدگیهای بیشتری نسبت به تصویر سیاه و سفید رسانههای معاند برخوردار است؛ جامعهای که در آن هم مطالبات جدی اقتصادی و اجتماعی وجود دارد، هم تعلق خاطر به هویت ملی و استقلال کشور. مردم ایران علیرغم گلایههای معیشتی، میان «نقد عملکرد» و «نفی ذات نظام» تفاوت قائل شدند و این تمایز را در رفتار سیاسی خود به نمایش گذاشتند. از منظر راهبردی، این رویداد سرمایه اجتماعی نظام را که هدف اصلی جنگ شناختی بود، بازسازی و ترمیم کرد.
دومین پیامد داخلی، تقویت همبستگی ملی در عبور از فتنهها بود. در شرایطی که دشمن بر روی برجستهسازی شکافهای قومیتی و مذهبی سرمایهگذاری کرده بود، راهپیمایی ۲۲ بهمن تصویری از انسجام در سراسر کشور از مراکز استانها تا نقاط مرزی و روستاهای دورافتاده را به نمایش گذاشت. این انسجام در شرایطی رقم خورد که رئیسجمهور نیز بر ضرورت التیام بخشیدن به شکافهای داخلی و مقابله با «توطئه قدرتهای استکباری» برای تفرقهافکنی تأکید کرد. بنابراین، راهپیمایی مذکور به عنوان یک «چسب اجتماعی» عمل کرد که زخمهای ناشی از اغتشاشات اخیر را ترمیم نمود و اثبات کرد که ملت ایران در بزنگاههای تاریخی، منافع ملی و تمامیت ارضی را بر سلایق جناحی و گلایههای مقطعی مقدم میدارد.
سومین پیامد داخلی، تقویت روحیه و پشتوانه مردمی نیروهای مسلح بود، لذا اطمینان فرماندهان عالی نظامی، ناشی از تصویری است که در راهپیمایی از پشتیبانی بیواسطه میلیونی مردم ترسیم شد. به تعبیر رهبر انقلاب، «قدرت ملی بیش از آنکه به موشک و هواپیما وابسته باشد، به اراده و ایستادگی ملتها وابسته است» و راهپیمایی ۲۲ بهمن عینیت این اراده بود.
ب) پیامدهای راهبردی خارجی
اولین و بارزترین پیامد راهپیمایی در سطح بینالمللی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، «تغییر در محاسبات راهبردی امریکا و رژیم صهیونیستی» در آستانه دور جدید مذاکرات بود. راهپیمایی امسال دقیقاً در شرایطی برگزار شد که بنیامین نتانیاهو برای هماهنگی با دونالد ترامپ در مورد گزینه نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران به واشینگتن سفر کرده بود تصاویر حضور میلیونی در رسانههای جهان مخابره شد و این پیام را به کاخ سفید و کنست اسرائیل ارسال کرد که جامعه ایران علیرغم فشارهای اقتصادی، تحت تأثیر عملیات روانی برای ایجاد شکاف و القای انزوا قرار نگرفته است. رهبر انقلاب پیش از برگزاری راهپیمایی هدف از حضور را «ناامید کردن دشمن» اعلام کرده بودند. تحقق این ناامیدی در کف میدان، برگ برنده تیم مذاکرهکننده ایرانی را در مسقط تقویت و اثبات نمود که ایران نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قدرت و پشتیبانی مردمی پای میز مذاکره حاضر شده است.
دومین پیامد خارجی، تخریب روایت «انزوای ایران» و «فروپاشی قریبالوقوع» بود. رسانههای غربی و عبری طی ماههای منتهی به بهمن ۱۴۰۴، سناریوی «آخرین انقلاب» و «واپسین سالگرد انقلاب» را با آب وتاب تبلیغ میکردند و مدعی بودند که مشروعیت نظام صرفاً با اجبار و زور بر مردم تحمیل میشود. استدلال آنان مبتنی بر برخی گزارشها از فشارهای امنیتی به خانوادههای معدود بازداشتشدگان بود. با این حال، تصاویر عینی از صفوف میلیونی در سراسر کشور که توسط خبرنگاران خارجی نیز پوشش داده شد، این روایت را به چالش کشید. واقعیت اجتماعی پیچیده ایران نشان داد که نمیتوان حضور میلیونی در بیش از هزار شهر را صرفاً به اجبار تقلیل داد. این حضور به مثابه یک «داده خام» برای تحلیلگران بیطرف بینالمللی بود که نشان میداد پیوند تاریخی و هویتی میان تودههای مردم و ساختار حاکمیت همچنان پابرجاست.
سومین پیامد خارجی، تقویت گفتمان مقاومت در سطح منطقه و محورهای فراملی بود. پیام راهپیمایی ۲۲ بهمن صرفاً به واشینگتن و تلآویو خلاصه نشد، بلکه به عنوان الگویی برای گروههای مقاومت در سراسر غرب آسیا عمل کرد. این رویداد اثبات نمود که گفتمان استقلالطلبی و ایستادگی در برابر سلطه، همچنان ظرفیت بسیج تودهها را دارد و میتواند از پس تحریمهای ظالمانه و جنگهای نیابتی، هویت خود را بازتولید کند. در جمع بندی باید راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را در چارچوب یک «عملیات ترکیبی معکوس» تحلیل کرد. دشمنان جمهوری اسلامی با راهاندازی جنگ شناختی، به دنبال ناامیدسازی ملت و ایجاد شکاف میان حاکمیت و جامعه بودند. اما پاسخ ملت ایران در قالب حضور پرشور در راهپیمایی، ابتکار عمل را از دشمن گرفت و نهتنها محاسبات او را تغییر داد، بلکه پروژههای بلندمدت «تغییر رفتار» و «تغییر رژیم» را با شکست مواجه کرد. این حضور در سطح داخلی، ضمن بازسازی سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام، پشتوانهای قدرتمند برای نیروهای مسلح جهت بازدارندگی فعال فراهم آورد. در سطح خارجی نیز با مخابره تصویر ایران متحد و بااراده، برگ برنده را به دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات هستهای داد و ائتلاف جنگطلب امریکا- اسرائیل را در وضعیت انفعال قرار داد. به این ترتیب، راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ به یک نقطه عطف در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد که نشان داد این انقلاب علیرغم چالشهای متعدد، همچنان از ظرفیت بالایی برای تجدید حیات و بازتولید وفاداری برخوردار است.