دیماه با خودش زخم آورد. با خبرهایی که ناگهان بر سرمان آوار شد، با حادثههای تروریستی که غم بر دلمان نشاند جوان آنلاین: دیماه با خودش زخم آورد. با خبرهایی که ناگهان بر سرمان آوار شد، با حادثههای تروریستی که غم بر دلمان نشاند، با اشکهایی که گاه و بیگاه، بیاختیار جاری شد و البته با تلخیهایی که هنوز هم در جان شهر باقی ماندهاست. خیابانها، روزهایی را دید که تا به حال به خود ندیدهبود، پر از بغض و غم عزیز از دست رفته شد. خیلیها دلخور شدند و خیلیها هم کم آوردند، اما همین مردم، با همه نارضایتیها و دلخوریهایشان، در سرمای ۲۲ بهمن به خیابان آمدند. این تعریف دقیقی از ملت ایران است، ملتی که نشان داد اعتراض دارد، گلایه میکند، اما در بزنگاه حفظ سرزمینش، پا پس نمیکشد.
۲۲ بهمن امسال، صرفاً یک مراسم تقویمی نبود، با همه سالها فرق داشت. این حضور پرشور پاسخی بود به همه کسانی که گمان میکردند تلخیها میتواند پیوند مردم و وطن را سست کند. این آرزوی محال است. مردمی که فشار معیشت روی دوششان است و گاه از سوءمدیریتها گلایه دارند، ایران را به هیچ عنوان جدا از خودشان نمیبینند.
جمع کثیری از خانوادهها آمدند. پدر و مادرهایی که شاید شب قبل، از گرانی و اجارهخانه حرف میزدند، روز گذشته، دست فرزند (و فرزندانشان) را گرفتند و راهپیمایی کردند. نوجوانانی که در شبکههای اجتماعی، روایتهای متناقض شنیدند، آنها هم کنار خانوادهشان ایستادند و سالخوردگانی که خاطره روزهای پرالتهاب انقلاب را در ذهن دارند دوباره به میدان آمدند. این حضور، نه از سر بیخبری بود و نه از سر هیجان لحظهای، از سر یک باور عمیق بود، اینکه ایران را نباید و نمیشود تنها گذاشت.
از مدتها قبل، تبلیغات رسانههای آنسوی مرزها، با تمام توان، بر شکافها دمیدند. از هر حادثه، از هر خطا، از هر ضعف، روایتی ساختند برای بریدن مردم از ریشههایشان، اما آنچه دیروز در خیابانها دیده شد، نشان داد جامعه ایران پیچیدهتر و عمیقتر از آن است که با موج رسانهای از هم بپاشد. مردم میتوانند ناراضی باشند و در عین حال، پای استقلال و تمامیت کشورشان بایستند. میتوانند منتقد باشند، اما مرز میان اصلاح و فروپاشی را خوب بشناسند. این همان چیزی است که افتخارآفرین شدهاست.
بدون شک، ۲۲ بهمن امسال، نمایش سرمایه اجتماعی بود. سرمایهای که آسان به دست نیامده و آسان هم از دست نمیرود، مگر آنکه با بیتدبیریها فرسوده شود. این اتحاد، سرمایهای است که اگر پاسخ درخوری نگیرد، اگر قدر نبیند، اگر با کارآمدی و عدالت همراه نشود، آسیب زیادی میبیند و اینجاست که مسئولیت مردم تمام میشود و نوبت به مسئولان میرسد. مسئولانی که با چشم خود دیدند مردم سهم خود را به خوبی ادا کردند. در روزهایی که آنها میتوانستند در خانه بمانند و به دلخوریها و گلایههای بهحقشان فکر کنند، آمدند و از کلیت کشور دفاع کردند. حالا دیگر هیچ بهانهای پذیرفتنی نیست. هیچ مدیری حق ندارد پشت نام مردم پنهان شود، اما برای همان مردم کار نکند! هیچ مسئولی مجاز نیست از این حضور، فقط برای گزارشسازی و آمارسازی بهره ببرد و فردا دوباره به روال گذشته بازگردد.
اگر دیماه زخم داشت، وظیفه مسئولان مرهم گذاشتن روی آن است. اگر اعتماد آسیب دیده، مسئول بازسازی آن کسانی هستند که مسئولیت ساخت و آبادانی کشور را قبول کردند، بنابراین اگر امروز سفرهها کوچک شده، این تنها مردم نیستند که باید صبورتر شوند، بلکه مدیران هستند که باید کارآمدتر، شجاعتر و صدالبته صادقتر باشند.
بیتردید اتحاد ملی نه با شعار، بلکه با عدالت است که حفظ میشود. با مبارزه بیامان با فساد. با کنار گذاشتن مدیران ناکارآمد. با شفافیت در تصمیمهایی که مستقیم بر زندگی میلیونها نفر تأثیر میگذارد و صد البته با شنیدن صدای منتقد، پیش از آنکه صدایش به فریاد تبدیل شود.
مردم به راهپیمایی آمدند که یکدل و یکصدا بگویند ایران را میخواهند، با همه دشواریها، با همه گلایهها، اما این حضور بدون شک به مثابه چک سفیدامضا نیست. معنایش رضایت کامل از همه عملکردها نیست، چشمپوشی از ضعفها و تعطیل شدن مطالبهگری را هم نمیرساند. در واقع ملت ایران از اصل کشور و کلیت نظام حمایت کردند، نه از هر خطا و هر مدیری. آنها میان «حفظ وطن» و «بیحساب گذشتن از مسئولیتها» مرزی روشن کشیدند؛ و حالا این سرمایه اجتماعی، امانتی است در دست مدیران و مسئولان، امانتی که اگر با کارآمدی، عدالت و صداقت پاس داشته نشود، فردا دیگر به آسانی تکرار نخواهد شد.