با تغییر رویکرد از «تماشاچی بودن» به «نقشآفرینی»، نوجوانان برای مقابله با جنگ روانی دشمن باید مشارکت داده شوند تا حس تعلق و هویت در آنها تقویت شود، اما جا دارد این سؤال را بپرسیم که چه نقشی به نوجوانان دادهایم؟ آیا فقط تماشاچی نیستند؟! جوان آنلاین: با وجود گذشت بیش از چهار دهه از عمر پربرکت انقلاب اسلامی، هنوز نتوانستهایم گاهی فاصله میان «مفاهیم عمیق» و «نیازهای نسل امروز» را به درستی پر کنیم، فاصلهای که برخی آن را چالشی جدی میدانند، اما رضا کریمی، فعال فرهنگی در حوزه نوجوانان میگوید: خودِ انقلاب، پرهیجانترین روایت تاریخ معاصر ایران است و مسئله اصلی نه در محتوا، بلکه در نحوه بسته بندی و روایتگری برای نوجوانی است که تشنه هویت، هیجان و دیده شدن است. کریمی هشدار میدهد که اگر نتوانیم این ظرفیت عظیم را در مسیر درست هدایت کنیم، دشمن که زبان نیازهای نوجوان را به خوبی بلد است، از این خلأ استفاده کرده و برای او هویتی میسازد که نه ایرانی است و نه اسلامی. او با تأکید بر اینکه نوجوان امروز، نسخه بهروز شده همان دوران انقلاب است، راهکارهای عملی برای تبدیل نوجوانان از «تماشاچیان منفعل» به «بازیگران اصلی» صحنه جامعه را تشریح میکند و میگوید: «اگر به نوجوانها نقش بدهیم، مطمئن باشید با نوآوری و شور و هیجان آنها رنگ و بوی برنامهها تغییر خواهد کرد.»
با توجه به شرایط فعلی جامعه، چگونه میتوان برنامههایی برای نوجوانان طراحی کرد که آنها را به جای فرار از محیطهای آموزشی و فرهنگی، درگیر و ماندگار کند؟
ابتدا باید گفت با موجودی طرف هستیم که پیش از هر چیز باید شناخته و سپس جذب شود، زیرا اگر آنها را جذب نکنیم و پشت میزی که میخواهیم ننشانیم، قادر به گفتوگو نخواهیم بود. بنابراین، در گام اول باید آنها را بپذیریم تا صدای ما را بشنوند و سپس به دنبال ایجاد جذابیتهایی باشیم که نوجوان به آنها علاقه دارد. مجموعهای از عوامل برای نوجوان جذابیت دارد. مسئله نخست، همان «هویت» است. زمانی که نوجوان وارد یک مجموعه میشود، اگر برای او هویت تعریف کنیم، ماندگار میشود، در غیر این صورت مجموعه را ترک میکند. نکته دوم آنکه نوجوانان عاشق «هیجان» هستند. اگر قرار است برای فرزندانمان برنامهریزی کنیم، حتماً هیجان نوجوان را در نظر بگیریم. به طور مثال اگر در یک سفر خانوادگی، پدر فقط کنار جوی آبی استراحت کند بدون هیچ هیجانی، نوجوان از دست آن پدر فراری میشود و کنار او نمیماند، زیرا او عاشق هیجان است؛ بنابراین باید برای هیجان آن نوجوان برنامه داشته باشیم چه از جایگاه یک مجموعه فرهنگی و چه در خانواده.
نکته بعدی «جذابیت» است. برخی برنامهها واقعاً فاقد جذابیت هستند. وقتی برنامه جذاب نباشد چگونه توقع داریم نوجوان پای آن بنشیند و حرف ما را گوش دهد؟ گاهی گفتوگوی یک معلم ساده، به دلیل مدل گفتوگوی جذابش با دانشآموزان، اثرگذار میشود حتی اگر سطح علمی او بالا نباشد. نکته آخر، بحث «آگاهی» است. نوجوانان آگاهی را دوست دارند و به دلیل حس کنجکاوی، مایل هستند نسبت به موضوعات آگاه شوند. پس ما باید چهار مؤلفه هویت، هیجان، جذابیت و آگاهی را در کنار هم ببینیم. اینکه بگوییم باید آگاهی نوجوانان را بالا ببریم، صرفاً یک حرف کلیشهای است؛ مگر اینکه پازلهای دیگر و پارامترهای متعدد آن را در نظر بگیریم.
نوجوانان امروز به دنبال هیجان ظاهری هستند، چگونه میتوان به این بخش از جامعه، مفاهیم عمیق و واقعی انقلاب را به درستی منتقل کرد؟
اجازه دهید بگویم که اتفاقاً هیجانانگیزترین و جذابترین اتفاق را در انقلاب رقم زده شد و آن بیرون کردن شاه از مملکت بود. این یعنی خود انقلاب بسیار پرهیجان و جذاب بوده است، فقط کافی است نوجوان خودش را بخشی از این جریان بداند. ورود ناخواسته بعضی از نوجوانان در اغتشاشات این روزها گاهی تنها به دلیل هیجانی بودن شرایط است. در اصل بعضی از آنها به همین دلیل هیجان به زمین دشمن میروند. اتفاقاً گاهی باید از این فرصت استفاده کرد، یعنی مفاهیم انقلاب را نه فقط با حرف و صحبت، بلکه باید با روایت سازی و صحنه سازی انتقال داد. اینکه ما انقلاب کردیم، ما توانستیم، ما شهید دادیم، زخمی دادیم، اسیر دادیم. این یعنی از کنار همه این اتفاقات که این روزها در سن نوجوان و جوان رقم میخورد نباید به سادگی گذشت و باید آن را فرصت دانست و فقط لازم است خواسته آنها و زبان گفتوگو با آنها را شناخت.
پس با به رسمیت شناختن این نیازها، باید برنامههای ملی، مذهبی با حفظ ایمنی و جذابیت بیشتر طراحی کرد نه اینکه حذف کرد یا کلیشهای برگزار کرد؟
دقیقاً باید به فکر برگزاری جشنهایی باشیم که هیجانات تخلیه شود و ما این فرصتها را با توجه به فرهنگ غنی که داریم کم نداریم. بچهها میخواهند هیجان خود را تخلیه کنند. اگر بپذیریم یک جشن بسیار خوب و هیجانانگیز است، آنگاه میتوانیم درباره ایمنی آن فکر کنیم، ولی متأسفانه فقط میگوییم «این کار را نکنید» و عملاً صورت مسئله را پاک میکنیم، در حالی که باید قبول کنیم خواسته نوجوان است. آنگاه میتوانیم تعریفی برای آن داشته باشیم و آن را از دل محلهها بیرون بکشیم، ابزارهای ایمن در اختیار بچهها قرار دهیم و به گونهای طراحی کنیم که آسیب آن کم شود. این در واقع یک معامله دو سر سود است؛ هم نوجوان حس و دیده میشود و هم فرصتها و پیشرفتهایی ایجاد میشود.
نظر شما این است برای تقویت حس تعلق و هویت در نوجوانان باید مناسبتهای انقلاب را خاصتر برگزار کرد. در این باره بیشتر توضیح میدهید؟
بگذارید اینطور بگویم. با تغییر رویکرد از «تماشاچی بودن» به «نقشآفرینی»، نوجوانان در مناسبتهای مهمی انقلاب و برای مقابله با جنگ روانی دشمن باید مشارکت داده شوند تا حس تعلق و هویت در آنها تقویت شود، اما جا دارد این سؤال را بپرسیم که در این فرصت خوب و عظیم چه نقشی به نوجوانان دادهایم؟ آیا فقط تماشاچی نیستند؟! تماشاچی بودن به کنار، بدتر اینکه وقتی با آنها حرف میزنیم بگوییم «تو نمیفهمی» و بحث و کل کل راه بیندازیم. اینکه بگوییم «پسر جان، ما خودمان انقلاب کردیم، تو هیچی نیستی»، درست نیست، چراکه نوجوان امروز، نسخه به روز شده همان نسل دهه ۵۰ و ۶۰ است. اگر من به نوجوانها نقش بدهم و آنها را در برگزاری مراسمات سهیم کنم، مطمئن باشید رنگ و بوی مراسم تغییر خواهد کرد و جذابتر خواهد شد؛ چون بچهها بسیار نوآورانه طراحی و کارها را شلوغتر، پرسر و صداتر و پرهیجانتر میکنند. بچهها باید حس کنند که این مراسم مال خودشان است. آن هم در این روزها که کشورهایی مثل امریکا و اسرائیل با ما در جنگ هستند، باید به نوجوانانمان در این فرصتها و حتی جنگهایی که روبهرو میشویم نقش بدهیم. نوجوان ما به جای اینکه دوستش را اشتباهاً دشمن بداند، باید دشمن واقعیاش را بشناسد و در مقابل او نقشآفرینی کند. این مسئله مربوط به هویت است؛ دشمن ما هویت نوجوانان را میشناسد و تلاش میکند در این جنگ به نوجوانان نقش دهد، اما ما به این مسئله فکر نکرده و نمیکنیم. حتی در جدیترین اتفاقات مثل جنگ، باید به نوجوانان خودمان در مقابل دشمن نقش بدهیم و از آنها کنش بخواهیم. وقتی این کنشها را انجام دادند، آنگاه به هویت واقعی خود دست خواهند یافت.
از دادن نقش به نوجوان گفتید، از خطرات بیهویتی نوجوان و جوان بگویید که چه آسیبهایی به دنبال دارد؟
یکی از حلقههای مفقوده و مسائل بسیار مهمی که امروزه نوجوانها دنبال آن هستند، بحث هویت است. نوجوان نیاز دارد تا موقعیت خود را در جامعه پیدا کند، نقش خود را بشناسد و دایره اثرگذاری خود را بداند که کجاها اهمیت دارد و کجاها نه؛ مجموعه این موارد باعث میشود هویت خود را بیابد. از آنجا که نسل جدید همواره درگیر فضای مجازی و دنیای اینترنت است، خودش برای خودش هویت نمیسازد، بلکه برای او هویتسازی میشود. جبهه معاند نیز با استفاده از این فرصت دنبال هویتسازی برای نوجوانهاست، هویتی که خودش میخواهد. این فرد قائل به هیچ اصول و مبنایی نیست و کاملاً به صورت روباتیک تحت فرمان جبهه معاند قرار میگیرد، بدون اینکه حتی مبانی وقایع را بداند.
این هویتسازی و مشخصکردن نقش برای نوجوانان از سوی خانوادهها و نهادهای اجتماعی، این روزها چه دستاوردی در برابر جریانهای معاند و دشمنان قسم خورده ایران دارد؟
همانطور که میدانیم، اولین مجموعه هویتسازی نوجوان خانواده است، زیرا نوجوان متعلق به خانواده است و باید به این موضوع اهمیت داده شود. نکته مهم این است که اگرما هویت نوجوان خود و نقشی را برای نوجوان، هم در جامعه کوچک خانواده و هم در مجموعههایی مانند، مدرسه، مؤسسات آموزشی، مساجد، مراکز مذهبی و سایر جایگاهها مشخص کنیم، بیشک میتوانیم با جریان معاند مبارزه کنیم. ما باید هویت را به او هدیه دهیم وگرنه برای او هویتسازی میشود. باید تلاش کنیم ایران را همانگونه که هست، به نوجوان معرفی کنیم. پیشینه، تاریخ و موقعیت آن را تشریح کنیم و این آگاهی باید در آموزشهای مدارس، مجموعههای آموزشی و فرهنگی که نوجوان با آنها مواجه میشود و همچنین از سوی خود خانوادهها داده شود. گاهی میبینید بچهها حتی دو سال پیش را به یاد نمیآورند، یعنی اگر از تجربه سه چهار سال گذشته خود استفاده میکردند، بسیاری از فریبها را نمیخوردند، اما این فراموشیها باعث تکرار بسیاری از اتفاقات تلخ در جامعه میشود. این هویت ایرانی بودن و مسلمان بودن، زمانی معنا پیدا میکند که بگوییم ایران دارای پیشینه تاریخی، باستانی و هنری است، یعنی مباحث هنر، ورزش و تاریخ ما باید برای نوجوان تشریح شود. متأسفانه بسیاری از نوجوانان ما با آثار باستانی کشور آشنا نیستند و نمیدانند مثلاً این ساختمان قدیمی در شهرش چیست و چه پیشینهای دارد.
این نقشی که شما درباره آن صحبت کردید آیا به منظور تصمیمگیری از سوی خود نوجوان یا جوان است؟
نوجوان هرگز خودش نمیتواند به تنهایی تصمیم بگیرد، چراکه وقتی نوجوان در فضای مجازی رهاست، آن نوجوان شما نیست که تصمیم میگیرد، بلکه فضای مجازی، کانالها و شبکههایی که نوجوانتان در آن حضور دارد، تصمیم میگیرند. پس اگر شما تصمیم نگیرید، آنها تصمیم میگیرند. این نکته را هم بگویم و اینکه، گاهی خانوادهها بدون پروا، مشکلات سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و ... را در مقابل نوجوان مطرح میکنند. این موارد باعث میشود نوجوان دچار انحرافات و تناقضات شود، زیرا او قدرت تحلیل پروژهها را ندارد و گاهی به صورت هیجانی کارهایی انجام میدهد که شاید سالیان سال مجبور شویم تاوان آن را بپردازیم.