یکی از مهمترین متغیرهای آشوبهای اخیر فعال شدن پدیده «تروریسم فراگیر و نوپدید» است که پمپئو، رئیس سابق سازمان سیا آن را مأموران موساد در خیابانهای تهران نامیده بود.
در برآوردهای صورت گرفته از سوی ناتوی غربی، رشد پدیدههای تروریستی میتواند با پمپاژ خشونت روی عوامل ادراکی اثرگذاری داشته و باعث گسست اجتماعی شود. مهمترین تجربه در این زمینه حوادث سوریه در ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ است که فراگیری تروریسم جامعه سوری را دچار چنددستگی ویرانگر کرد. از همین الگو در آشوبهای اخیر نیز استفادهشده است، با این تبصره که عوامل تروریستی بهعنوان حمله نظامی نیز تعریف شده است.
البته باید به این نکته توجه داشت که تروریسم به عنوان یک خشونت نامشروع بهصورت دفعی و اتفاقی رخ نمیدهد، بلکه متغیرهای مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی در پروسهای برنامهریزیشده بر یکدیگر تأثیرگذاری داشته تا درنهایت تروریسم شکل جامع به خود بگیرد.
در کیس مرتبط با ایران روی این موضوع تأکید شده است که عامل برانگیخته کننده تروریسم، مسئله اقتصادی بوده و بستر لازم برای آن را سرویسهای متخاصم فراهم کردهاند. درحالیکه سطح و بعد خشونتهای اخیر و بررسی میدانی عناصر فعال در آن حکایت از آن دارد که مسئله معیشتی لایه بیرونی تروریسم امریکایی بوده که بیشتر جنبه هیجانی داشته است، اما تشدیدکننده آن هستههای تروریستی نوپدیدی است که توسط ناتوی غربی تربیتشده و در سالهای اخیر زیست مجازی قابلتوجهی داشته است. بهعنوان نمونه فعال بودن پیروان فرقه تروریستی دراویش سلطانعلیشاهی گنابادی چه در میدان و چه در فضای مجازی در آشوبهای اخیر امری اتفاقی محسوب نمیشود. این شبکه تروریستی در بهمنماه سال ۹۶ در حوادث خونین که منجر به شهادت کادر فراجا گردید ظهور کرده و بهتدریج رشد تصاعدی داشته است.
جالبتوجه آن است که مدل عملیاتی آنها نیز توسط سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی ارتقا یافته و از اقداماتی، چون زیرگیری بهسوی استفاده از سلاح گرم تغییر فاز داده و بهاصطلاح برند اسرائیلی یافته است. برخی از سر شبکههای اصلی این فرقه مانند وحید بهشتی نیز بارها به مناطق اشغالی سفرکرده و تحت آموزش در پادگانهای نظامی نیز بودهاند. این جریان در آشوبهای اخیر از شکل صورت صوفی مسلک به سمت تکفیری شدن تغییر فرم داده است.
برخی علایم حکایت از آن دارد که این پدیده جدید تروریستی که کانون عملیات آن اقدامات تخریبی است، نسخه بهروزرسانی شده همان «جماعت توحید و جهاد» در سوریه است که به اسم «پرچم سفیدها» نیز معروف بوده است. این فرقه در آشوبهای سال ۱۴۰۱ نیز از خود علایمی را نشان داده که بخشی از آن در منطقه جوانرود بوده است.
بررسی پدیدههای نوظهور تروریستی که بهصورت سخت و نیمه سخت و با هدایت سرویس اطلاعاتی متخاصم در فتنه اخیر فعال بوده، نشان میدهد که دارای هشت ویژگی مشترک هستند. خشن بودن، بیقیدوبندی، ضد دین بودن، داشتن سازماندهی، رادیکالیسم ضد ساختار، آموزشپذیری، متکی بودن به تکنولوژی سایبری و ارتباط با سرویسهای اطلاعاتی خارجی مخرج مشترک همه این گروهکهای تروریستی دستساز است که با داشتن نبض رسانه روی طیفهای هیجانی در بازه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال اثرگذاری داشته است.
همچنین تمامی این هستههای مسلح با گروهکهای تروریستی کلاسیک، چون منافقین، تجزیهطلبان، تکفیریها و فرقه ضاله بهاییت دارای سرپل یا تقاطع مشترک بوده و برای آنها بهصورت نیابتی عمل کردهاند که در روزهای اخیر این خط ارتباطی زیر ضرب جامعه اطلاعاتی کشور رفته است که نمونه روشن آن گزارش تبیینی سازمان اطلاعات سپاه از فعال بودن ۱۰ سرویس متخاصم در فتنه اخیر است.
ذکر این نکته نیز ضروری است که تروریسم کلاسیک در مقایسه با تروریسم نوپدید وجوه تشابه و افتراق دارد. مهمترین وجه اشتراک آنها بمبگذاری، قتل و حملات مسلحانه است، اما میزان، نحوه اجرا و نوع تهدیدات این دو با یکدیگر متفاوت است.
درنهایت آنکه عبور از فاز فعلی ضد ایرانی و برنامهریزیشده از سوی دشمن نیازمند تعریف جدید و دقیق از تروریسم دارد. تروریسم همواره متضمن خشونت یا تهدید به خشونت است. اولین قدم در این مسیر پرمخاطره آموزش شهروندی است. این نکته ظریف ایران را از طرح سوریهای شدن عبور سلامت خواهد داد.