شبکه صهیونیستی ایراناینترنشنال طی سالهای اخیر خود را به عنوان یک رسانه خبری معرفی کرده است جوان آنلاین: شبکه صهیونیستی ایراناینترنشنال طی سالهای اخیر خود را به عنوان یک رسانه خبری معرفی کرده است، اما کارنامه عملکرد آن طی سالهای گذشته، بهویژه در جریان اغتشاشات و جنگ نشان میدهد با یک اتاق عملیات روانی طرف هستیم که از قالب خبر برای پیشبرد اهداف سیاسی استفاده میکند. بررسی محتوای منتشرشده از سوی این شبکه نشان میدهد دروغ، تحریف، اغراق و گزینش هدفمند اطلاعات، نه استثنا بلکه قاعده کاری آن است.
در اغتشاشات دیماه، اینترنشنال حجم وسیعی از اخبار کذب، تصاویر بدون منبع، آمارهای تأییدنشده و روایتهای احساسی را منتشر کرد؛ اخباری که اغلب یا بعداً تکذیب شدند یا اساساً هیچ منبع مستقلی آنها را تأیید نکرد. الگوی رفتاری این به اصطلاح رسانه شباهت زیادی به شلیک مسلسلوار دارد، یعنی سرعت بالا، حجم زیاد و بیتوجهی به دقت. این تاکتیک باعث میشود مخاطب در معرض انبوهی از ادعاها قرار بگیرد و فرصت یا توان راستیآزمایی را از دست بدهد. یکی از مهمترین تکنیکهای این شبکه صهیونیستی، استفاده از منابع مبهم بود. عباراتی مانند «منابع محلی میگویند»، «یک شاهد عینی خبر داد» یا «گزارشهای رسیده حاکی است» بارها و بارها تکرار شد، بدون آنکه هویت منبع، موقعیت جغرافیایی دقیق یا امکان راستیآزمایی مستقل وجود داشته باشد. این شیوه عمداً فاصلهای امن میان رسانه و مسئولیت حقوقی ایجاد میکند، چون در صورت دروغ بودن خبر، هیچ منبع مشخصی وجود ندارد که بتوان آن را مورد سؤال قرار داد.
تکنیک دوم، بزرگنمایی هدفمند است. در بسیاری از موارد، رخدادهای محدود و پراکنده بهعنوان «قیام سراسری»، «اعتراضات گسترده ملی» یا «فلج شدن کشور» توصیف شدند. در حالی که شواهد میدانی و حتی گزارشهای برخی رسانههای خارجی نشان میداد سطح ناآرامیها بسیار محدودتر از تصویرسازی اینترنشنال است. بزرگنمایی، کارکرد روانی مشخصی دارد: القای حس فروپاشی قریبالوقوع و تزریق امید کاذب به هستههای آشوبطلب. سومین محور دروغسازی و دستکاری در آمار است. ایراناینترنشنال بارها اعداد و ارقامی درباره کشتهشدگان، بازداشتیها یا گستره جغرافیایی اعتشاشات منتشر کرد که نه منبع روشنی داشت و نه با دادههای رسمی یا مستقل همخوانی داشت. این آمارها معمولاً به شکلی طراحی میشوند که شوکآور باشند، نه دقیق. هدف، اقناع عقلانی نیست، هدف، تحریک احساسی است. نکته کلیدی در این میان، مخاطب است. شبکه اینترنشنال روی یک ضعف بزرگ سرمایهگذاری کرده، یعنی ضعف کاهش سطح پرسشگری. وقتی مخاطب از خود نپرسد «این خبر از کجا آمده؟»، «چه کسی آن را تأیید کرده؟»، «آیا منبع مستقلی هم همین را گفته؟»، رسانه میتواند تقریباً هر روایتی را به عنوان واقعیت جا بزند. در واقع، مهمترین شریک ایراناینترنشنال در تولید دروغ، مخاطب منفعل است. این بنگاه عملیات روانی به خوبی میداند که احساسات، بسیار سریعتر از عقل فعال میشوند، به همین دلیل بخش قابل توجهی از محتوای خود را بر تصاویر خشن، موسیقی غمانگیز، روایتهای تکاندهنده و تیترهای هیجانی بنا میکند. ترکیب این عناصر باعث میشود ذهن مخاطب پیش از آنکه وارد فاز تحلیل شود، درگیر واکنش احساسی شود. در چنین شرایطی، دروغ راحتتر پذیرفته میشود. مسئله دیگر، جهتگیری سیاسی آشکار این شبکه است. اینترنشنال نه تنها در بزنگاههای حساس همواره علیه جمهوری اسلامی موضع میگیرد، بلکه عملاً تریبون جریانها و چهرههایی است که آشکارا از فشار خارجی، تحریم بیشتر و حتی اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند. چنین وابستگیهایی باعث میشود ادعای بیطرفی این رسانه از اساس بیاعتبار باشد، به طوری که بسیاری آن را شعبه و بازوی عملیات روانی وزارت جنگ رژیمصهیونیستی میدانند. در اغتشاشات دیماه، این جهتگیری بهوضوح قابل مشاهده بود. تقریباً هیچ نشانهای از تلاش برای بازتاب دیدگاههای مختلف در جامعه ایران وجود نداشت. روایت رسمی کشور، دیدگاه بخش بزرگی از مردم مخالف آشوب یا تحلیلهای کارشناسی متوازن عملاً جایی در این شبکه نداشت. روایت واحد بود: نظام در حال سقوط است و معترضان نماینده کل جامعه هستند. این سادهسازی افراطی، خود یکی از نشانههای عملیات روانی است.