در سومین روز از چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر نمایشی اجرا شد که مخاطبان خود را بارها شگفتزده میکرد جوان آنلاین: در سومین روز از چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر نمایشی اجرا شد که مخاطبان خود را بارها شگفتزده میکرد.
سومین روز از جشنواره تئاتر فجر با اجرای نمایشهای مختلف برگزار شد. پیش از آغاز اجراها، گروهی از مخاطبان در محوطه تئاتر شهر مشغول گفتوگو بودند و به رغم تعطیلی شهر چراغ جشنواره خاموش نشده بود. در این روز در کنار نمایشهای دیگر دو نمایش «نسل سکوت» به کارگردانی محمدهادی عطایی در سالن سایه و «کرشن دو» به کارگردانی فرشید روشنی در سالن چهارسوی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفتند و مورد استقبال نسبی قرار گرفتند.
شگفتیهای تکرار شونده در «کرشن دو»
نمایش «کرشن دو» نمایشی بود که پس از آن در سالن چهارسو اجرا میشد. در مقابل در ورودی سالن جمعیت زیادی حضور داشت، تمامی صندلیهای سالن پر شد و جمعی ناگزیر شدند روی پلهها بنشینند.
کل نمایش در محیط حمام یک خوابگاه پسرانه سپری میشود و طنزی غالب در طول اجرای اثر وجود دارد که به خوبی پرداخته شده است. دو جوان دانشجو میخواهند نمایشی درباره حسام خان سردار قاجاری اجرا کنند و با ورود شخصیتی مرموز همه چیز به هم میریزد. تم نمایش کرشن دو «قدرت» است و بیان این قدرت در بستر طنز و با شخصیتهایی که اهمیت چندانی در جامعه ندارند ویژگی متمایز این اثر است. از یک سوم پایانی نمایش، تماشاگران بارها و بارها شگفتزده میشوند و انتخابها و اتفاقات آغازین نمایش که به ظاهر بینظم بود در برابرشان نظم میگیرد. در آغاز و در میانه تمرینها چند دیالوگ درباره حسام خان سردار فاتح هرات وجود دارد که معنایشان زمانی آشکار میشود که به پایان نمایش میرسیم؛ دیالوگهایی که درباره قدرت و احساسات انسانی است. «کرشن دو» با استفاده از قدرت نظم، لوپ تکرارشونده و ریتم پرقدرتش مخاطب را تا پایان با خود همراه کرد.
«نسل سکوت» و قصههایی که قبلاً گفته شده است
نمایش «نسل سکوت» با مقداری تأخیر آغاز شد. نمایش دکوری ساده و مینیمالیستی داشت و متشکل از یک مربع با خطی قرمز و لوازم دوران جنگ بود. سالن به رغم صندلیهای محدود تالار سایه کاملاً پر نشد و حضور آهنگساز اثر در صحنه و لباس ساده بازیگران به تماشاگران اجازه میداد تا راحتتر با نمایش ارتباط بگیرند. «نسل سکوت» نمایشی در شکل اپیزودیک است که از سه مونولوگ تشکیل میشد.
مونولوگ اول نمایش به داستان سربازی میپرداخت که تانک دشمن را با آرپیجی مورد هدف قرار داده است، اما رفیق رزمندهاش روی تانک بوده است و او هم در جریان نابودی تانک به شهادت رسیده است. این سرباز حالا و با گذشت سالها از جنگ قصد ازدواج با خواهر دوست شهیدش را دارد و میخواهد پیش از عقد نزد مادر دوست شهیدش اعتراف کند. مونولوگ دوم که از طنزی گیرا استفاده میکرد، از سوی خود کارگردان اجرا میشد و در آن سربازی در گفتوگو با فرمانده شهیدش داستان عشقش و آنچه در روزهای جنگ بر او گذشته است، روایت میکند. مونولوگ سوم نیز که با انتقادات اجتماعی و سیاسی همراه بود داستان میهمانیای است که رزمندهای با دوستان همرزمش که هیچ کدامشان در آن حضور ندارند و حالا جمعی از آنها شهید شدهاند، برگزار میکند.
مونولوگ دوم نمایش، اما برگ برنده نمایش است جایی که طنز گیرا، بازی خوب و شخصیت پردازی صحیح به همذاتپنداری و ارتباط خوب مخاطبان منجر شده است. تماشاگران در این اپیزود در عین خنده ارتباط خوبی با احساسات و سرگذشت این سرباز برقرار میکنند و یورش منظم واژگان و پرهیز از نظم زمانی در بیان روایت، این اپیزود را صمیمانهتر کرده است.
اپیزود سوم و پایانی این اثر مونولوگی پریشان است؛ جایی که سرگذشت و دغدغه شخصیت در ابهام رها میشود و بیان استعاری آب فرات نیز توجهی را جلب نمیکند. شخصیت زن نمایش نیز حضوری بینتیجه دارد و نه تنها دیالوگی نمیگوید بلکه از او نیز صحبت نمیشود.
چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر به دبیری سیدوحید فخرموسوی تا ۱۲ بهمن ادامه دارد.