
دکتر محمد قلمچی، صاحب نظرحوزه امنیت الکترونیک در یادداشتی داشت:
در جهان امروز، مرز میان زندگی واقعی و فضای دیجیتال بهطور فزایندهای کمرنگ شده است. تلفنهای هوشمند، شبکههای اجتماعی، خدمات بانکی آنلاین و بسترهای ارتباطی مجازی، بخش جداییناپذیر از زیست روزمره افراد شدهاند. در چنین شرایطی، «امنیت الکترونیک» دیگر صرفاً یک مفهوم فنی یا تخصصی نیست، بلکه به عاملی تعیینکننده در آرامش روانی، احساس امنیت و سلامت ذهنی جامعه تبدیل شده است. جامعهای که در آن کاربران نسبت به امنیت دادهها، حریم خصوصی و هویت دیجیتال خود نگران باشند، ناگزیر با اضطراب جمعی، بیاعتمادی و فرسایش روانی مواجه خواهد شد.
امنیت الکترونیک به معنای حفاظت از اطلاعات شخصی، ارتباطات، حسابهای مالی و هویت دیجیتال افراد در برابر تهدیدهایی مانند هک، کلاهبرداری اینترنتی، سرقت اطلاعات، جاسوسی سایبری و سوءاستفادههای روانی است. هرگونه خدشه در این حوزه، میتواند پیامدهایی فراتر از خسارتهای مالی به همراه داشته باشد. تجربه هک شدن یک حساب کاربری، افشای اطلاعات خصوصی یا تهدید به انتشار دادههای شخصی، اغلب با احساس ناامنی، ترس، خشم و حتی شرم اجتماعی همراه است؛ احساساتی که در صورت تکرار و گسترش، به اختلالات اضطرابی و کاهش اعتماد اجتماعی منجر میشوند.
یکی از مهمترین پیوندهای میان امنیت الکترونیک و سلامت روان، «احساس کنترل» است. انسان زمانی از تعادل روانی برخوردار است که احساس کند بر محیط پیرامون خود تسلط نسبی دارد. ضعف در زیرساختهای امنیت سایبری و ناآگاهی کاربران، این حس کنترل را از بین میبرد و فرد را در برابر تهدیدهای نامرئی اما دائمی قرار میدهد. چنین وضعیتی، بهویژه در فضای شبکههای اجتماعی، زمینهساز اضطراب مزمن، وسواس فکری و ترس از قضاوت یا تخریب شخصیت میشود.
از سوی دیگر، ناامنی الکترونیک بستری مناسب برای گسترش خشونت روانی و اجتماعی فراهم میکند. پدیدههایی مانند آزار سایبری، انتشار شایعات، جعل هویت و حملات سازمانیافته روانی، مستقیماً سلامت روان افراد و گروهها را هدف قرار میدهند. قربانیان این نوع خشونتها، بهویژه کودکان و نوجوانان، ممکن است دچار افسردگی، انزوا، افت تحصیلی و حتی افکار خودآسیبزننده شوند. در این میان، نبود قوانین شفاف، پاسخگویی ضعیف پلتفرمها و ضعف آموزش عمومی، این آسیبها را تشدید میکند.
امنیت الکترونیک همچنین نقشی اساسی در اعتماد عمومی دارد. هنگامی که شهروندان به سامانههای بانکی، خدمات دولت الکترونیک یا بسترهای ارتباطی اعتماد نداشته باشند، تعاملات اجتماعی و اقتصادی با تنش روانی همراه میشود. بیاعتمادی گسترده، احساس ناامنی جمعی ایجاد میکند و سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد؛ فرآیندی که در بلندمدت به افزایش استرس اجتماعی و کاهش رضایت از زندگی میانجامد.
در مقابل، ارتقای امنیت الکترونیک میتواند بهطور مستقیم به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کند. آموزش سواد رسانهای و امنیت دیجیتال، توانمندسازی کاربران در مدیریت رمزها و حریم خصوصی، شفافیت قوانین، پاسخگویی نهادها و طراحی پلتفرمهای ایمن و کاربرمحور، همگی به تقویت احساس امنیت ذهنی منجر میشوند. هنگامی که فرد بداند چگونه از خود در فضای دیجیتال محافظت کند و در صورت بروز تهدید، از حمایت قانونی و فنی برخوردار است، آرامش روانی او افزایش مییابد.
در نهایت، امنیت الکترونیک را باید بخشی از «سلامت عمومی» دانست، نه موضوعی حاشیهای یا صرفاً فناورانه. همانگونه که امنیت فیزیکی شهرها برای آرامش شهروندان ضروری است، امنیت فضای دیجیتال نیز برای سلامت روانی جامعه حیاتی است. آینده جوامع دیجیتال، نهتنها به سرعت فناوری، بلکه به میزان توجه آنها به پیوند میان امنیت الکترونیک و آرامش روان انسانها وابسته است.