کد خبر: 1340784
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۲۰
بانوی بسیجی ۳۰۰ زن خرمشهری را کارآفرین کرد بانوی خوزستانی با تبدیل پایگاه بسیج به مرکز آموزشی هنر و صنایع دستی یک شبکه کارآفرینی تشکیل داده است
شهرزاد رحمتی‌پور

جوان آنلاین: وقتی خانم آلبوغبیش به ذهنش رسید به عرصه تولید محصولات رزینی و چرمی وارد شود و ساخت زیورآلات نفیس و زیرسری‌های هنرمندانه را احیا کند، نیم نگاهی هم به صنایع دستی و دوخت و دوز و بافت داشت. او می‌دانست می‌تواند پایگاه بسیج «سمیه» را به مرکزی آموزشی برای بانوان و دختران خوزستانی تبدیل کند. حالا صد‌ها خانم با مهارت‌های مختلف در این مکان مشغول کار هستند و هر روز کلاس‌های جدیدتری برای پذیرش کارآموزان علاقه‌مند به حرفه‌های گوناگون راه‌اندازی می‌شود. حقیقت ماجرا این است که داستان خانم آلبوغبیش روایت کارآفرینی است که برای ۳۰۰ زن کارآفرین دیگر مادری می‌کند. او مادری را هنر عشق ورزیدن می‌داند و چه عشقی والاتر از آن که در بال‌های دیگر زنان برای پرواز تجلی یابد. 
 
در گوشه‌ای از شهر خرمشهر، جایی که نفس‌ها هنوز عطر مقاومت را به همراه دارند و زمین، یادگار رشادت‌ها را در سینه حفظ کرده است، قلب یک بانو برای مادرانی می‌تپد که بار زندگی را بر دوش می‌کشند. او زنی است که عشق مادرانه‌اش از مرز‌های خانه فراتر رفته و چونان نهری زلال، به کویر تنهایی زنان سرپرست خانواده و زنان خانه‌دار جاری شده است. روایت «شهناز آلبوغبیش»، قصه‌ای است از مادری کردن برای همه آنان که تشنه حمایتی اندک، اما امیدی بزرگ هستند. خانم آلبوغبیش که نماینده پایگاه بسیج حضرت سمیه در خرمشهر است، عرصه خدمت را به قلمروی کارآفرینی و توانمندسازی زنان گره زده است. گویی در نگاه او، هر زن خانه‌دار، گنجینه‌ای پنهان از استعداد است که تنها نیاز به کشف و پرورش دارد. او باور دارد خانه می‌تواند نه فقط محل زندگی که کارگاهی برای آفرینش و منبعی برای درآمد باشد. 

 هنر‌های خاموش در قلب خانه‌ها
پروژه خانم آلبوغبیش با حمایت از مشاغل خانگی آغاز شد. کشف آن هنر‌های خاموشی که در قلب خانه‌ها محبوس مانده بود. زنانی که سال‌ها مهارت داشتند، اما فرصتی برای درخشش نمی‌یافتند. شهنازخانم و همراهانش، آستین بالا زدند تا این گوهر‌های پنهان را صیقل دهند و به بازار زندگی عرضه کنند. حمایت از زنان تنها در حرف نماند. برپایی کلاس‌های آموزشی، اعطای گواهینامه‌های فنی و حرفه‌ای و ایجاد بستر خوداشتغالی، نخستین پله‌های این نردبان ترقی بود. حالا هر محصول دست‌سازی که در پایگاه‌های بسیج به نمایش درمی‌آید، داستان یک زن خانه‌دار است؛ زنی که اکنون می‌داند هنرش تنها یک سرگرمی نیست، بلکه بال‌هایی است برای پرواز به سوی استقلال مالی. 

 سُرایش کرامت زن ایرانی
اقدامات خانم آلبوغبیش، خوشه‌چین موفقیت‌های پرباری شده است، از تولیدات ظریف رزینی و چرمی تا ساخت زیورآلات نفیس و زیرسری‌های هنرمندانه. حتی عرصه حجاب نیز در این کارگاه جمعی، رنگ و بویی تازه به خود گرفته است. گویی هر دوخت، هر بافت و هر تزئین، واژه‌ای از شعری بلند است که از کرامت زن ایرانی می‌سراید. گروه خیاطی پایگاه، با حدود ۱۵۰ هنرمند، نگین درخشان این تلاش است. آنان که برخی با چرخ خیاطی آشتی داده شدند و برخی دیگر، صنایع دستی اجدادی را زنده کردند موجب شدند تا کلاس‌های پایگاه سمیه به دانشگاهی برای آموختن و آموزاندن تبدیل شود؛ جایی که استاد و شاگرد، هر دو در مسیر پیشرفت، همسفر شده‌اند.
 
 دست مهربان بسیج سازندگی 
خانم آلبوغبیش که سردمدار این راه است، می‌گوید: «دست‌های مهربان بسیج سازندگی خرمشهر نیز در این راه به یاری ما آمدند. حمایت مادی و معنوی آنان و فراهم آوردن تریبون نمایشگاه‌ها، ثمره تلاش بی‌وقفه این زنان را به دید مشتاقان رسانده است. این همکاری، خود روایتی دیگر از همدلی مردمی در مسیر آبادانی است.»
این خانم کارآفرین ادامه می‌دهد: «قصه پیشرفت اعضا شنیدنی است. بسیاری از یک میز کوچک در گوشه خانه شروع و امروز، دنیای دیجیتال را به میدان فروش هنر خود تبدیل کرده‌اند. آنان که روزی تنها برای خانواده‌شان می‌دوختند و می‌بافتند، اکنون با افزایش مهارت و اعتماد به نفس سفارش می‌پذیرند و تولید انبوه دارند. در زمینه بافت تریکو و هنر رزین نیز استادان متعهدی پا به میدان گذاشته و حلقه آموزش و تولید را گسترش داده‌اند.»
وی تصریح می‌کند: «اگر چه هزینه‌های آموزش برخی هنر‌ها بالاست، اما استقبال زنان، نوید آینده‌ای درخشان‌تر را می‌دهد.»
خانم آلبوغبیش این مسیر را سرشار از خاطره می‌داند و می‌گوید: «خاطراتی که گاه شیرین‌اند از لبخند رضایت یک بانو و گاه تلخ از سختی‌های آغاز راه. اما این کاروان به همت یک کارآفرین شروع به حرکت کرد و امروز، با لطف خدا، نزدیک به ۳۰۰ کارآفرین را در آغوش خود جای داده است. گروهی که هر روز بزرگ‌تر و پرثمرتر می‌شود.»

 مادری که مادر دیگر مادران است
خانم آلبوغبیش، خود مادری است با یک پسر ۲۰‌ساله. او از درون کوره‌های تجربه مادری سخن می‌گوید: «ما مادران، همیشه در پی خوشبختی و عاقبت بخیری فرزندانیم. حس مادری من بسیار نیرومند است و باور دارم مادر قوی، فرزندان قوی به جامعه می‌سپارد.» 
این بسیجی فعال، نظریه‌ای عملی در تربیت ارائه می‌دهد: «یک مادر با عمل خود می‌تواند تدریس کند. وقتی فرزندان ببینند مادرشان با تلاش و امید برای هدفی ارزشمند می‌کوشد، آن رفتار در جان‌شان نفوذ می‌کند و آنان نیز راه پیشرفت و ساختن زندگی بهتر را خواهند یافت.»
خانم آلبوغبیش همه زنان ایران را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: «خانم‌های عزیز! هرگز دست از تلاش بر ندارید. اگر هنری دارید، هرچند کوچک، آن را به نمایش بگذارید. سن و محل زندگی مهم نیست. هنر‌های ما از مقیاس‌های کوچک آغاز شده و امروز به عرصه‌های بزرگ رسیده است.»
پیام این خانم کارآفرین امیدوارانه است؛ شاید آغاز راه دشوار به نظر برسد، اما به مرور زمان، همه چیز دگرگون می‌شود و آثار دیده خواهد شد. ما از پنج کارآفرین شروع کردیم و امروز خوشبختانه تعداد بسیاری آماده آموزش و تولید هستند. روز به روز، زنان خانه‌دار بیشتری را به سوی مشاغل خانگی رهنمون می‌کنیم. 
داستان شهناز آلبوغبیش و یارانش یادآور این حقیقت ژرف است که «مادری» هنر عشق ورزیدن است و چه عشقی والاتر از آن که در گسترش بال‌های دیگر زنان برای پرواز تجلی یابد. او مادری می‌کند برای همه آنان که نیازمند مادری‌اند و این زیباترین تعریف از «مادر بودن» است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار