طی دو قرن اخیر، ایران عزیز ما در دو مقطع با دو پرچم متفاوت شناخته شده است؛ در یک قرن و نیم نخست با پرچمی با نشان موسوم به شیروخورشید که نماد شاهان قاجار و پهلوی بود و در نیمقرن اخیر با نشان «الله» که برگزیده مردم انقلابی و مسلمان ایران است. دو پرچم البته روزهای کاملاً متفاوتی را به خود دیدهاند. در سال ۱۱۹۲، با نشان شیروخورشید قاجاری عهدنامه گلستان میان ایران و روسیه امضا شد و بخشهایی از قفقاز از ایران جدا شد. کمتر از دو دهه بعد و در ۱۲۰۶ ایران عهدنامه ترکمانچای را تجربه کرد که طی آن سرزمینهای شمال ارس را از دست داد. در ۱۲۳۶ و زمانی که ناصرالدینشاه قاجار شکل نهایی این پرچم را تثبیت میکرد، به معاهده پاریس تن داد و جدایی هرات و غرب افغانستان کنونی از ایران را پذیرفت. در همین دوره ناصری بود که در ۱۲۵۰، در ذیل این پرچم قرارداد گلداسمیت امضا شد و بلوچستان خاوری (بخش عمدهای از پاکستان کنونی) از ایران جدا شد. ۱۰ سال بعد هم با همین پرچم، معاهده «آخال» میان ایران و روسیه امضا و ترکمنستان امروزی واگذار شد.
این پرچم فقط تجزیه ایران را در پی نداشت، بلکه حتی منابع سرشار ملت ایران را به نام همین پرچم و خائنانه به بیگانگان واگذار کردند. در ۱۲۵۱، امتیازات فراوانی از جمله ساخت راهآهن سراسری و حق بهرهبرداری از معادن، جنگلها، رودخانهها و امور آبیاری ایران به مدت ۷۰ سال، و اجاره تمام گمرکات ایران به مدت ۲۵ سال به رویتر، یهودی انگلیسی واگذار شد. در سال ۱۲۶۸، امتیاز انحصاری مهمترین کالای کشاورزی آن روز ایران، یعنی تنباکو به تالبوت انگلیسی اعطا شد. در ۱۲۸۰ هم با همین پرچم و نشان، مهمترین محصول ایران معاصر، یعنی نفت را برای ۶۰ سال به دارسی انگلیسی دادند.
انگلیسیها البته اشتهای سیریناپذیری داشتند و در ۱۲۹۸، قرارداد معروف وثوقالدوله (۱۹۱۹) را به ایران تحمیل کردند که طی آن ایران هرچند با پرچم شاهی حکومتی ظاهری داشت، در ذیل عنوان تحتالحمایگی، به مستعمره بریتانیا تبدیل میشد. البته، چون کار مطابق میل لندن پیش نرفت، در سوم اسفند ۱۲۹۹، قزاقهای تحت هدایت و مدیریت انگلیس، با پرچم شیروخورشید، تهران را اشغال کردند و مقدمات تشکیل اولین حکومت دستنشانده تاریخ ایران را فراهم آوردند. کودتای انگلیسی رضاشاه در ۱۳۰۴ به نتیجه نهایی رسید و رضاشاه پهلوی بهعنوان نخستین پادشاه دستنشانده بیگانه تاریخ ایران، تاج شاهی را از انگلیسیها دریافت کرد.
اینک پرچم همان پرچم شاهی بود، با این تفاوت که نماد دوره جدیدی از حاکمیت استعمارگران بر سیاست ایران بود، دورهای که از آن به سلطنت دستنشانده میتوان تعبیر کرد. در ۱۳۱۲، قرارداد نفتی تسلط انگلیسیها بر نفت ایران برای ۶۰ سال دیگر تمدید شد و اینک امتیازات مطمئن و سودآورتری را نصیب لندن میکرد. دو سال بعد و در ۱۳۱۴ طرح کشف حجاب اجباری در ذیل این پرچم بر زنان ایرانی تحمیل شد تا جامعه هرچه بیشتر از هویت و تمدن ایرانی و اسلامی خود دور و راه بر طرحهای استعماری بیشتر هموار شود.
پرچم شیروخورشید نشان شاهان مسلط بر ایران بود، اما نتوانست مردم ایران را دور خود و در برابر دشمن جمع کند و در شهریور ۱۳۲۰ ایران اشغال شد و همان انگلیسیهایی که رضاشاه را بر سر کار آورده بودند، او را با خفت از ایران خارج کردند و پسر بیاختیارش را بهجایش نشاندند. ۱۲ سال بعد هم در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، نوکران فارسیزبان انگلیس و امریکا با همین پرچم دولت ملی مصدق را ساقط کردند و مجدداً تاج شاهی را بر سر فراری گذاردند. پرچم شاهان مفلوک در دوره پهلوی دوم نیز نتوانست عزت ایران را حفظ کند و در ۱۳۴۳ قانون استعماری اعطای حق کاپیتولاسیون به اتباع امریکایی تصویب شد و در ۱۳۵۰، آخرین پازل استعماری تجزیه ایران تکمیل شد و محمدرضا پهلوی، به جدایی بحرین از ایران تن داد.
اما در ۱۳۵۷ پرچم شاهان مفلوک قاجار و پهلوی به زیر کشیده شد و به زبالهدان افتاد و پرچم ملت ایران که نماد توحید را در خود داشت، بالا رفت. در ذیل این پرچم بود که تجاوز صدام و حامیانش ناکام ماند، سناریوهای متعدد کودتا و تجزیهطلبی ابتر شد و تهاجم ۱۲ روزه امریکا و رژیمصهیونیستی برای نابودی ایران به شکست کشانده شد. این پرچم توحیدی عزت ایران بود که اجازه نداد حتی یک وجب از خاک مقدس این مرزوبوم به یغما برود و آن پرچم شاهان مفلوک بود که هر روز را برای بیگانه میگشود. اگر میبینید ترامپ و امثالش از این پرچم عزتمند و مقدس کینه دارند، مزدورانشان را به جسارت به آن وامیدارند و آرزوی درآوردن آن پرچم تحقیر را - که یادآور روزهای ننگین انحطاط و ذلت است- از زبالهدانهای تاریخ دارند، اصلاً تعجب نکنید. ماجرای دو پرچم واقعیت را بازگو میکند!