جوان آنلاین: تحقیقات پلیس تهران درباره علت مرگ زنی که به طرز مرموزی در خانهاش در غرب پایتخت به کام مرگ رفته، در جریان است.
بامداد دیروز پسر جوانی وحشتزده با پلیس تهران تماس گرفت و مرگ ناگهانی خالهاش را خبر داد. او گفت لحظاتی قبل وقتی وارد خانه خالهاش در منطقه باغ فیض شده و با جسد بیجان او روبهرو شده است.
مرگ مشکوک
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری ۱۴۰ باغ فیض راهی محل شدند. مأموران در پذیرایی طبقه پنجم آپارتمانی مسکونی در غرب تهران با جسد زن ۴۲ سالهای به نام رؤیا روبهرو شدند که به طرز مشکوکی به کام مرگ رفته بود. بررسیها نشان داد زن میانسال مدتی است از شوهرش جدا شده و همراه خواهرزاده ۲۰ سالهاش به نام فرید زندگی میکند که دقایقی قبل فرید مرگ مشکوک او را به پلیس خبر میدهد.
ورود تیم ویژه قتل
از آنجایی که مرگ رؤیا مشکوک بود، مأموران کلانتری با حفظ صحنه حادثه، موضوع را به قاضی صادقزاده، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران خبر دادند. وی همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم مبارزه با قتل پلیس آگاهی با حضور در محل حادثه تحقیقات خود را آغاز کرد.
گفتههای فرید و مأموران پلیس پس از ورود به صحنه حکایت از آن داشت که جسد رؤیا پشت در خانه کشف شده، بهطوریکه در از بیرون به سختی باز میشد. همین موضوع مرگ زن میانسال را مشکوکتر جلوه میدهد.
اظهارات خواهرزاده
تیم جنایی در نخستین گام از فرید تحقیق کردند و او در ادعایی گفت: «خالهام متأهل است و یک دختر دارد، اما مدتی است با شوهرش اختلاف پیدا کرده و قرار بود به زودی جدا شود.»
وی ادامه داد: «خالهام همراه شوهر و دخترش زندگی میکرد تا اینکه با هم اختلاف پیدا کردند. اختلافات آنها روز به روز بیشتر میشد و میانجیگریهای بستگان هم زندگی آنها را آرام نکرد تا اینکه تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. پس از این خالهام مهریهاش را در دادگاه به اجرا گذاشت و از شوهرش گرفت و از یک سال قبل این خانه را اجاره کرد و به تنهایی زندگی میکرد. او خانهدار بود و با پول مهریهاش زندگی میکرد و من هم به دلایلی از شش ماه قبل تصمیم گرفتم با خالهام زندگی کنم. خالهام و شوهرش برای جدایی در دادگاه پرونده دارند و قرار بود به زودی با رأی دادگاه طلاق بگیرند. دختر خالهام همراه پدرش زندگی میکند، اما رؤیا هرازگاهی او را میدید و با هم مشکلی نداشتند. در این مدتی که با او زندگی میکردم خالهام حالش خوب بود و تصور نمیکردم به این زودی فوت کند.»
شب قبل از حادثه
فرید درباره فوت خالهاش گفت: «عصر دیروز از خانه بیرون رفتم، شب همراه دوستانم بودم و تصمیم داشتم به خانه برنگردم. شب با خالهام تماس گرفتم تا به او خبر بدهم که میهمانی هستم و به خانه برنمیگردم، اما جواب نداد. شب را با دوستانم سپری کردم و نیمههای شب نگران خالهام شدم و پس از پایان میهمانی قبل از سپیدهدم به خانه برگشتم. با کلیدی که داشتم قفل در را باز کردم، اما به نظر میرسید پشت در جسمی است و مانع باز شدن در میشود. در را هل دادم، سپس خالهام را صدا زدم، اما کسی جواب مرا نداد. به زور در را باز کردم و پشت در با جسد بیجان خالهام مواجه شدم و بلافاصله با اورژانس و پلیس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم. وقتی اورژانس رسید و معاینه کرد، فهمیدم خالهام فوت کرده است.»
آثار جنایی
تیم جنایی در ادامه به تنپیمایی از جسد پرداخت و با آثار ضرب و جرح مشکوک روی پیشانی و گردن مقتول روبهرو شد. بررسی پزشکی قانونی در صحنه حاکی از آن بود که به پیشانی زن میانسال ضربهای وارد شده است. همچنین شیاری مشکوک روی گردن رؤیا دیده میشد که فرضیه قتل را برای مأموران قوت بخشید. خواهرزاده رؤیا در بازجوییهای پلیسی ادعا کرد آثار روی بدن خالهاش بر اثر حادثهای بوده که چند روز قبل برای او رخ داده است. او گفت چند روز قبل خالهام در یک حادثه پیشانیاش به شیئی برخورد کرد و شیار گردنش هم مربوط به شال گردنی است که او همیشه میپوشید. این ادعاها درباره مرگ زن میانسال در حالی از سوی پسر ۲۰ ساله مطرح شد که پلیس احتمال میدهد رؤیا در حادثهای عمدی به قتل رسیده است. بنابراین همزمان با ادامه تحقیقات، قاضی صادقزاده دستور داد جسد برای انجام آزمایشهای لازم و مشخص شدن علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شود. همچنین وی به مأموران دستور داد دوربینهای مداربسته محل حادثه و رفت و آمدها به محل زندگی زن فوت شده بررسی و موارد مشکوک به بازپرس جنایی اطلاع داده شود. تحقیقات درباره مرگ مشکوک زن میانسال ادامه دارد.