کد خبر: 1339085
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با محمد عارف از نویسندگان و پژوهشگران سینما
پژوهش عمیق حلقه مفقوده سینمای دفاع مقدس است محمدعارف، نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه، با تأکید بر ضرورت پژوهش عمیق و نگاه انسان‌شناسانه در سینمای دفاع مقدس، بیان کرد که بخش عمده‌ای از ضعف آثار این حوزه به ناآشنایی فیلمسازان با زبان مشترک مخاطب جهانی بازمی‌گردد. 
 احمد جوان

جوان آنلاین: دومین جشنواره ایثار در شهر تبریز برگزار شد. محمد عارف، نویسنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در گفت‌و‌گو با «جوان» در ارزیابی خود از برگزاری چنین جشنواره‌هایی، مانند جشنواره ایثار گفت: برگزاری جشنواره‌های سینمایی ذاتاً می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای فیلمسازی، کارگردانی و افزایش آگاهی اجتماعی داشته باشد، اما این تأثیر زمانی محقق می‌شود که آثار ارائه‌شده مبتنی بر پژوهش‌های عمیق و نگاه انسان‌شناسانه باشند؛ چیزی که متأسفانه در بسیاری از فیلم‌های ما کمتر دیده می‌شود.

وی با انتقاد از سطحی‌نگری در پرداخت سوژه‌های مرتبط با شهدا، جانبازان و اسرا افزود: اغلب فیلمسازان، فیلمنامه‌نویسان و حتی کارگردان‌های ما مطالعات عمیقی ندارند. ورود به جهان درونی سوژه‌ها آنچه در انسان‌شناسی به مطالعات اِمیک یا درونی معروف است، تقریباً مغفول مانده و بیشتر به نمایش‌های بیرونی و آسیب‌های اجتماعی سطحی بسنده شده است. این نگاه از منظر شهید، جانباز یا اسیر قابل قبول نیست و فاصله زیادی با حقیقت زیسته آنها دارد.

اهمیت پژوهش در فیلمنامه‌نویسی

این پژوهشگر راه‌حل این مسئله را حرکت به سمت حمایت‌های پژوهش‌محور دانست و گفت: پیش از آنکه فیلمنامه‌نویسی آغاز شود، باید بستر پژوهش فراهم شود؛ چه در قالب حمایت‌های پژوهشی و چه مسابقات ایده‌محور. به نظر من، دست‌کم ۶۰ درصد موفقیت یک فیلمنامه باید حاصل مطالعات میدانی، کتابخانه‌ای، مصاحبه و مشاهده باشد. این به معنای حضور فیزیکی در جبهه نیست، بلکه فیلمنامه‌نویس باید با ده‌ها و حتی صد‌ها نفر گفت‌و‌گو کند تا به هسته اصلی سوژه برسد؛ سرچشمه‌ای که پس از توصیف، نیازمند تحلیل و تفسیر است.

عارف درباره میزان تأثیرگذاری جشنواره‌ها در ارتقای آگاهی اجتماعی تصریح کرد: آن‌طور که انتظار می‌رود، نه. دلیلش هم این است که ما حجم زیادی فیلم جنگی و دفاع مقدسی تولید کرده‌ایم، اما هنوز یک فیلم دفاع مقدس نداریم که در سطح جهانی پذیرفته شود. مشکل اصلی این است که فیلمسازان ما هنوز زبان مشترک مردم جهان را متوجه نشده‌اند. سینمای جنگ ما، جز در چند مورد محدود، بیشتر تبلیغاتی بوده تا مبتنی بر انسان‌شناسی و مردم‌شناسی.

وی گفت: مستندسازان ما اغلب پژوهشگر نیستند و پژوهشگران ما هم با دوربین و زبان تصویر آشنا نیستند. نتیجه این شکاف، آثاری است که عمق ندارند. در حالی که ما ۲۴۰ هزار شهید داده‌ایم و هزاران سوژه ناب در دوران جنگ و اسارت وجود دارد که هرکدام می‌تواند مبنای یک رمان بزرگ، یک دیوان شعر یا یک فیلم ماندگار باشد، اما هنوز به‌درستی به آنها پرداخته نشده است.

ضرورت مطالعه در سینمای دفاع مقدس

این مدرس دانشگاه در پاسخ به این پرسش که فیلمسازان جوان چگونه می‌توانند بدون تجربه زیسته جنگ وارد این حوزه شوند، گفت: درست است که نسل جوان تجربه مستقیم ندارد، اما راه بسته نیست. مطالعه گسترده کتاب‌های مرتبط با شهدا، جانبازان و اسرا ضروری است. همچنین دیدن فیلم‌های برجسته جنگی جهان ـ از آثار امریکایی، اروپایی، روسی و دیگر کشور‌ها ـ می‌تواند الگو‌های روایی و بصری مناسبی ارائه دهد. فیلمساز جوان باید بتواند با فیلمنامه‌ای قوی، از یک سو جهانشمول حرف بزند و از سوی دیگر، سوژه‌ای بومی و ایرانی را روایت کند.

این نویسنده تأکید کرد: کسی که می‌خواهد در این حوزه فیلم بسازد، باید صد‌ها کتاب بخواند و بعد حتی یک فیلمنامه کوتاه بنویسد. نگاه از دور و روایت‌های کلیشه‌ای و صرفاً پیروزمندانه، دیگر پذیرفتنی نیست. پیشنهاد من این است که جشنواره‌ها کلاس‌های آموزشی جدی برگزار کنند، فیلمسازان را با انسان‌شناسی دیداری و روایت تصویری آشنا کنند و به آنها بیاموزند چگونه ایده تازه پیدا کنند، چراکه بسیاری از سوژه‌های امروز، تکراری و تاریخ‌مصرف‌گذشته‌اند. این کارگردان بیان کرد: سینما، پیش از هر چیز زبان تصویر است. اگر فیلمسازان ما یاد بگیرند چگونه با تصویر فکر کنند و پژوهش را جدی بگیرند، آن‌وقت می‌توان به تولید آثاری امیدوار بود که هم صادقانه باشد، هم عمیق و هم قابل فهم برای مخاطب جهانی.

عارف ادامه داد: فیلمساز باید ابتدا نیاز مردم جهان را بشناسد، سپس آن نیاز را بومی‌سازی کند و در نهایت با زبان مشترک مردم جهان، آن مسئله بومی را روایت کند؛ چه در قالب فیلم، چه تئاتر و چه کتاب. در غیر این صورت، ما همچنان با سینمایی مواجه خواهیم بود که از نظر کمّی تولید بالایی دارد، اما از نظر کیفی دچار فقر جدی است؛ مشکلی که فقط محدود به سینمای جنگ نیست و کل سینمای ملی ایران را دربرمی‌گیرد.

این مدرس دانشگاه با اشاره به جایگاه جهانی سینمای ایران گفت: واقعیت این است که جهان، سینمای ایران را جز از طریق چند نام محدود نمی‌شناسد؛ افرادی مثل عباس کیارستمی، امیر نادری و. حتی در سینمای دفاع مقدس هم تعداد فیلم‌هایی که توانسته‌اند فراتر از مرز‌ها دیده شوند بسیار اندک است. فیلم‌هایی مانند «روز سوم» یا «از کرخه تا راین» نمونه‌هایی هستند که می‌توانند الهام‌بخش باشند، چون تلاش کرده‌اند فراتر از شعار، با جهان گفت‌و‌گو کنند.

او با انتقاد از نگاه مالکانه به مفاهیم جنگ افزود: ما نباید بگوییم شهید مال ماست، جانباز مال ماست یا اسیر فقط متعلق به ماست. باید طوری روایت کنیم که وقتی مخاطب خارجی یک جانباز ایرانی را در سینما می‌بیند، بتواند با او همذات‌پنداری کند و احساس کند این رنج، انسانی و جهانی است. سینما باید به سمت صدور بیانیه انسانی حرکت کند، نه صرفاً تأکید بر مرز‌های جغرافیایی و ایدئولوژیک.

نگاه آسیب‌زا به سینمای جنگ

وی ادامه داد: متأسفانه بیش از ۹۰ درصد فیلم‌های مرتبط با جنگ هشت‌ساله با پایان پیروزمندانه تمام می‌شوند. این نگاه، به‌شدت آسیب‌زاست. ما در جنگ فقط پیروزی نداشتیم؛ شکست داشتیم، تلفات سنگین دادیم، درد کشیدیم، قهرمانی‌هایی شکل گرفت که دقیقاً در دل همین تلخی‌ها معنا پیدا می‌کند. وقتی فقط پیروزی را نشان می‌دهیم، عملاً واقعیت جنگ را تحریف کرده‌ایم.

این نویسنده درباره نقش محدودیت‌ها و سیاستگذاری‌ها در این وضعیت گفت: بخشی از این مسئله قطعاً به ساختار‌های حمایتی و محدودیت‌ها برمی‌گردد. گاهی سرمایه‌گذار یا نهاد سفارش‌دهنده از ابتدا تعیین می‌کند که پایان فیلم باید حتماً پیروزمندانه باشد. در حالی که جهان سینما چنین نگاهی را نمی‌پذیرد. تاریخ را می‌توان در کتاب‌ها خواند، اما سینما باید تجربه زیسته را منتقل کند؛ تجربه‌ای که پر از ابهام، شکست، ترس، ایثار و تناقض است.

وی با تأکید بر ضرورت نمایش واقعیت جنگ افزود: اگر ما شکست‌ها را نشان ندهیم، قهرمانی‌ها هم بی‌معنا می‌شوند. ضدقهرمان باید قدرتمند باشد تا قهرمان در ذهن تاریخ ماندگار شود. وقتی دشمن را سطحی، نادان یا مضحک تصویر می‌کنیم، در واقع ارزش فداکاری شهدای خودمان را پایین می‌آوریم. جنگ، تلخ و شیرین با هم است و سینما باید هر دو را نشان دهد.

عارف خطاب به فیلمسازان جوان گفت: فیلمسازان جوان باید تمام تاریخ جنگ را، با همه پیچیدگی‌ها و زخم‌هایش، مطالعه و تفحص کنند. نگاه قبیله‌ای و تک‌بعدی دیگر پاسخگو نیست. اگر هزار فیلم ساخته شود و همه یک روایت تکراری داشته باشند، از نظر من حتی یکی هم ارزش ماندگاری ندارد. سینمای جنگ ما زمانی رشد می‌کند که شجاعت مواجهه با حقیقت را داشته باشد؛ حقیقتی که هم درد دارد، هم افتخار.

این مدرس و پژوهشگر سینما درباره میزان تأثیرگذاری جشنواره‌های تخصصی سینمای دفاع مقدس گفت: به‌نظر من برگزاری چنین جشنواره‌هایی بسیار مؤثر است؛ دست‌کم تجربه‌ای که شخصاً از این جشنواره داشتم، تجربه‌ای شریف، نجیب و حرفه‌ای بود. من در جشنواره‌های مختلفی حضور داشته‌ام، اما اینجا واقعاً با فضایی شسته‌رفته، منظم و اخلاق‌مدار مواجه شدم.

او ادامه داد: ما فیلمنامه‌ها را با دقت خواندیم، درباره‌شان بحث کردیم و حتی جدل‌های جدی داشتیم. هیچ تعارفی در کار نبود. بار‌ها پیش آمد که روی جزئی‌ترین نکات اختلاف‌نظر داشتیم و دوباره و چندباره آثار را با هم قیاس کردیم؛ تا جایی که حتی اختلاف نیم‌نمره یا چند صدم نمره، جایگاه نهایی یک اثر را تعیین می‌کرد. هدف همه ما فقط انتخاب شایسته‌ترین‌ها بود و این روند، به‌نظر من منجر به کشف استعداد‌های تازه هم شد.

فیلمی شاخص به نام دوئل

عارف با اشاره به فضای رقابتی جشنواره افزود: این رقابت سالم و شفاف، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جشنواره بود. حتی برای خود من که آدم سخت‌گیری هستم، بسیار خوشحال‌کننده بود که هیچ‌کس به‌دلیل اسم، سابقه یا جایگاهش امتیاز ویژه‌ای نداشت. نه احترام صوری در کار بود، نه لجاجت شخصی؛ فقط بحث حرفه‌ای برای رسیدن به بهترین انتخاب.

این کارگردان در ادامه درباره وجه تمایز این جشنواره نسبت به سایر رویداد‌های سینمایی گفت: جدا از محتوای مهم جشنواره که پرداختن به ۲۴۰هزار شهید، صد‌ها هزار جانباز و اسرای جنگ است، موضوعی که به‌نظر من تا چندین سال آینده نباید از سینما و هنر ایران حذف شود، یکی از تفاوت‌های جدی این جشنواره، میدان دادن به چهره‌های تازه بود. اینجا رقابت بین نام‌های بزرگ سینما نبود. کسی نیامده بود بگوید من با فلان کارگردان شاخص رقابت می‌کنم. انگار درِ جشنواره به‌روی همه باز بود و این اتفاق بسیار ارزشمند است.

او افزود: نکته مهم دیگر، طراوتی بود که در برخی فیلم‌نامه‌ها دیدم؛ طراوتی که به‌نظر من اکتسابی نیست و از تجربه زیسته یا درک عمیق می‌آید. در بعضی آثار، رگه‌هایی از انسان‌شناسی بوم‌شناختی دیده می‌شد؛ نگاهی جزئی‌نگر، طبیعی و صادقانه به فضا‌های جنگ، به‌ویژه جنوب کشور. این نگاه نه شعاری بود، نه سیاسی، نه مبتنی بر «ما همیشه پیروزیم». حتی اگر نویسندگان جوان شخصاً به آن مناطق نرفته بودند، تلاش کرده بودند فضا را بفهمند و بازسازی کنند و این در زبان، دیالوگ و جهان اثر کاملاً محسوس بود.

وی گفت: اگر بخواهم از میان آثار سینمای دفاع مقدس چند فیلم را به‌عنوان نمونه پیشنهاد بدهم، قطعاً «دوئل» را یکی از آثار قابل‌توجه می‌دانم. «روز سوم» به‌شدت فیلم شایسته‌ای است و «از کرخه تا راین» نیز تلاشی ارزشمند و هوشمندانه که بسیار خوب ساخته شده و به جزئیات توجه شده بود. این فیلم‌ها تلاش کرده‌اند از کلیشه فاصله بگیرند و به زبان سینما نزدیک شوند. او با نگاهی انتقادی ادامه داد: در مقابل، برخی آثار سینما به‌نظر من بسیار ضعیف هستند؛ به‌ویژه از نظر شناخت جغرافیا و واقعیت‌های میدانی. کسی که مناطق غرب کشور و فضای درگیری‌های آنجا را نشناخته، نمی‌تواند روایت درستی ارائه دهد. سینما در این حوزه نیازمند دقت، شناخت و تجربه است، نه بازسازی‌های ساده‌انگارانه.

وی در پایان تأکید کرد: آنچه سینمای دفاع مقدس ما بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، صداقت، مطالعه عمیق و نگاه انسان‌شناسانه است. جشنواره‌هایی از این دست، اگر همین مسیر حرفه‌ای، شفاف و جسورانه را ادامه دهند، می‌توانند نقش مهمی در ارتقای کیفیت آثار و تربیت نسل تازه‌ای از فیلمسازان ایفا کنند.

برچسب ها: نویسنده ، شهدا ، فیلم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار