جوان آنلاین: آنچه امروز در خیابانهای شهرهای مختلف کشور میگذرد، بازتابی از تمایلات و مواضع فکری پادوهای تروریست ترامپ از جمله پهلویها و سلطنتطلبان در مورد ایران و ایرانی است؛ تکرار همان سابقه خشونت و مردمکشی که پیش از انقلاب اسلامی شاه پدر با حمایت امریکا و قدرتهای غربی در حق مردم انجام میداد.
اکنون نیز باقی ماندههای سلطنتطلبان از همان مسیر خشونت و ارعاب در جستوجوی قدرت پوشالی هستند و با همکاری سایر گروهکهای تروریستی اغتشاش را رهبری میکنند، اما بهترین زمان برای رسوایی مواضع ضدایرانی و نه ضدحکومتی پهلویها، در جنگ ۱۲ روزه تحقق یافت. پهلوی که ناکامیهایش در رهبری اغتشاشات سال ۱۴۰۱، آن را رهبری نالایق در میان غربیها نشان میداد، مجبور شد اسرائیل جنایکار را خانه اول خود اختیار کند.
رژیمصهیونیستی هم که سالها از عملیات روانی خود علیه ایران سودی نصیبش نشد، به ناچار به پهلویها رجوع کرد تا خلأ نداشتن رتبه اپوزیسیونی علیه ایران را پر کند. در این میان، امریکا هم که در میان اپوزیسیون چندپاره و متعارض ایران، بهتر از پهلوی در چنبره خود ندارد، به ناچار آن را جلو انداخته است تا چهره کریه خود را از عموم مردم پنهان کند، به همین دلیل حمایت پهلوی از تجاوز جنایتکارانه رژیمصهیونیستی علیع منافع کشور نه یک اقدام صرفاً سیاسی، بلکه اقدامی آشکار و ضدایرانی از سوی اتاق فکر امریکا و اسرائیل برای فروپاشی جامعه بود.
این اقدامات نشان میدهد تروریستهای پهلوی برای بازگشت به قدرت دیرین خود از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند و حتی حاضرند با جنایتکارترین چهره تاریخ جهان همپیمان شوند. رژیمصهیونیستی که با نسلکشی و جنایات در حق مردم غزه، ماهیت تروریستیاش را بهروزرسانی کرده و نفرت و انزجار جهانی را برانگیخته اکنون حامی و برنامهریز پهلویها شده است. در واقع، تنها راهبرد رژیمصهیونیستی برای پیشبرد اهدافش یعنی جنایت و آدمکشی امروز در رفتار و گفتار پهلویها آشکار شده است و آنها هم تلاش میکنند، چون رهبر خود اسرائیل فضای درگیریها را عمیقتر و خونینتر کنند.
اکنون نیز در تکمیل پازل تهاجم جنایتکارانه رژیمصهیونیستی علیه ایران، پهلوی با دستاویز قرار دادن مشکلات معیشتی و اعتراضات مدنی با مطرح کردن خود تلاش میکند سمت و سوی جدیدی به اعتراضات دهد و آن را به تقابل با نظام بکشاند، بدون آنکه بداند سابقه حمایت از جنایات رژیم اسرائیل، ماهیت واقعی پهلوی را بروز داده و توانایی جذب مخالفان جمهوری اسلامی را از آنها کسب کرده است. این حمایت عامدانه و رقتبرانگیز، حتی در زمان خود، واکنشهای تندی را از سوی برخی اپوزیسیون بعضاً حامی سلطنت برانگیخت و آنها را وادار به این اعتراف کرد که پهلویها عمال دشمن و برای جامع ایرانی مضر هستند.
در همین راستا، رامین پرهام، مشاور سابق رضا پهلوی نیز در گفتوگو با بیبیسی فارسی، به نقل از یک مقام امریکایی عنوان کرده است: «نقشه اهداف حمله به کشور را رضا پهلوی و طرفدارانش به اجنبی دادهاند» و همینطور، رامین کامران، نویسنده و فعال اپوزیسیون خارج از کشور، خطاب به رضا پهلوی گفته است: «شما را به عنوان «وطنفروش» میشناسند و این مُهر ننگ تا آخر روی پیشانی شما خواهد ماند.»
همچنین مهرداد خوانساری، دیپلمات دوره پهلوی که بعداز انقلاب همواره از حامیان رضا پهلوی بوده، در واکنش به حمایت رضا پهلوی از حمله خارجی گفته بود: «ولی اگر شما بخواهید خودتان ر به عنوان مشوّق حمله اسرائیل جلوه بدهید، این خریت محض است! هیچ ضرورتی ندارد که شما این کار را بکنید و احساسات هممیهنانی را که در ایران هستند جریحهدار کنید.»
در سوی مقابل هم برخی تحلیلگران عبری، همکاری عیان رژیمصهیونیستی و پهلوی را اشتباه راهبردی مقامات اسرائیل و مضر برای تصمیمگیران آینده میدانند. آنها میگویند اتکای رژیمصهیونیستی به پهلویها به دلیل نبود پایگاه اجتماعی پهلوی در ایران سبب شکست راهبردی اسرائیل میشود و نمیتواند اهدافش را تأمین کند. از منظر آنها، حمایت رژیم از پهلویها، هزینهساز و بدون نتیجه خواهد بود و سرمایههای اسرائیل را به نابودی خواهد کشاند.
خشونت سرشار برای جنگ داخلی
دشمن به دلیل نبود دارایی و عدمتواناییهایش در راهاندازی یک حرکت اجتماعی علیه کشور، نیاز دارد نیروهای مزدور تحت آموزش سرویسهای جاسوسی دشمنان، به ویژه موساد را به بدنه اعتراضات تزریق و از این طریق، تجمعات مردمی و اعتراضات را به نام خود کند. این بزرگنمایی از نظر روانی آثار خشونت را در میان مردم عمیقتر میکند و با ایجاد ارعاب، امکان استفاده از آن را سادهتر مینمایاند. در این میان، تصویر و ویدئوهای تخریب اموال عمومی و شخصی و انتشار اخباری پیرامون کشته و زخمیشدن عدهای از مردم، این سؤال را در ذهن متبادر کرد که این سطح از خشونت از کجا و با چه هدفی هدایت میشود؟
پاسخ به این سؤال ساده است. حمایت رژیمصهیونیستی و امریکا از اغتشاشگران تنها محصور به ایجاد درگیریهای پراکنده با سلاحهای دستساز نیست و آنها اهداف بلندپروازانهتری را برای هدایت این جریان در سر میپرورانند. آنها تلاش دارند با آغاز دور جدیدی از خشونت در درگیریها و تکرار سناریوهای کشتهسازی، احساسات مردمی را تحریک کنند و از این راه، عرصه درگیریهای خشونت بار را گسترش دهند. در این فضا، امکان استفاده از سلاحها و ابزارهای آدمکشی مهیا شده است و اتفاقاً تجمعات را وارد فاز درگیریهای خونین میکند. گسترس این رویه، قابلیت تقابل مردم با مردم را فعال و با تعمیق شکافهای اجتماعی دودستگی جنگطلبانه را در میان مردم ایجاد میکند. به موازات اقدامات تروریستهای مستقر در مرکز کشور، اسرائیل و امریکا فعالیتهای تروریستی مرزی را تشدید و آنها را همزمان رهبری میکنند، چنانچه اکنون فعالیتهای اغتشاشگران در مناطق غربی کشور و مناطق مرزی شرق سیستان بسیار برجستهتر و ملتهبتر از مناطق دیگر است.
در این فضا، درگیری با تجمیع میدانی و توسعه به تمام کشور به سمت جنگ داخلی حرکت خواهد کرد. در نهایت، هدف غایی امریکا و رژیمصهیونیستی توسعه جنایات از سوی مزدوران، گسترش و تعمیق درگیریها و نهایتاً تدارک مقدمات جنگ داخلی است که با ورود یک عامل بیرونی به یک جنگ تمام عیار دوسویه مبدل میشود، در نتیجه فضای آشوب با صحنهگردانی پهلویها در تلاش است امکان حملات جنایتکارانه اسرائیل را علیه ایران فراهم آورد.
به گفته برخی، چون رضا نصری، اسرائیل از مقوله «تغییر رژیم» عبور کرده و اکنون به دنبال فروپاشی ساختاری کشور ایران است، چراکه تخریب ساختاری و سپس درگیر کردن ایران به یک جنگ داخلی، خیال اسرائیل را دستکم تا سه دهه از رقیبی به نام «ایران» آسوده میکند.