کد خبر: 1338901
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳
وقتی کامنت‌ها فرهنگ می‌سازند ساعت حدود ۱۱ شب است. ویدئویی کوتاه در اینستاگرام دست‌به‌دست می‌شود. ویدئویی ساده، از آنهایی که هرروز ده‌ها نمونه‌اش منتشر می‌شود
نیره محمودی 

ساعت حدود ۱۱ شب است. ویدئویی کوتاه در اینستاگرام دست‌به‌دست می‌شود. ویدئویی ساده، از آنهایی که هرروز ده‌ها نمونه‌اش منتشر می‌شود. دختری نوجوان مقابل دوربین موبایلش چیزی می‌گوید، شاید شوخی، شاید حرفی بی‌اهمیت. نه پیام اجتماعی دارد، نه ادعای خاصی. چنین ویدئو‌هایی معمولاً چند ساعت بعد در میان انبوه محتوا‌های تازه گم می‌شوند. جایی میان ویدئو‌های بعدی، استوری‌های رنگارنگ و خبر‌های فوری. اما این یکی نمی‌شود. چند نفر کامنت می‌گذارند. اول شوخی، بعد کنایه، بعد قضاوت. کسی درباره ظاهرش نظر می‌دهد، کسی از لحنش ایراد می‌گیرد، یکی آینده‌اش را پیشبینی می‌کند، دیگری خانواده‌اش را وارد ماجرا می‌کند. هر کامنت، مجوزی می‌شود برای کامنت بعدی. فضا آرام‌آرام از شوخی به داوری می‌لغزد. از خنده به قضاوت اخلاقی. در این میان، نوعی اطمینان عجیب در لحن‌ها دیده می‌شود. انگار کاربران نه درباره یک ویدئو که درباره یک پرونده کامل حرف می‌زنند. چند ثانیه تصویر، کافی است تا زندگی یک آدم قضاوت شود. این شتاب در داوری، یکی از نشانه‌های آشنای فضای مجازی امروز ماست. در میان این شلوغی، چند کاربر هم تلاش می‌کنند مسیر بحث را عوض کنند. یکی می‌نویسد «ولش کنید بچه ا‌ست»، یکی یادآوری می‌کند این فقط یک ویدئوست، دیگری از تجربه مشابه خودش می‌گوید. اما این صدا‌ها خیلی زود در موج تمسخر گم می‌شوند. صبح روز بعد، ویدئو حذف شده. بی‌توضیح، بی‌سروصدا. انگار هیچ‌وقت وجود نداشته است. این صحنه برای کاربران ایرانی ناآشنا نیست. نه به‌خاطر آن دختر خاص، بلکه، چون بار‌ها نسخه‌های مشابهش را دیده‌ایم. تجربه‌ای که در آن، محتوا اهمیتش را از دست می‌دهد و آنچه باقی می‌ماند، نوع مواجهه جمعی ما با یک انسان واقعی است. مواجه‌های که اثرش از خود محتوا ماندگارتر است و معمولاً بی‌ردپا هم نمی‌ماند. 
 
 متن اصلی پایین صفحه نوشته می‌شود
در شبکه‌های اجتماعی امروز، کامنت دیگر حاشیه نیست. کامنت‌ها به‌تدریج تبدیل به متن اصلی شده‌اند. بسیاری از کاربران قبل از آنکه تصمیم بگیرند یک پست را جدی بگیرند یا نه، مستقیم به سراغ کامنت‌ها می‌روند. آنجا دنبال نشانه می‌گردند. نشانه‌ای از اینکه باید بخندند، عصبانی شوند، همدل باشند یا حمله کنند. در فضای فارسی‌زبان، این نقش پررنگ‌تر هم است. زیر پست‌های خبری، سیاسی یا فرهنگی، اغلب اصل محتوا بهانه‌ای می‌شود برای بحثی که در کامنت‌ها جریان دارد. گاهی حتی جهتگیری مخاطب نه بر اساس خبر، بلکه بر اساس لحن غالب کامنت‌ها شکل می‌گیرد. گویی جمع، پیشاپیش تصمیم خود را گرفته است. کامنت‌ها به‌نوعی زبان غیررسمی فرهنگ‌اند. چیز‌هایی که نمی‌شود در تیتر نوشت، چیز‌هایی که در متن رسمی جا نمی‌گیرند، در کامنت‌ها خودشان را نشان می‌دهند. از شوخی‌های جمعی گرفته تا خشم‌های فروخورده. از ناامیدی‌های روزمره تا میل به تحقیر دیگری. کامنت‌ها، بایگانی بی‌واسطه احساسات‌اند. بایگانی‌ای که هر روز به‌روزرسانی می‌شود. در این میان، تفاوتی هم میان خواندن محتوا و خواندن کامنت‌ها شکل گرفته است. خیلی‌ها محتوا را می‌بینند، اما حقیقت ماجرا را در کامنت‌ها جست‌و‌جو می‌کنند. جایی که به‌زعم آنها، «حرف دل مردم» نوشته می‌شود. 
 خشونتی که داد نمی‌زند
خشونت آنلاین همیشه فریاد نمی‌زند. اغلب آرام می‌آید، در لفافه شوخی یا نصیحت. در قالب جمله‌هایی که با «به نظر من» شروع می‌شوند، اما با تحقیر تمام می‌شوند. در قالب سؤال‌هایی که بیشتر شبیه بازجویی‌اند تا پرسش. 
در شبکه‌های اجتماعی ایرانی، این نوع خشونت به‌ویژه زیر پست‌های مربوط به زنان، سبک زندگی، بدن یا انتخاب‌های شخصی بیشتر دیده می‌شود. انگار برخی موضوع‌ها به‌طور نانوشته مجوز قضاوت عمومی دارند. کاربران با اطمینان کامل درباره زندگی کسی نظر می‌دهند که هیچ شناختی از او ندارند. این خشونت اغلب بدون نیت شر آغاز می‌شود. بسیاری از کاربران فکر می‌کنند «دارند نظرشان را می‌گویند». اما وقتی این نظر‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند، تبدیل به فشاری جمعی می‌شوند که تأثیرش به‌مراتب سنگین‌تر از یک جمله منفرد است. خشونت نرم، درست به همین دلیل خطرناک‌تر است. چون دیده نمی‌شود، چون عادی جلوه می‌کند، چون اغلب با لبخند و ایموجی همراه است. 
 الگوریتم‌های دوستدار هیجان 
نمی‌شود درباره این فضا حرف زد و نقش پلتفرم‌ها را نادیده گرفت. الگوریتم‌ها شاید ادعای اخلاق نداشته باشند، اما در عمل ترجیح‌هایی دارند. ترجیح می‌دهند آنچه واکنش می‌آورد، دیده شود و واکنش، اغلب از دل هیجان می‌آید. در تجربه کاربران فارسی زبان، کامنت‌های تند، کنایه‌آمیز یا خشمگین، سریع‌تر بالا می‌آیند. بیشتر دیده می‌شوند، بیشتر لایک می‌گیرند و بیشتر پاسخ می‌خورند. در مقابل، کامنت‌های آرام و توضیحی، خیلی زود در پایین صفحه دفن می‌شوند. این چرخه، آرام‌آرام رفتار کاربران را شکل می‌دهد. کاربران یاد می‌گیرند، برای دیده‌شدن، باید مرز‌ها را جابه‌جا کنند. چیزی بگویند که جمع را تحریک کند. حتی اگر خودشان در دل، با آن لحن کاملاً راحت نباشند. به این ترتیب، خشونت فقط محصول اخلاق فردی نیست. نتیجه تعامل فرد با یک سیستم تشویقی معیوب است. 
 عادت سکوت 
در اغلب بحث‌های آنلاین، اکثریت ساکت‌اند. کاربرانی که می‌خوانند، می‌بینند، گاهی عصبانی می‌شوند، گاهی همدل‌اند، اما چیزی نمی‌نویسند. در فضای مجازی ایران، این سکوت به یک عادت تبدیل شده است. بسیاری ترجیح می‌دهند، تماشاگر باشند. نه به این دلیل که بی‌تفاوت‌اند، بلکه، چون تجربه به آنها آموخته که ورود به بحث، اغلب هزینه دارد. حمله، تمسخر، یا کشیده‌شدن به بحثی بی‌پایان. 
اما این سکوت‌ها خنثی نیستند. وقتی تنها صدا‌های شنیده‌شده، صدا‌های تند باشند، فضا به نفع همان صدا‌ها شکل می‌گیرد. کم‌کم این تصور جا می‌افتد که این لحن، لحن غالب جامعه است. حتی اگر بسیاری در خلوت خودشان نظر دیگری داشته باشند. 
 قدرت الگو‌های ناخواسته
چهره‌های شناخته‌شده در فضای مجازی ایران، چه بخواهند چه نه، الگو می‌سازند. یک واکنش کوتاه از یک روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه یا هنرمند، می‌تواند مسیر یک بحث را عوض کند. وقتی یک چهره عمومی با تمسخر پاسخ می‌دهد، حتی اگر نیتش دفاع از خود باشد، این پیام منتقل می‌شود که تمسخر مجاز است. وقتی همان فرد خونسرد می‌ماند یا تلاش می‌کند بحث را آرام کند، پیام دیگری ساخته می‌شود. رفتار این چهره‌ها فقط به خودشان محدود نمی‌ماند. کامنت‌های بعدی، لحن‌شان را از همین واکنش‌ها می‌گیرند. گویی یک الگوی رفتاری به‌سرعت در فضا تکثیر و به هنجار تبدیل می‌شود. 
 تغییر‌های نامرئی
در میان این همه تجربه تلخ، نشانه‌های امیدوارکننده‌ای هم هست. کامنت‌هایی که تلاش می‌کنند فضا را برگردانند. کسانی که بدون تحقیر مخالفت می‌کنند. شوخی‌هایی که به قیمت خرد کردن دیگری نیستند. این رفتار‌ها شاید وایرال نشوند، اما بی‌اثر نیستند. کاربرانی که چندبار با چنین فضا‌هایی مواجه می‌شوند، احساس امنیت بیشتری برای مشارکت پیدا می‌کنند. کم‌کم یاد می‌گیرند لازم نیست برای دیده‌شدن، خشن باشند. فرهنگ، دقیقاً همینطور ساخته می‌شود. آرام، تدریجی و از پایین به بالا. نه با شعار، نه با کمپین، بلکه با انباشته‌شدن تجربه‌های متفاوت و تکرار رفتار‌های بدیل. 
 هر کامنت، یک انتخاب
فضای مجازی ایران نه ذاتاً خشن است و نه به‌طور خودکار اصلاح می‌شود. این فضا، حاصل انتخاب‌های روزمره ماست. انتخاب‌هایی که اغلب کوچک‌اند: یک لایک، یک پاسخ، یک بی‌تفاوتی. هر بار که به یک کامنت تحقیرآمیز توجه می‌دهیم، یا هر بار که یک گفت‌وگوی محترمانه را تقویت می‌کنیم، داریم سهم خودمان را در ساختن این فضا ادا می‌کنیم. شاید این سهم ناچیز به نظر برسد، اما در مقیاس جمعی تعیین‌کننده است. وقتی کامنت‌ها فرهنگ می‌سازند، نمی‌شود گفت «من فقط تماشاچی‌ام». هر کدام از ما، چه بخواهیم چه نه، در حال نوشتن بخشی از این متن جمعی هستیم. متنی که قرار است آینده گفت‌وگوی ما را شکل دهد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار