چمران گفته بود «هنگامی که شیپور جنگ نواخته میشود، مرد از نامرد شناخته میشود»، ولی تجربۀ این سالها و این ایام نشان میدهد بعضیها حتی اگر شیپور جنگ هم نواخته نشده باشد، نامردی خودشان را نشان میدهند. بعضیها جوری نامردند که فکر میکنی اصلاً همان عقل متعارف همۀ آدمیزادگان را هم ندارند یا تعمد دارند از آن استفاده نکنند. چرا؟ میگویم. عقل میگوید آدم، از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود، اما بعضی از این آدمنمایان نه یک بار، نه دو بار بلکه دهها بار از یک سوراخ گزیده شدهاند و باز هم برای خودشیرینی دم در لانۀ مار میروند!
برای این «اشباه الرجال» نه تجربۀ دولت ملی دکتر مصدق در اعتماد و پناه بردن به امریکا برای حل مشکلات داخلی و بینالمللی درس عبرت است، نه تجربۀ دولت هاشمی رفسنجانی در اعتماد به وعدههای امریکا و اروپا برای همکاری، که یا پوچ درآمد یا در کمال تعجب برای خود هاشمی کیفرخواست و حکم بازداشت هم صادر شد! نه تجربۀ تلخ دولت خاتمی در همکاری با امریکا و دادن اطلاعات طالبان پس از ماجرای یازدهم سپتامبر که فردای آن رئیسجمهور وقت ایالات متحده ایران را «محور شرارت» معرفی کرد! و نه دولت روحانی که نه فقط اطلاعات، که همهچیز هستهای ما را به امریکا و غرب داد و آنها را هم که نداد بتون ریخت و دفن کرد تا بلکه مطالباتمان را از غرب و نوچههای غرب بگیریم و بتوانیم ارز آنچه میفروشیم را وارد کشور کنیم، اما نه امریکا و نه اروپا یک پاپاسی هم کف دست او نگذاشتند و به گفته رئیس کل بانک مرکزی دولت روحانی دستاورد برجام برای ایران «تقریباً هیچ» بود! (البته اگر من ویراستار خوبی بودم برای این جملات نباید علامت تعجب بهکار میبردم، چراکه این کارها از امریکا هیچ جای تعجبی ندارد.)
یادمان هم باشد که دکتر مصدق نه انقلابی بود، نه شعار مرگ بر امریکا داده بود، نه به جهانوطنی اسلامی اعتقاد داشت و نه به حماس و فلسطین کمک کرده بود، بلکه سادهلوحانه امریکا را کلید حل مشکل میدانست. نیکلاس مادورو رئیسجمهور ونزوئلا هم نه به غزه و حزبالله و حماس کمک کرده بود، نه شعار نابودی اسرائیل را داده بود، نه آخوند و مسلمان بود، چه برسد به اینکه مسلمان انقلابی و معتقد به ولایت فقیه باشد، او فردی بود که در یک سازوکار دموکراتیک با رأی مردم خودش رئیسجمهور شده بود و تلاش داشت مستقل باشد و با تواناییهای داخلی مردمش روی پای خود بایستد. اما دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا این شیطان بزرگ، بیخیال و فارغ از همه قواعد و قوانین بینالمللی و منشورها رسماً به یک کشور دیگر تجاوز کرده و رئیسجمهور قانونی آن را و همسرش را در یک عملیات نظامی دزدیده و با خود برده و سازمانهای بینالمللی هم در سکوت به سر میبرند. البته حساب مردم «آزاده» و «مرد» دنیا که تا حالا در بارسلونا و مکزیک و برلین و لندن و پاریس و نیویورک و بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا علیه این «دیکتاتوری» عریان امریکا تظاهرات کردند، از حساب دولتها و سازمانهای بینالمللی جداست.
حالا در کشور ما همان نامردهای مورد اشاره، همان آدمنمایان و همان «اشباهالرجال»ی که مولا فرمود، دارند از عملیات غیرقانونی ربایش یک رئیسجمهور قانونی شادی و شعف هورا میکنند و کف میزنند و توییت مینویسند و استوری میگذارند و تیتر یک روزنامههایشان را سرخوشانه به آن اختصاص میدهند. حالا برگردید ببینید همینها در ماجرای حمله روسیه به اوکراین چه موضعی گرفتند و چه خطونشانها کشیدند و چگونه رگ نداشتۀ گردنشان بیرون زد. فکر میکنید اگر فرداروزی پوتین در یک عملیات نظامی مشابه، زلنسکی را بدزدد و به مسکو ببرد واکنش این دودوزهبازان و خوشحالان امروز چه خواهد بود؟!
این روزها مدام به یاد آن جملۀ عجیب هاشمی رفسنجانی میافتم که گفته بود: «دنیای آینده، دنیای گفتمانهاست نه دنیای موشکها»! (فکر کنم شما هم با من موافقید که دیگر اینجا واقعاً علامت تعجب میخواست.)