در روزگاری که مرز میان «خبر» و «شایعه» به باریکی نفس رسانهها رسیده و عملیات روانی دشمن، امید و اعتماد جامعه را نشانه رفته است، بازخوانی تأکیدات مقام معظم رهبری در ۱۳ رجب (۱۳ دی) بر دو قله رفیع عدالت و تقوا، معنایی تازه پیدا میکند. مسئله امروز فقط نان و معیشت یا حتی امنیت و سیاست نیست؛ مسئله، «بصیرت» است. آنجا که رهبری هشدار میدهند جنگ نرم، همان ابزاری است که دشمنان امیرمؤمنان پس از شکست در میدان نبرد به کار گرفتند، پیام روشنی برای امروز دارد؛ هیچ جامعهای بدون آگاهی و انسجام درونی، از گردنه تاریخ عبور نخواهد کرد.
عدالت و تقوا، تنها مفاهیمی انتزاعی یا شعاری نیستند. در نگاه رهبر معظم انقلاب، این دو ستون، اساس حکمرانی و حیات اجتماعیاند. عدالت، به معنای مرئی شدن حق در عرصه اقتصاد، سیاست و اجتماع و تقوا، روحی که باید در رفتار مسئولان و کارگزاران جاری باشد تا قدرت ابزار خدمت بماند نه امتیاز. ما اگر امروز به عدالت فراخوانده میشویم، نه از سر تکرار آموزههای اخلاقی بلکه برای حفظ ستونهای اعتماد عمومی است، زیرا جامعه بیعدالت، بیاعتماد میشود و جامعه بیاعتماد ناامید شده و هدفی سهلالوصول برای جنگ نرم دشمن است.
در همین میان دشمنان انقلاب مسیر تازهای برگزیدهاند. گلوله و تحریم کافی نبوده، اکنون روایت و تصویرسازی جای آن را گرفته است. شایعهسازی، ایجاد تردید، القای ناکارآمدی و تحقیر توان ملی اجزای جنگی است که بیسر و صدا، اما عمیق پیش میرود. آنچه دروغ مینامیم، امروز سلاح است، سلاحی که اگر بیتأمل بازنشر شود، آتش آن دامن خود ما را خواهد گرفت. اینجا سواد رسانهای تنها یک مهارت ارتباطی نیست، بخشی از مسئولیت اجتماعی هر شهروند ایرانی است.
در کنار این واقعیتها نقش مردم همچنان کلیدیترین عنصر حفظ کشور است. ملت ایران نشان داده هرجا که پای حقیقت و عزت ملی در میان باشد، میدان را خالی نمیکند. اما این حضور باید آگاهانه و مسئولانه باشد. اعتراض به مشکلات معیشتی حق مردم است؛ اما آنجا که شعارهای ضدایرانی و ضدایمانی سوار بر موج مطالبات اقتصادی میشود، باید میان «حرف حق» و «پرچم باطل» مرزبندی کرد. صف مردم دلسوز این کشور هرگز نباید با جریان آشوبطلب در هم آمیخته شود.
در سوی دیگر میدان مسئولان نیز وظیفهای سنگین بر دوش دارند. سخن از عدالت، بدون عمل به شفافیت و پاسخگویی، ناقص است. امروز بیش از هر زمان دیگری گوش سپردن به صدای مردم، بهویژه طبقات مولد مانند بازاریان ضرورتی راهبردی است. بیثباتی اقتصادی و نوسانات ارز، فقط مسئلهای مالی نیست؛ ضربهای روانی به اعتماد عمومی است. بنابراین، مبارزه جدی، علمی و شجاعانه با ریشههای این بیثباتی، نه یک انتخاب اداری، بلکه تعهدی ملی است.
در کنار دولت و مسئولان اجرایی، دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و قضایی نیز باید با دقتی دوچندان، میان معترض قانونمند و محرک آشوب تفاوت قائل شوند. اقتدار زمانی معنا پیدا میکند که در کنار عدالت و قانونمداری قرار گیرد. حفظ امنیت جامعه شرط اولیه زندگی جمعی است، اما این امنیت زمانی پایدار خواهد بود که مردم خود را صاحب کشور و دیدهشده در تصمیمات بدانند.
نکته مهم دیگر نگاه به دستاوردهای ملی است. دشمنان هر موفقیت علمی و پیشرفت فناوری ایران را سانسور میکنند؛ زیرا میدانند امید، بزرگترین سرمایه اجتماعی یک ملت است. جوانانی که امروز ماهواره به فضا میفرستند، همانهایی هستند که فردا اقتصاد، صنعت و فرهنگ را نیز متحول خواهند کرد. دیدن این توان عظیم، خود عاملی برای امید و استحکام داخلی است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری جامعه ما به گفتوگوی شفاف، هوشیاری رسانهای، عدالت خواهی عاقلانه و تقوای فردی و جمعی نیاز دارد. هر شهروند، یک رسانه است و هر بازنشر، یک تصمیم. هر مسئول، یک امانتدار است و هر تصمیمش، تأثیری بر سرنوشت مردم دارد؛ و هر نهاد حافظ امنیت، سنگری است برای آرامش جامعه.
این روزها باید بیش از همیشه، میان حق و باطل، اعتراض و اغتشاش، خبر و شایعه، دلسوزی و دشمنی مرز کشید. راه آینده ما از همین مرزبندیها میگذرد. عدالت و تقوا، نه حرف امروز که میراث علوی ماست؛ و جنگ نرم، نه ترسی برای تسلیم که هشداری برای بیداری است. آینده ایران، در دستان ملتی است که میداند امید را باید پاس داشت و دشمنی دشمن را جدی گرفت. این مسیر، اگر با عقلانیت، وحدت و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان طی شود، بیتردید همچنان به افق روشن عزت و استقلال خواهد انجامید.