سپردن مدیریت برخی رشتهها از فدراسیون جانبازان و توانیابان به فدراسیونهای تخصصی طرح ناموفقی بود که به اجرا درآمد تا تلنگری باشد برای مدیران اجرایی. مثل همیشه دود تصمیمات خلقالساعه و اصرار به اجرای آنها به چشم ورزش و ورزشکاران رفت و بازگشت به شرایط گذشته، زمان از دست رفته را باز نمیگرداند.
مدتها بود همه میدانستند فدراسیون تیروکمان در اداره ورزشکاران خودش هم دچار مشکل شده و عملاً نباید از آنها برای اداره ورزشکاران پاراتیراندازی باکمان انتظاری داشت. اختلافات موجود بین تیراندازان جانباز و توانیاب و مدیریت فدراسیون برکسی پوشیده نبود. ورزشکاران پارالمپیکی بارها نسبت به مشکلات موجود اعتراض کرده و حواشی پیش آمده در خصوص تمرین و اعزام زهرا نعمتی به بازیهای آسیایی هانگژو نیز تنها یکی از این موارد بود. با وجود این مسئولان هر بار با انکار واقعیت از پذیرش اشتباه خود در انتقال رشتهها به فدراسیونهای دیگر خودداری کردند.
حال که بازیهای آسیایی و پاراآسیایی به پایان رسیده و در آینده نزدیک بازیهای المپیک و پارالمپیک از راه میرسد، بیش از این اتلاف وقت جایز نبود. جای خوشحالی دارد که اعضای هیئت رئیسه کمیته ملی پارالمپیک قاطعانه رأی به بازگشت رشته پاراتیراندازی باکمان به فدراسیون جانبازان دادند. هرچند زمان زیادی از دست رفته و ملیپوشان پاراتیروکمان در این چند سال با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم کردند، ولی جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید، منفعت است. وقتی تصمیم اشتباه به مرحله اجرا درمیآید، بیشترین آسیب متوجه ورزشکار میشود، وگرنه مدیران تصمیمگیرنده کنار گود هستند و فقط به تماشای پسرفت فلان رشته و تیمهایش مینشینند. بازگشت رشته پاراتیراندازی باکمان به فدراسیون جانبازان و توانیابان اقدام مثبتی بود و اولین نتیجه آن نیز نجات پاراتیراندازان از بلاتکلیفی است. از آنجا که وضعیت چند رشته دیگر هم تعریفی ندارد، انتظار میرود تکلیف آنها نیز هرچه سریعتر روشن شود.
سپردن مسئولیت هشت رشته به فدراسیونهای تخصصی بیشتر از چهار، پنج سال طول نکشید. این کار اگرچه در ابتدای راه به عنوان یکی از الزامات کمیته بینالمللی پارالمپیک اعلام شد، ولی برگشت خوردن دوباره پاراتیراندازی باکمان ثابت کرد این الزام خیلی هم جدی نبوده و بیشتر از بعد بینالمللی، تصمیمات داخلی باعث جدا شدن برخی رشتهها از فدراسیون جانبازان و توانیابان شده است. این اولین باری نیست که برنامه و تصمیم مسئولان ارشد ورزش عرصه را بر چند رشته و ورزشکارانش تنگ میکند و قطعا آخرینبار هم نخواهد بود. باید مشخص شود که پنج سال پیش مسئولان وقت کمیته ملی پارالمپیک بر چه اساس و بر مبنای کدام برنامهریزی تصمیم به جداسازی هشت رشته از فدراسیون جانبازان گرفتند! بررسی شرایط فدراسیونهای تخصصی و نحوه حمایت مدیریت آنها از ورزشکارانشان کار سختی نیست. فدراسیونی که توانایی حل مشکلات داخلیاش را ندارد، چطور میتواند مسئولیتش در قبال ورزشکاران جانبازان و توانیاب را انجام دهد. البته در بین رشتههای واگذار شده به فدراسیونهای تخصصی فعلاً وضعیت پاراتکواندو بهتر از سایرین است، اما سایرین چالشهای زیادی را در این مدت تجربه کردهاند.
مدیران ما باید یاد بگیرند قبل از اجرای هر طرحی همه جوانب آن را سبک و سنگین کنند، بودجه مورد نیاز را مدنظر داشته باشند و از سپردن مسئولیت به رؤسای فدراسیونها اطمینان حاصل کنند. اگر همه شرایط مهیا بود بعد طرح و تصمیمشان را به اجرا دربیاورند. اینکه بعد از چهار، پنج سال مسئولیت یک رشته دوباره به فدراسیون جانبازان سپرده شود یک شکست بزرگ است، شکستی که باید عللش بررسی شود و مسببانش باید مسئولیت اشتباهشان را گردن بگیرند. اما تکلیف هفت رشته دیگر چه خواهد شد؛ چند ماه دیگر پارالمپیک شروع میشود و ورزشکارانمان همچنان باید منتظر بمانند و ببینند طرف حسابشان کیست؛ فدراسیون جانبازان یا فدراسیونهای تخصصی.