کد خبر: 1197641
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۴۰۲ - ۰۵:۴۰
گفت‌وگوی «جوان» با پرافتخارترین ورزشکار کاروان فرزندان ایران در پاراآسیایی هانگژو
ملیحه صفایی: ۴ طلا حاصل ۳۷ ساعت کارزار فکری بود تا دوم هنرستان زندگی عادی داشت، اما به طور ناگهانی، با مشکل بینایی مواجه شد؛ مشکلی که هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای برای آن وجود نداشت.

جوان آنلاین: تا دوم هنرستان زندگی عادی داشت، اما به طور ناگهانی، با مشکل بینایی مواجه شد؛ مشکلی که هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای برای آن وجود نداشت. مغز فرمان بینایی را صادر می‌کرد، اما این فرمان اجرا نمی‌شد تا ملیحه صفایی، پرافتخارترین ورزشکار کاروان ایران در پاراآسیایی هانگژو، سه دوره متفاوت را در زندگی خود تجربه کند. بینایی، کم‌بینایی و نابینایی؛ سه دوره متفاوت و البته سخت، اما نه آنقدر که دختر مستعد مشهدی نتواند از عهده آن برآید. او با کسب چهار مدال طلا به عنوان پرافتخارترین ورزشکار کاروان فرزندان ایران در هانگژو شناخته می‌شود.

یک اتفاق مسیر زندگی ملیحه صفایی را تغییر داد. روزی که برای یادگیری خط بریل راهی بهزیستی شدید، بی‌شک تصورش را هم نمی‌کردید روزی برسد که با کسب چهار مدال طلا، پرافتخارترین ورزشکار ایران در بازی‌های پاراآسیایی شوید.
دقیقاً. برای یادگیری خط بریل رفته بودم بهزیستی که اتفاقی از جلوی در شطرنج رد شدم و، چون خیلی فعال بودم، گفتم این را هم یاد بگیرم. یکی از بازیکن‌ها اسامی مهره‌ها و اینکه هر کدام چه حرکتی می‌کنند را برایم توضیح داد و من علاقه‌مند شدم و بعد از آن زیر نظر مرضیه جلالی وارد دنیای شطرنج شدم؛ مربی‌ای که خشت اول مرا گذاشت و چه خوب هم این خشت را گذاشت.

۲۴ سال بعد از کســب نخستین طلا در مسابقات شطرنج، در هانگژو نهایت طلا‌های توزیع‌شده در این رشته را درو کردید، اما زمان زیادی برای رسیدن به این موفقیت طی شد.
بله. بهمن ۱۳۷۷ بود که کارم را شروع کردم و خرداد ۱۳۷۸ نخستین طلای خود را در قهرمانی کشور کسب کردم، درست ۲۴ سال قبل. اولین اعزام بین‌المللی من نیز سال ۱۳۸۱ بود که در مسابقات جهانی استانبول از ۹ بازی ۵/۴ گرفتم که امتیاز خوبی بود، اما بعد از آن در کشور یا دوم می‌شدم که قهرمان را اعزام می‌کردند یا اول می‌شدم که اعزامی صورت نمی‌گرفت تا سال ۱۳۹۰ که در آنتالیای ترکیه روی سکوی نخست ایستادم و سال بعد به عنوان عضو افتخاری تیم مردان راهی هند شدم. سال ۱۳۹۴ نیز با حضور در مسابقات افراد بینا ریتینگ زیر هزارو ۸۰۰ را زدم که خب امتیاز خیلی خوبی بود.

یعنی در مسابقات شطرنج بینایان هم شرکت می‌کردید؟
بله من در شطرنج افراد بینا زیاد مسابقه داده‌ام؛ سه نایب قهرمانی در جام بین‌المللی خاوران و یک‌سومی در مسابقات بین‌المللی قزوین را در کارنامه دارم، اما حضور در تیم ملی کار چندان آسانی نیست، یعنی اینطور نیست که شما با حضور در چند مسابقه فیکس تیم ملی شوید. بار‌ها سوم شده‌ام و نفرات اول و دوم اعزام شده‌اند. دوم شده‌ام و تنها قهرمان اعزام شده است، حتی زمانی بود که تا پنج ساعت قبل از اعزام هم در اردو بوده‌ام، اما در نهایت پاسپورتم را پس داده و گفته‌اند به مشهد برگرد، به همین دلیل تصمیم گرفتم اول شوم که دیگر هیچ حرف و حدیثی نباشد، اما دو مرتبه نیز با وجود قهرمانی اعزام نشده‌ام. یک مرتبه سال ۱۳۸۹ بود که برای حضور در جهانی صربستان خیلی تلاش کرده بودم، اما کشور میزبان ویزا صادر نکرد و یک مرتبه نیز مسابقات بیرمنگام را به دلایلی از دست دادم و اعزام لغو شد.

این اتفاقات باعث دلسردی از ادامه مسیر نشد؟
خب چرا. مخصوصاً بعد از عدم‌اعزام به مسابقات جهانی صربستان خیلی دلسرد شدم. گفتم چطور ممکن است که من این همه تلاش کنم، اما نتیجه‌ای دربرنداشته باشد، خصوصاً که در صربستان و بیرمنگام خیلی شانس کسب مدال داشتیم، به همین دلیل تصمیم به کنار گذاشتن شطرنج داشتم، اما در نهایت پشیمان شدم و تصمیم گرفتم باز هم برای کسب مدال و افتخارآفرینی برای کشور عزیزم تلاش کنم تا اینکه سال ۱۳۸۹ بعد از حضور در کلاس B۱ به مسابقات آنتالیا اعزام شدم.

اما بی‌تردید اوج درخشش ملیحه صفایی در بازی‌های پاراآسیایی هانگژو بود.
بله، اما برای رسیدن به این موفقیت باید به جاکارتا برگردیم؛ رقابت‌هایی که برای من اصلاً خوب نبود، چون برای کسب خوشرنگ‌ترین مدال رفته بودم، اما اتفاقات باعث شد با سه نقره به کشور برگردم. بازی روی یک صفحه، عدم‌تنظیم ساعت بیولوژیکی بدنم برای خواب مناسب و اتفاقاتی از این دست باعث شد، نتوانم به آنچه در جاکارتا دنبالش بودم، دست یابم و با خود عهد بستم که در هانگژو نقره‌های خود را به طلا تبدیل کنم و برای آن واقعاً سخت تمرین کردم.

اما تصورش را می‌کردید که موفق به کسب چهار طلا شوید؟
خب واقعیتش را بخواهید نه، اما در تصویرسازی‌های ذهنی که انجام می‌دادم، با خودم می‌گفتم چه ایرادی دارد، تصور کن که چهار مرتبه پرچم کشورت را بالا می‌بری. این یک تصویرسازی است و چیزی را که از دست نمی‌دهی و خوشحالم که این اتفاق رخ داد و توانستم پرچم پرافتخار کشورم را چهار مرتبه در هانگژو به اهتزاز درآورم.

اما کسب عنوان برترین و پرافتخارترین ورزشکار کاروان فرزندان ایران کار ساده‌ای نبود؟
بی‌شک همین‌طور است. تنها استاد پریدر و هم‌اتاقی‌هایم می‌دانند که من چه شرایطی را در هانگژو پشت سرگذاشتم. گاهی بعد از پایان مسابقه و سر میز کم مانده بود بیهوش شوم، اما روند کسب این موفقیت‌ها نیز جالب توجه بود. در تورنمنت‌ها من با خانواده‌ام قطع ارتباط هستم، اما قبل از دور هفتم در اتاقم داشتم به مادرم پیام می‌دادم برای دور آخر دعا کند که یکی از هم‌تیمی‌هایم آمد و گفت طلای من و تیمی‌مان مسجل شده است، هنوز بازی با هند باقی‌مانده بود و نمی‌توانستم باور کنم، اما بعد دیدم استاد پریدر به رسانه‌ها اطلاع داده است. روی سکو که رفتم نمی‌فهمیدم کدام تیم‌ها دوم و سوم شده‌اند. حس عجیبی بود. همینطور برای روز پایانی وقتی خانم پریدر گفتند که با طلای شطرنج، ایران می‌تواند نایب قهرمان شود، گفتم خیلی خسته‌ام. زارع‌زاده که برد، خیالم بابت تیمی راحت شد و گفتم اول تیمی، بعد انفرادی، اما دلم می‌خواست با اقتدار اول شوم، خصوصاً که حین مسابقه با هند شنیدم میز ۲ مساوی کردند، اما یک لحظه به دلیل فشاری که روی من بود، اشتباه کردم و با حریف مساوی شدیم. خیلی حالم بد بود. استاد پریدر می‌گفت دعا کن تا میز داوران معجزه‌ای رخ دهد و برنده باشی. من دیگر چیزی نمی‌فهمیدم، اما پای میز داوران که رسیدیم، فهمیدم من برنده هستم، چون وقتی مساوی می‌شویم، جمع امتیاز حریفان نیز برای ما لحاظ می‌شود و من، چون با حریفان سخت‌تری مسابقه داده بودم، جمع امتیاز حریفان من ۲۸ بود، جمع امتیاز حریفان بازیکن هند ۲۵ بود و همین باعث شد کار تمام شود و به خوش‌رنگ‌ترین مسابقات انفرادی دست یابم، درست مثل نتیجه‌ای که در تیمی گرفته بودیم؛ نتیجه‌ای که حاصل ۳۷ ساعت جنگ فکری بود.

ملیحه صفایی خودش را ثابت کرده است، حالا در این شرایط از مسئولان برای ادامه این مسیر چه خواسته‌ای دارید؟
از مسئولان می‌خواهم هر چه سریع‌تر پاداش‌ها را بدهند. پاداش‌های ما آنقدر رقمش درشت نیست که دولت را به دردسر بیندازد، اما چه خوب است که هر چه سریع‌تر پرداخت شود. از مسئولان شهرداری می‌خواهم شرایطی فراهم کنند که بتوانم به شطرنج بپردازم. قبل از کرونا همه فرهنگسرا‌ها را داشتم، اما بعد از آن همه چیز به سرخط برگشت و باید دوباره کلی مسیر اداری طی شود که من واقعاً فرصتش را ندارم و ناچارم به چند شاگرد خصوصی بسنده کنم. از استانداری می‌خواهم زمینی در اختیارم بگذارد که بالای آن خانه و پایین را به آموزشگاهی برای شطرنج تبدیل کنم. من کار نمی‌خواهم، خودم می‌توانم کارآفرینی و درآمدزایی کنم، فقط کافی است اندکی حمایتم کنند. من خود را ثابت کرده‌ام. خانم نقوی که در جاکارتا سه طلا کسب کرد، ابتدا شاگرد من بود که بالاتر از استاد ایستاد و فاطمه رحیمی و مریم رحیم‌زاده که در هانگژو نقره گرفت نیز از شاگردان من بودند که در ادامه به استادی دیگر معرفی کردم. من خودم را ثابت کرده‌ام، اما انتظار دارم مسئولان هم قدمی برای ادامه مسیر موفقیت‌آمیزی که در پیش گرفته‌ام بردارند.

آرزوی پرافتخارترین ورزشکار کاروان فرزندان ایران در هانگژو چیست؟
اینکه شطرنج به پاراالمپیک راه پیدا کند که در آن صورت تنها چهار ساعت استراحت می‌کنم و ۲۰ ساعت تمرین و تلاش برای به اهتزاز درآوردن پرچم پرافتخار کشورم بر فراز دنیا.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار