دوران نقاهت فوتبال خوزستان گویی قصد پایان یافتن ندارد، بهطوریکه با ادامه این روند اصلاً جای تعجب ندارد اگر در پایان لیگ بیست و سوم هم شاهد سقوط نمایندههای این خطه باشیم!
این در حالی است که در روزگاری نهچندان دور، خوزستان یکی از قطبهای فوتبال ایران بود که نمایندههای آن حرفهای زیادی برای گفتن در سطح اول فوتبال کشور داشتند، اما طی سالهای اخیر مشکلات دست از سر این استان برنداشته و روزهای تخل آن تمامی ندارد.
سقوط نفت مسجدسلیمان و بقای معجزهآسای نفت و فولاد در فصل گذشته میتوانست بهانه خوبی باشد برای تغییر شرایط سخت سال گذشته، اما تجربه نشد تا فولاد و نفت، سالی متفاوت را آغاز کنند، بهطوریکه هیچ یک از سه نماینده خوزستان در این فصل از رقابتهای لیگ برتر نتوانستند عملکرد چشمگیر یا حتی قابل توجهی از خود به نمایش بگذارند و قعر جدول را قرق کردند. حال آنکه این جایگاه فوتبال خوزستان نیست. خطهای فوتبالخیز که بازیکنان و مربیان زیادی را به جامعه فوتبال کشور معرفی کرده است. ستارههای نامداری که فراموش شدنی نیستند. با وجود این طی سالهای اخیر هیچ خبری از آن اقتدار سابق نیست، بهطوریکه بسیاری از کارشناسان و پیشکسوتان فوتبال این استان بر این باورند که خوزستان جزو استانهای درجه ۲ به حساب میآید و این واقعیت فاجعهبار را با تأسف بسیار بیان میکنند.
فولاد در سالهای نهچندان دور همواره یکی از مدعیان بود که یا در مثلث قهرمانی جا داشت یا در نبرد برای کسب سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا بود. صنعت نفت آبادان هم یکی از تیمهای سرسخت لیگ بود که با وجود حضور در میانههای جدول امتیاز گرفتن از آن کار سادهای نبود، خصوصاً در آبادان که همواره جهنمی برای تیمهای میهمان بود، حتی سرخابیهای پایتخت که در هر شهری هواداران خود را دارند. در کنار این دو، فوتبال خوزستان تیمهایی، چون استقلال خوزستان و نفت مسجدسلیمان را هم داشت که اولی حتی سابقه قهرمانی را هم در کارنامه دارد، آنهم با تکیه بر جوانان بومی استان که درخششی قابل توجه در رقابتهای لیگ برتر داشتند، اما دست گذاشتن روی بازیکنان غیربومی و هزینه کردن برای خارجیهایی که عمدتاً کیفیت جالب توجهی نداشتند، نمایندههای فوتبال خوزستان را ضعیف کرد. ضعفی که البته مسائل مدیریتی نیز نقش قابل توجهی در آن داشت.
مشکلات نفت آبادان را شاید بتوان به کنار کشیدن وزارت نفت از هزینه کردن در فوتبال ارتباط داد، اما فولاد همواره تیمی منسجم بوده که تنها در سطح بزرگسالان فعالیت نداشته و همواره در ردههای پایه نیز بهطور اصولی کار کرده و شاید به جرئت بتوان گفت تنها باشگاهی است که در این خصوص حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و استفاده خوبی هم در طول زمان از این مهرهسازیها داشته است که نمونه فراموش نشدنی آن حجت چهارمحالی است که با وجود سن و سال بسیار کم در لیگ پنجم مقابل پرسپولیس هتتریک کرد. امروز، اما شرایط بهگونهای است که پیشکسوتان و فوتبالدوستان خوزستانی که به جدول ردهبندی لیگ برتر مینگرند جز حسرت و تأسف نمیتوان در چهره آنها دید. حسرت روزهای خوش گذشته که گویا قرار بر تکرارش نیست، حداقل نه تا زمانی که فوتبال خوزستان با مشکلات ریز و درشتی، چون مدیریت، عدم استفاده از نیروهای بومی و مهمتر از همه اتحاد و همبستگی دست به گریبان است.
فوتبال خوزستان به استفاده از نیروهای بومی شهره بود؛ چه به عنوان بازیکن، چه مربی و چه مدیرعامل، اما این روزها نه در ترکیب تیمها میتوان نشان قابل توجهی از بازیکنان بومی دید، نه روی نیمکت مربیگری و نه حتی در رأس باشگاه و این بهزعم بسیاری مهمترین دلیل ضعف و افت فاحش تیمهایی است که روزی در جمع مدعیان قهرمانی و کسب سهمیه آسیا بودند، اما این روزها فانوس به دستند و دست به دعا برای حفظ بقا. بیتردید اداره شدن تیمهای خوزستانی توسط مدیرانی خارج از استان که آشنایی چندانی با فوتبال این خطه ندارند، یکی از معضلات اصلی است، یادمان باشد که فوتبال در خوزستان چیزی جز ورزش است و مردم با آن زندگی میکنند.