دنیای قدیم یا به زن اصلاً ارث نمیداد یا ارث میداد، اما با او مانند صغیر رفتار میکرد، یعنی به او استقلال و شخصیت حقوقی نمیداد.
احیاناً در بعضی قوانین قدیم جهان اگر به دختر ارث میدادند، به فرزندان او ارث نمیدادند، برخلاف پسر که هم خودش میتوانست ارث ببرد و هم فرزندان او میتوانستند وارث مال پدربزرگ بشوند و در بعضی از قوانین دیگر جهان که به زن مانند مرد ارث میدادند، نه به صورت سهم قطعی و به تعبیر قرآن «نصیباً مفروضاً» بود بلکه به این صورت بود که به مورث حق میدادند که درباره دختر خود نیز اگر بخواهد وصیت کند...
علل محرومیت زن از ارث
علت اصلی محرومیت زنان از ارث، جلوگیری از انتقال ثروت خانوادهای به خانواده دیگر بوده است. طبق عقاید قدیمی نقش مادر در تولید فرزند ضعیف است.
«ریاست مذهبی در این خانواده (پدرشاهی) با پدر بزرگ خانواده بود و پس از او اجرای مراسم و تشریفات مذهب خانوادگی فقط به واسطه اولاد ذکور از نسلی به نسل بعد منتقل میشد و پیشینیان مردان را فقط وسیله ابقای نسل میدانستند و پدر خانواده چنانکه حیاتبخش پسر خویش بود، همچنین عقاید و رسوم دینی خود و حق نگه داشتن آتش و خواندن ادعیه مخصوصه مذهبی را نیز به او انتقال میداد، چنانکه در وداهای هند و قوانین یونان و رم مسطور است که قوه تولید منحصر به مردان است و نتیجه این عقیده کهن این شد که ادیان خانوادگی به مردان اختصاص یابد و زنان را بیواسطه پدر یا شوهر هیچ گونه دخالتی در امر مذهب نبوده... و، چون در اجرای مراسم مذهبی سهیم نبودند، از سایر مزایای خانوادگی نیز قهراً بیبهره بودند، چنانکه بعدها که وراثت ایجاد شد، زنان از این حق محروم شدند.»
محرومیت زن از ارث علل دیگر نیز داشته است، از آن جمله ضعف قدرت سربازی زن است. آنجا که ارزشها بر اساس قهرمانیها و پهلوانیها بود و یک مرد جنگی را به از ۱۰۰ هزار آدم ناتوان میدانستند، زن را به خاطر عدمتوانایی بر انجام عملیات دفاعی و سربازی از ارث محروم میکردند.
عرب جاهلیت از همین نظر مخالف ارث بردن زن بود و تا پای مردی- ولو در طبقات بعدی- در میان بود، به زن ارث نمیداد، بنابراین وقتی که آیه ارث نازل شد و تصریح کرد به اینکه: «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمّا تَرَک الْوالِدانِ وَ الْاقْرَبونَ وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمّا تَرَک الْوالِدانِ وَ الْاقْرَبونَ مِمّا قَلَّ مِنْهُ اوْ کثُرَ نَصیباً مَفْروضاً» باعث تعجب اعراب شد.
اتفاقاً در آن اوقات برادر حسّان بن ثابت، شاعر معروف عرب، مرد و از او زنی با چند دختر باقی ماند. پسرعموهای او همه دارایی او را تصرف کردند و چیزی به زن و فرزندان او ندادند. زن او شکایت نزد رسول اکرم (ص) برد.
رسول اکرم (ص) آنها را احضار کرد. آنها گفتند: زن که قادر نیست سلاح بپوشد و در مقابل دشمن بایستد، این ما هستیم که باید شمشیر دست بگیریم و از خودمان و از این زنها دفاع کنیم، پس ثروت هم باید متعلق به مردان باشد، ولی رسول اکرم (ص) حکم خدا را به آنها ابلاغ کرد.
برگرفته از کتاب نظام حقوق زن در اسلام
استاد شهید مرتضی مطهری