کد خبر: 1196017
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۴۰۲ - ۰۲:۲۰
حسین عبداللهی فر

از ضربه‌ای که ملت ایران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به امریکا وارد ساختند تا شکست ترمیم‌ناپذیری که مردم مظلوم غزه در ۱۵ مهر ۱۴۰۲ به رژیم صهیونیستی تحمیل کردند، ۴۴ سال می‌گذرد. به رغم این فاصله زمانی و فاصله‌ای که محل وقوع این دو حادثه بزرگ دارند، وجوه تشابه بسیار زیادی میان این دو واقعه وجود دارد که برخی از آن‌ها را می‌توان در موارد زیر برشمرد.
۱. اهداف بزرگ: بدون تردید «استکبار و صهیونیزم» دو عامل اصلی همه مشکلات جوامع بشری و کشور‌های دنیا در قرون معاصر به حساب می‌آیند که اولی در ۱۳ آبان ۵۸ و دومی در مهر ۱۴۰۲ مورد هدف قرار گرفتند. وقتی دانشجویان خط امام لانه جاسوسی امریکا را به تسخیر خویش درآوردند شاید کمتر کسی بود که این حرکت را آغازی بر پایان امریکا در ایران تحلیل کند. اما حضرت امام (ره) آن را انقلاب دوم خوانده و این روز را برای همیشه روز مبارزه ملی با استکبار جهانی نامیدند.
این در حالی است که اغلب ناظران بین‌المللی و تحلیلگران اسلامی عملیات طوفان الاقصی در مهرماه سال جاری را پایان رژیم صهیونیستی اعلام کردند، چراکه طوفان الاقصی اولین عملیات گروه‌های مقاومت در سرزمین‌های اشغالی است که توانست پیام بزرگ ناامنی و بی‌ثباتی را برای غاصبان صهیونیست مخابره کند. شهروندان اجاره‌ای فلسطین اشغالی با این عملیات دریافتند که این آب و خاک صاحبانی دارد که حاضرند برای آزاد‌سازی آن از همه چیز خود بگذرند. با حذف غده سرطانی صهیونیزم منطقه بدون شک ریشه صهیونیزم بین‌الملل هم خشک می‌شود.
۲. شکست اطلاعاتی: یکی از ویژگی‌های مشترک این دو اتفاق بزرگ غافلگیری دشمن برخلاف همه ادعا‌ها و امکانات جاسوسی آن‌ها است. تنها واکنش جاسوسان امریکایی در عملیات دانشجویان خط امام این بود که به‌سرعت اسناد جاسوسی را منهدم و به خردکن‌ها بریزند. در علمیات طوفان الاقصی، اما فرماندهان نظامی اسیر شده فرصت پوشیدن لباس هم پیدا نکردند. این درحالی است که در هر دو نقطه دشمن به پیشرفته‌ترین ابزار‌های جاسوسی و کنترل فیزیکی مجهز بود.
۳. اسارت و گروگان گیری: یکی از وجوه مشترک در این دو اقدام، آسیب‌پذیری دشمن در عدم مقاومت و بالا بردن دست‌ها جهت تسلیم بود که نتیجه آن به اسارت و گروگان شدن نیرو‌های آن‌ها تبدیل می‌شود. صرف نظر از علت یابی این امر که ناشی از بی‌ایمانی و بی‌انگیزگی دشمنان اسلام است، بزرگ‌ترین نقطه ضعف مشترک استکبار و صهیونیزم جهانی هم در همین مورد است که سرنوشت آن‌ها را تعیین می‌کند.
۴. عدم توانایی دشمن برای جبران: مهم‌ترین وجه مشترک دشمن در این دو عملیات عدم توانایی برای جبران ضربه شکست است. امریکایی‌ها برای جبران شکست ۱۳ آبان به هر اقدامی از حمله مستقیم تا کودتا و جنگ نیابتی دست زدند، اما نه تنها آن ضربه کاری را جبران نکرده بلکه از آزاد‌سازی گروگان‌های خود نیز عاجز ماندند. بلاشک این نتیجه در عملیات طوفان الاقصی نیز در انتظار رژیم صهیونیستی است و آن‌ها هرگز نخواهند توانست این شکست را جبران یا اسرای خود را آزاد کنند. تلاش‌های مذبوحانه آن‌ها نیز شکست را عمیق تر، گسترده‌تر و زوال شان را نزدیک می‌سازد.
۵. نتیجه مشترک: امریکا در اثر ضربه ۱۳ آبان برای همیشه از ایران رفت و در منطقه ضعیف‌تر شد تا جایی که همه توان خویش را برای کمک به داعش جهت حذف اسد در سوریه به کار گرفت و میلیارد‌ها دلار هزینه کرد، اما هیچ نتیجه‌ای نگرفت. این رویه امروز در دفاع از اوکراین کاملاً محسوس است. پیامد مسلم ضعف امریکا در منطقه، افول آن در جهان است. چنانکه تحلیل گران غربی نیز به آن معترف‌اند.
طوفان الاقصی هم بزرگ‌ترین ضربه را به امنیت و موجودیت رژیم صهیونیستی وارد ساخته است که گواه آن حضور خیابانی میلیون‌ها انسان در جای جای جهان در قلب اروپا و امریکا و در خاستگاه اصلی صهیونیزم است. روشن است که ضعف رژیم صهیونیستی به پایان صهیونیزم در منطقه می‌انجامد و اگر این رژیم نابود شود تصور جهان عاری از صهیونیزم هم ممکن می‌گردد.
گواه پایان صهیونیزم در منطقه و جهان، هزینه‌هایی است که مردم مظلوم غزه می‌پردازند. این هزینه‌ها از جهات گوناگون شباهت زیادی با هزینه‌های فراوانی دارد که مردم ایران در طول ۲۸۸۷ روز جنگ تحمیلی برای پایان امریکا در ایران و مردم عراق و سوریه برای پایان امریکا از منطقه پرداخت کردند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار