کد خبر: 1195631
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۲ - ۰۴:۰۰
اسماعیل آذری‌نژاد، روحانی قصه‌گو و فعال حوزه کودکان در مناطق محروم:
دنیای معلمان و دانش‌آموزان ما فرسنگ‌ها از هم فاصله دارد سراغ اسماعیل آذری‌نژاد رفتیم که این روز‌ها روستا به روستا می‌رود تا برای کودکان دانش‌آموز کتاب بخواند و قصه تعریف کند؛ طلبه‌ای که زندگی خود را وقف قصه‌گویی و ترویج کتابخوانی میان بچه‌های روستایی استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد کرده است. او قصه و کتاب را از ابزار‌های مهم پرورش خلاقیت کودکان و نوجوانان می‌داند.

جوان آنلاین: سراغ اسماعیل آذری‌نژاد رفتیم که این روز‌ها روستا به روستا می‌رود تا برای کودکان دانش‌آموز کتاب بخواند و قصه تعریف کند؛ طلبه‌ای که زندگی خود را وقف قصه‌گویی و ترویج کتابخوانی میان بچه‌های روستایی استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد کرده است. او قصه و کتاب را از ابزار‌های مهم پرورش خلاقیت کودکان و نوجوانان می‌داند. ماشین شخصی‌اش کتابخانه سیاری است که با آن به دورافتاده‌ترین نقاط کشور می‌رود که شاید کمتر کسی مسیر و راهش به آنجا بیفتد. صفحه مجازی اسماعیل آذری‌نژاد مملو از بیان دغدغه‌های بچه‌های روستاهاست؛ دانش‌آموزانی که شاید برای چند ساعت یادگیری مجبور هستند ساعت‌ها پیاده‌روی کنند تا به مدرسه برسند. روز دانش‌آموز بهانه‌ای شد تا «جوان» گفت‌وگوی کوتاهی با وی داشته باشد و دغدغه‌های بچه‌هایی را که در نقاط دورافتاده هستند، مکتوب کند.

آذری‌نژاد به «جوان» می‌گوید: یکی از بزرگ‌ترین معضلات نظام آموزشی ما این است که ساختار نظام آموزشی با ساختار فکری نوجوان تطابق ندارد، یعنی معلمان و آموزش در یک دنیا و دانش‌آموز چه کودک و چه نوجوان در دنیای دیگری سیر می‌کنند و فرسنگ‌ها از هم فاصله دارند.
وی در توضیح بیشتر این تفاوت توضیح می‌دهد: کودک پر از شور و نشاط و تحرک است، در حالی که سیستم آموزشی ما کودکی بدون تحرک و صرفاً آموزش‌محور می‌خواهد، اما آموزش خشک با ذات کودک همخوانی ندارد.
به اعتقاد آذری‌نژاد، آموزش‌و‌پرورش یک ویرانه و یک ساختمان هزار وصله است که کسی به فکر آن نیست.
وی یکی دیگر از معضلات را فقدان عدالت آموزشی می‌داند و بیان می‌کند: در بعضی مناطق عدالت آموزشی وجود ندارد؛ بی‌عدالتی‌هایی که هر کدام در هر بعد رنجی عظیم است و دانش‌آموزان در برخی مناطق به ابتدایی‌ترین امکانات دسترسی ندارند.
آذری‌نژاد در رابطه با ضرورت‌های اولیه برای پیشرفت دانش‌آموزان بیان می‌کند: ضرورت حاکمیتی، یعنی آموزش‌و‌پرورش در اولویت قرار گیرد. من همواره به والدین می‌گویم بزرگ‌ترین سرمایه آن‌ها فرزندان‌شان است و در این کشور نیز بزرگ‌ترین سرمایه دانش‌آموزان هستند که کسی به آن‌ها توجه نمی‌کند.
وی توضیح می‌دهد: ما در وضعیتی هستیم که آموزش‌و‌پرورش معلم را استخدام و همان اول مهر و بعد از اعلام نتایج، معلم را راهی سیستم تدریس می‌کند، در حالی که این معلم حتی یک روز دوره ندیده و آگاهی ندارد، در نتیجه چنین روشی نشان می‌دهد آموزش‌و‌پرورش ما دغدغه دانش‌آموز را ندارد. کدام پدر و مادری حاضر است فرزند آن‌ها زیر دست سرباز معلمی برود که تحصیلات مرتبط ندارد، در نتیجه حاکمیت باید سرمایه‌بودن دانش‌آموز را درک کند.
این طلبه دغدغه‌مند درباره ویژگی‌های یک معلم دلسوز که می‌تواند سازنده باشد، ادامه می‌دهد: باید معلمان آگاه و دلسوز انتخاب شوند چراکه اگر معلم عاشق، دانا و آگاه سر کار آید، دانش‌آموز اطمینان خاطر خواهد داشت که معلم دغدغه او را می‌داند و نیازهایش را می‌شناسد.
در نگاه آذری‌نژاد معلم عاشق و آگاه، ابزار‌های ارتباطی را می‌شناسد، می‌داند که کودک به خلاقیت نیاز دارد، دانش‌آموز باید پرسشگر باشد و در نهایت یقین دارد نقش تربیتی در سازندگی دانش‌آموز پررنگ‌تر از آموزش است، در نتیجه با افعال ساکت باش یا شیطنت نکن، دانش‌آموز را سرکوب نخواهد کرد.
به اعتقاد آذری‌نژاد امروز در مدارس ما کودکان شادی وجود ندارد و حجمی از اطلاعات وآگاهی به دانش‌آموز ارائه می‌شود که کودکان ما علاقه‌ای به آن ندارند و در نتیجه از رفتن به مدرسه دلسرد می‌شوند.
آذری‌نژاد ادامه می‌دهد: مسئولان بالادستی دغدغه آموزش‌و‌پرورش را نمی‌دانند و عمدتاً یک مسئول با بخشنامه و یک برگه دستور صادر می‌کند، فارغ از اینکه بداند آیا نیاز یک بچه روستایی در نقاط محروم هم همان خواهد بود یا خیر.
وی در ادامه به دغدغه بچه‌های روستا اشاره می‌کند و می‌گوید: ما گرفتار فقر و بی‌عدالتی هستیم و دانش‌آموز روستایی زنگ ورزش حیاط مناسب برای ورزش ندارد. برخی دانش‌آموزان هنوز تنبیه جسمی می‌شوند و این‌ها مسائلی است که کسی به آن‌ها توجه نمی‌کند.
آذری‌نژاد به برخی بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: وقتی در روستا مدرسه نیست، دانش‌آموز باید یک ساعت پیاده‌روی کند تا به مدرسه برسد. دانش‌آموز ۱۱ صبح حرکت می‌کند تا ظهر به مدرسه برسد، در نتیجه آیا چنین دانش‌آموزی دغدغه دیگری جز امکانات اولیه دارد. دانش‌آموزان در برخی مناطق مثل روستا‌های یاسوج هنوز درگیر وسایل سرمایشی و گرمایشی هستند، در نتیجه وقتی امکانات اولیه نیست، دانش‌آموز توان دغدغه‌مندی درباره سایر موضوعات را ندارد.
وی مثال روشنی در این زمینه می‌زند و می‌گوید: ما در پایه ششم درس کار و فناوری داریم که اصل آن بر پایه رایانه است، در حالی که در برخی مدارس هنوز رایانه وجود ندارد. در مدارس شهری هم در برخی شهرستان‌ها امکانات اولیه به صورت محدود وجود دارد و آیا مسئول ما به طراحی محتوای کتاب و تطابق آن با شرایط مدرسه فکر می‌کند؟!
وی خاطرنشان می‌کند: دانش‌آموز ما امروز به یادگیری رایانه نیاز دارد و نباید از کنار آن بی‌تفاوت گذشت، باید امکانات ارائه کرد و بعد از آن از دانش‌آموز دغدغه‌های فلسفی را پرسید.
آذری‌نژاد در پایان به «جوان» گفت: گاهی فکر می‌کنم من در حال کاشت درخت بلوط هستم که پشت سر کسی آن‌ها را نابود می‌کند و متأسفانه فضای آموزشی ما در امکانات اولیه درمانده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار