اگر علم و دانش، رنگ خدایی نداشته باشد و اخلاق را از بین ببرد، بزرگترین حجاب است و باعث میشود جامعه بیمار، افسرده و پرخاشگر شود و در آخر جامعه را به مرز هلاکت روانی برساند. جوان آنلاین: آموزش و پرورش از مهمترین نهادهای اجتماعی است که کیفیت آن بر کیفیت سایر نهادها تأثیرگذار است. هر چند در سالهای اخیر نگاه به مدارس تک بعدی شده است، اما این نگاه را باید تغییرداد چراکه به گفته مشاوران و مربیان تربیتی، رشد پرورشی دانشآموزان میتواند مشکلات آموزشی را پوشش داده و آنرا ارتقا ببخشد. پرویز رزاقی روانشناس بالینی، مشاور خانواده و استاد دانشگاه نیز معتقد است اگر علم و دانش، رنگ خدایی نداشته باشد و اخلاق را از بین ببرد، بزرگترین حجاب است و باعث میشود جامعه بیمار، افسرده و پرخاشگر شود و در آخر جامعه را به مرز هلاکت روانی برساند. گفتگو با این استاد را میخوانید.
****
کار پرورشی در مدارس مورد رضایت نیست؛ این حرف خیلی از دلسوزان نظام آموزشی و هم پرورشی است. شما مقصران اصلی را چه کسی، کسانی یا سازمانی میدانید؟
وقتی از نظام آموزشی برای خدمت به فرزندان این مرز و بوم صحبت میکنیم، پس مقصر یک نفر یا یک سازمان نیست، بحث همه گیر است و همه سطوح جامعه را در بر میگیرد. بنابراین همه آنهایی که مستقیم و غیر مستقیم در کار پرورش دخالت دارند میتوانند افراد تأثیرگذاری باشند مانند مقامات درجه اول حکومت تا دولت که بخش اجرای قوانین را عهده دارد و مجلس که قانون تصویب میکند تا وزیر آموزش و پرورش و مدرسه که قدرت اجرایی دارد تا خانواده... همه و همه نقش دارند؛ لذا اگر کاستی در این نهادها اتفاق بیفتد، متوجه فرزندان و دانشآموزان خواهد شد.
کمبود بودجه و نیروی انسانی جوان و با تجربه پرورشی، دغدغه بسیاری از مدیران مدارس است. قولهایی برای حل این مشکل داده شده است، اما تا تصویب قوانین و اجرایی شدن آنها شاید زمان زیادی را داشته باشیم. چه پیشنهادی به مدیران و اولیای دانشآموزان دارید تا فعالیتهای پرورشی بر زمین نماند؟
در چنین شرایطی، مدیران مدارس باید از پتانسیل و نیروهای کارآمد در مدرسه استفاده کنند تا در جهت پرورش دانشآموزان قدم برداشته شود. همانطور که اگر کلاسی معلم نداشته باشد، مدیر مدرسه سعی میکند به شکلهای مختلف آنرا اداره کند تا دانشآموز بیکار نماند و این خلأ پُر شود، همین روش در حوزه پرورش باید انجام شود تا به مقصود برسند.
به نظر شما فعالیتهای پرورشی مطلوب نسل امروز باید شامل چه برنامههایی باشد تا تعداد بالایی از دانشآموزان را جذب کند؟
فعالیتهای پرورشی زمانی مطلوب است که بر اساس نیازهای جنسیتی طراحی شده باشد. مثلاً برای پرورش دانشآموزان پسر یک شکل و برای دانشآموزان دختر به شکلی دیگر طراحی و متناسب با فکر و رشد دانشآموز صورت گیرد. همچنین این برنامهها باید از دریچه و کانال ارتباطی ورودی خود فرزندان مشخص شود نه از منظر و نگاه ما. چراکه دنیای ما، پدیدهها و الگوهای پرورشی ما متفاوت است، پس نباید آنها را از منظر خود ببینیم. اگر بخواهیم الگوهای ثابت و قبول شدهای ارائه کنیم، باید آنها را برنامهریزی و تئوریزه کرده سپس به شکل عملی و کاربردی متناسب با فرزندان پیاده کنیم تا بتوانیم درصد بالایی از دانشآموزان را جذب و ذوق و اشتیاق به آن فعالیتها را ایجاد کنیم. ارتباط خوب با دانشآموزان هم از عواملی است که میتواند اجرایی کردن برنامهها را بالا ببرد.
از نگاه شما ویژگیهایی یک مربی پرورشی چیست؟
یک مربی خوب باید با دانش روانشناختی روز در ارتباط باشد. از علم ارتباط برخوردار باشد. او باید شناخت دقیق و عمیقی از دنیای دانشآموزان در مقاطع مختلف به دست آورد و با یک اطلاع جامع و کامل بتواند با آنها ارتباط برقرار کند. صبور و آرام باشد نه اینکه دانشآموزان را بلافاصله و اجباراً به سمت و سوی انجام فرائضی مثل نماز و روزه سوق دهد بلکه از روش درگیرکردن و انداختن توپ در زمین بچهها استفاده کند. دانشآموز را در انجام مراسماتی مثل زیارت عاشورا و نماز جماعت و به بهانههای مختلف مثل داوطلب نذری دادن درگیر کند. مغرور و تند برخورد نکند و در ادبیات صحبت با آنها دقت کند و خدایی نکرده از ادبیات زشتی استفاده نکند.
قطعاً فعالیتهای پرورشی دستاوردهای بسیار و غفلت از آنها آسیبهای بسیاری دارد. با بیان چند مورد خانوادهها را با این دستاوردها و آسیبها آشنا کنید.
انجام این قبیل فعالیتها در صورت برخورداری از ویژگی نشاط، دانشآموزان ما را شاداب میکند و شادابی موجب انجام کارهای سالم علمی و اجتماعی میشود. حتی دین و ایمان آنها را سالم نگه میدارد. در اصل ایجاد سه عامل محبوبیت، مقبولیت و موفقیت که در هر انسانی حائز اهمیت است با فعالیتهای مناسب پرورشی، ممکن میشود. محبوبیت یعنی، دانشآموز باید دوست داشتن را بداند و دیگران هم او را دوست داشته باشند. مقبولیت یعنی مورد قبول دیگران قرار بگیرد و احساس مهم بودن کند. موفقیت هم یعنی خانوادهها و معلمان باید تلاشهای کم دانشآموزان را بیان و موفقیتهای حاصل را به او یادآوری کنند. در بررسیها نشان داده شده است داشتن توان علمی در افراد با ایمان آنها را محبوب قرار داده و خداوند هم آنها را یاری میکند. دانشآموزان فعال در امور پرورشی افرادی با روان و شخصیتی سالم هستند که در نتیجه جامعهای سالم میسازند. وقتی تلاش کنیم آنها را هم به لحاظ آموزشی و هم به لحاظ پرورشی، تقویت کنیم یک مدیر، مسئول، شهروند خوب و مفیدی با یک رفتار مثبت برای جامعه خواهند شد.
در صورت غفلت از امر مهم پرورشی، قطعاً دانشآموزان در آینده آسیب جدی خواهند دید. از دست دادن مهارت زیستن، مهارت خوب فکر کردن، مهارت ارتباط خوب از جمله این آسیبهاست و در نهایت او نمیتواند در جامعه کار مفیدی انجام دهد، چون پرورش خوبی نیافته است.
در نظام آموزش و پرورش، سهم فعالیتهای پرورشی چند درصد لازم و چند درصد در پیشرفت آموزشی مؤثر است؟
پرداختن فقط به آموزش هر چند با نمرات بالا، فرزندان ما را یک بعدی بار میآورد. موفقیت فقط پیشرفت در بعد علمی و مدرک گرفتن نیست بلکه موفقیت، پیشبرد اهداف زندگی در همه ابعاد آن است. علم منهای ایمان زمینه پرواز را فراهم نمیکند. دانشآموز سالم باید هم هوش علمی بالایی داشته باشد هم هوش عاطفی و هیجانی بالا. اگر در کنار درس، مدرک ایمان و اخلاق نباشد علم وسیلهای میشود برای تسلط، ستمگری و استثمار دیگران که نمونههای آن را در جهان مشاهده میکنیم. در آموزههای دینی، اگر علم رنگ خدایی نداشته باشد و اخلاق را از بین ببرد و فراموش کند، بزرگترین حجاب است و به درد کسی نمیخورد. در طول تاریخ همه کسانی که برای ملتها مفید بودند آنهایی بودند که علم توأم با اخلاق را داشته و متواضع بودهاند.
اگر از بعد و زوایای روانشناختی نگاه کنیم، پرورش مقدم بر آموزش است. نگاه تک بعدی به آموزش باعث میشود ما جراح، مهندس، پزشک و فردی که بتواند درست تفکر کند و مسئله را به درستی حل کند را نداشته باشیم. پرورش خوب، متناسب با درک مفاهیم انسانی، ایرانی و اسلامی است که ما را به اشخاصی نزدیک میکند که هم از نظر تحصیلات و هم از نظر شخصیتی افرادی توانمند خواهند بود. بنابراین سهم فعالیتهای پرورشی نسبت به آموزشی میتواند ۶۰ به ۴۰ باشد تا در حوزه پیشرفتهای آموزشی تأثیرگذار باشد.
نگاه بعضی از خانوادهها با برنامهها و اهداف پرورشی مصوب در مدارس زاویه دارد. چگونه دانشآموزی که در فعالیتهای پرورشی مشارکت دارد، دچار تضاد و دوگانگی نشود؟
آموزش خاص مدرسه است و پرورش تلفیقی از مدرسه و خانواده است. هر چه تعأمل بین خانواده و مدرسه بیشتر باشد بچهها پرورش خوبی پیدا میکنند، یا از پرورش بهتری بهره میبرند، به همین دلیل خانواده و مدرسه را عامل مهم پرورش میدانیم.
نظام خانواده باید هماهنگ با شیوه پرورش مدرسه باشد. گاهی مدارس، پرورش را طبق سلایق خودشان انجام میدهند، در حالیکه ممکن است این سلیقه با ارزشهای خانواده ناهماهنگ باشد. بنابراین یک الگوی تعارض بین خانواده و مدرسه شکل میگیرد که آسیبزاست. در بسیاری از موارد الگوهای پرورشی مدارس حتی با سیستم حکومتی، جامعه و رفتارهای جامعه شناختی مغایرت دارد. در چنین شرایطی خانواده تلاش میکند فرزند را از آن مدرسه بیرون آورد و اگر نتواند این تغییر را ایجاد کند، شروع به رفتارهای مقابلهای میکند و به فرزند آموزش میدهد از این الگوی پرورشی و تربیتی پیروی نکن. بنابر این یک الگوی جدید متفاوت از الگوی پرورشی و تربیتی مدرسه برای دانشآموز ایجاد میشود.
معاونین و مربیهای پروشی نیز باید از الگوهای پرورشی و فرهنگ وابسته به خانوادهها پیروی کنند و آن وقت است که رابطه خوبی شکل میگیرد. به طور مثال وقتی برای سخنرانی به یک مدرسه دعوت میشویم، نوع بافت و فرهنگ آن منطقه را بررسی میکنیم و بعد موضوع را انتخاب و شروع به سخنرانی میکنیم. مربی پرورشی باید زاویه نگاه شخصی را به حداقل برساند. از طرفی خانوادهها نیز تلاش کنند تا با فعالیتهای فرزندشان در مدرسه هماهنگ و همسو شوند. اگر در بعضی موارد مخالفتی داشتند دانشآموز را مجبور به انجام و قبول آن نکنند چراکه موجب فاصله از خود، مدرسه و خانواده میشود. بنابراین تا آنجایی که میتوان از تفکر شناختی فرزندان استفاده شود تا به سمت و سویی پیش بروند که آن را بپذیرند و زور و اجباری نباشد.
برای ایجاد این همسویی توضیح بیشتری دارید؟
بله. برای ایجاد این همسویی لازم است مدارس ارتباط نزدیکی را با خانوادهها داشته باشند. خانوادهها نیز با نظام و الگوی پرورشی مدرسه نزدیک و هماهنگ شوند. بنابراین فرزندان را باید در مدرسهای ثبت نام کنیم که با الگوهای تربیتی خانواده هماهنگ باشد.
گاهی مسئولان یک مدرسه رفتار و تصمیماتشان هماهنگ با آن بخش از ادارهای است که بتواند از آن امتیاز بگیرند و خود و مدرسه را تثبیت کند بنابراین آنها الگوهایی را پیاده میکنند که آن الگوهای تربیتی را در رفتارهای جامعه و الگوهای فرهنگی، دینی، مذهبی جامعه نمیبینیم، چرا که صرفاً در فکر خود مشاور پرورشی، مدیر یا معاون آن مدرسه است که برای حفظ نظام مدرسه انتخاب شده است. بنابراین الگوها گاهی ناشی از الگوهای رشدی و تربیتی مسئولان و نظام پرورشی مدرسه است که براساس موقعیت، ضرورتها و حفظ و بقای مدرسه پیاده میشود.
نکته دیگر الگوی نامتقارن است. در این حالت افراد الگوهای پرورشی خود را به گونهای انتخاب میکنند که نظام حاکم آموزشی آنرا نمیپذیرد. به عنوان مثال گفته میشود دانشآموزان را نباید وادار به نماز خواندن کرد. باید آنها را با تشویق و همدلی همراه کرد و از حد و مسیر دانشآموز وارد شد. سیستم آموزشی این قبیل الگوها را در اختیار مدیران مدارس و مسئولان پرورشی قرار میدهد، اما آنها به خاطر مسائلی که گفته شد این روش را انجام نمیدهند و این میتواند در الگوهای پروشی تأثیر منفی داشته باشد.
روش دیگر که بهترین روش برای همسویی بین خانواده و مدارس است، برگزاری دوره و کلاسهای آموزشی خانواده است. این میتواند الگوهای نامتقارن خانواده را با الگوهای پرورشی و تربیتی مدرسه همگام کند. در اصل باید مربیان پرورشی از دریچه خانواده کار کنند و برای خانوادهها ثابت کنند این الگو مناسب فرزندشان است که میخواهند در جامعه پرآسیب زندگی کنند. همچنین آنها باید آسیبها را به خانوادهها معرفی و راهحل دهند. قطعاً با همسویی مدارس و خانوادههاست که به جامعهای سالم، شاد و موفق خواهیم رسید.