جوان آنلاین: دختر جوانی پس از اینکه پدرش با ازدواج دوم او را ترک کرد، قدم به دنیای مجرمان گذاشت و پس از آشنایی با پسران جوان، آنها را معتاد و برای سرقت اجیر میکرد.
چندی قبل، مرد جوانی در تهران به اداره پلیس رفت و از سرقت وسایل قیمتی خانهاش شکایت کرد. وی در توضیح ماجرا گفت: «من و همسرم در خانه عمویم شام دعوت بودیم و وقتی به خانهمان برگشتیم با صحنه عجیبی روبهرو شدیم. تمام وسایل به هم ریختهبود و همه چیز حکایت از آن داشت سارق یا سارقانی به خانهمان دستبرد زدهاند. وقتی به محل نگهداری دلارها و طلاهایمان رفتیم، متوجه شدیم سرقت شدهاست. من اموال قیمتیام را در مکان خاصی جاسازی کردهبودم و الان احتمال میدهم سارق اموالم فرد آشنایی است.
لباسهای مارکدار
با شکایت مرد جوان، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را درباره این حادثه آغاز کردند. مأموران پلیس در بررسیهای میدانی با بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه به رد پای مرد جوانی رسیدند که نقاب به صورت داشت. در حالی که تصویر متهم قابل شناسایی نبود، مأموران از شاکی برای دیدن تصویر متهم دعوت کردند و وی وقتی تصویر ثبت شده متهم را در دوربینهای مداربسته دید سارق را شناسایی کرد و گفت: «سارق چهرهاش مشخص نیست، اما او پسر عموی من به نام سروش است و او را از لباسهای مارکدارش شناختم، چون در آخرین سفری که به خارج از کشور داشتم، خودم آن لباسها را برای او هدیه آوردم. او وضعیت مالی خوبی دارد، اما نمیدانم چرا از خانهام سرقت کردهاست.»
اجیر شدم
بدین ترتیب مأموران سروش را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم در بازجوییها به جرم خود اقرار کرد و گفت از سوی دختر جوانی به نام سهیلا اجیر شدهبود. وی گفت: «مدتی قبل دختر جوانی را سوار خودرویم کردم و با او آشنا شدم. آشنایی ما باعث شد او مرا معتاد به موادمخدر کند. دختر جوان هنگام مصرف مواد در خانهاش از من عکس و فیلم تهیه و تهدید کرد برای اینکه عکسها و فیلمها را برای همسرم نفرستد، از خانه افراد پولدار سرقت کنم. من به خاطر آبرویم و همچنین هزینه مصرف موادم قبول کردم و از خانه پسرعمویم که پولدار است، سرقت کردم.»
کینه قدیمی
پس از این، مأموران سهیلا را بازداشت کردند. بررسیها نشان داد سهیلا مدتی است با همین شیوه و شگرد مردان جوان را به دام میاندازد و پس از تهیه عکس و فیلم آنها را مجبور به سرقت از خانههای اقوام پولدارشان میکند.
متهم ۲۸ ساله در بازجوییها گفت: «من لیسانس دارم و حسابدار و صندوقدار یک مغازه بزرگ هستم، اما به خاطر کینهای که از مردان داشتم، نقشه سرقت را با مردانی که به دام انداختهبودم، اجرا کردم. پنج سال قبل پدرم عاشق زنی شد و ما را رها کرد. پس از این حادثه با اینکه وضع مالی خوبی داشتم، برادرم از من کلاهبرداری و به خارج از کشور فرار کرد. من از مردان کینه به دل گرفتم و پس از آن کنار خیابان سوار خودروی افراد پولدار میشدم و آنها را در فرصت مناسب معتاد میکردم و سپس مجبورشان میکردم از خانه بستگان پولدارشان سرقت کنند.»
تحقیقات از متهمان ادامه دارد.