دو مرد فریبکار که در پوشش مأمور پلیس از خلافکاران اخاذی میکردند در آخرین مورد، مرد جوانی را به جای برادر دوقلوی خلافکارش اشتباهی گرفتند و گرفتار شدند جوان آنلاین: دو مرد فریبکار که در پوشش مأمور پلیس از خلافکاران اخاذی میکردند در آخرین مورد، مرد جوانی را به جای برادر دوقلوی خلافکارش اشتباهی گرفتند و گرفتار شدند.
چند روز قبل رهگذرانی در یکی از خیابانهای جنوبغربی تهران متوجه درگیری دو مرد با فرد دیگری شدند. فریادهای کمکخواهی یکی از آنها به گوش میرسید و دو نفر دیگر هم سعی داشتند او را به زور سوار یک خودروی پژو کنند که در کنار آنها پارک بود. مرد جوان فریاد آی دزد میزد و از افراد عبوری میخواست به او کمک کنند، اما دو مرد دیگر مدعی بودند مأمور پلیس هستند و حکم بازداشت مرد جوان را دارند. هرچند آنها مجهز به بیسیم و دستبند بودند، اما رهگذران به آنها مشکوک شدند و حادثه را تلفنی به اداره پلیس خبر دادند و در حالی که کشمکش بین دو مرد و مرد جوان ادامه داشت، مأموران پلیس سررسیدند و آنها را بازداشت کردند.
مأمورنماها
مأموران پلیس در بازرسی بدنی از دو مرد جوان تعدادی تجهیزات پلیسی تقلبی کشف کردند که حکایت از آن داشت دو متهم در پوشش مأمور پلیس از شهروندان اخاذی میکنند.
بدین ترتیب مأموران، متهمان و شاکی را به اداره پلیس منتقل کردند. شاکی درتوضیح ماجرا گفت: «دقایقی قبل از خانهام بیرون آمدم تا به محل کارم بروم که پژویی کنارم توقف کرد. دو مرد جوان از داخل خودرو پیاده شدند و درحالیکه یکی از آنها بیسیم در دست داشت، خودش را مأمور پلیس معرفی کرد و گفت حکم بازداشت مرا دارند. آنها مدعی شدند من تازه از زندان آزاد شدهام و دوباره دست به سرقت زدهام، اما من هیچ سابقهای نداشتم و مطمئن بودم اشتباهی گرفتهاند، به همین دلیل به آنها گفتم خلافکار نیستم و الان هم در راه رفتن به محل کارم هستم. وقتی آنها اصرار کردند احتمال دادم مرا با برادر دوقلویم که سابقه اعتیاد دارد اشتباهی گرفتهاند، به همین دلیل در مقابل آنها مقاومت نکردم، اما خواستم کارت شناساییشان را به من نشان بدهند. با خودم گفتم اگر پلیس باشند نباید با آنها درگیر شوم، همراهشان به اداره پلیس میروم و در آنجا بیگناهی من ثابت میشود، اما دو مرد جوان هیچ کارت شناسایی به من نشان ندادند، به همین دلیل به آنها مشکوک شدم و سوار خودرویشان نشدم، ولی سعی کردند مرا به زور سوار کنند و بعد هم رهگذران به دادم رسیدند و به پلیس خبر دادند.»
متهمان تحت تعقیب
مأموران پلیس در بازرسی خودروی متهمان مقداری وسایل و مدارک سرقتی هم کشف کردند که نشان میداد دو متهم ساعتی قبل از دستگیری در پوشش مأمور پلیس، وسایل و اموال افراد دیگری را هم سرقت کردهاند.
همچنین در بررسیهای فنی مشخص شد دو مرد جوان از مدتی قبل با طرح شکایتهایی از سوی شهروندان در خصوص اخاذی تحت تعقیب کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت قرار داشتهاند. مأموران پلیس در بررسی شکایتهای مشابه دریافتند متهمان از چند ماه قبل علاوه بر اخاذی از شهروندان در پوشش مأمور پلیس، افراد سابقهدار را نیز شناسایی و از آنها به بهانه اینکه تحت تعقیب پلیس هستند، اخاذی میکردند.
بدین ترتیب متهمان برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند. دو متهم یک روز قبل و پس از انتقال به دادسرای ویژه سرقت به اخاذیهای سریالی خود اعتراف کردند.
قربانی زورگیری
متهمان بهزاد و احسان نام دارند و یکی از آنها مکانیک و دیگری سیگارفروش است. به گفته خودشان تا الان پایشان به کلانتری هم باز نشده بود، اما مدتی قبل وقتی در دام سه مرد مأمورنما گرفتار میشوند و اموالشان را از دست میدهند تصمیم میگیرند با این شیوه از شهروندان و افراد خلافکار اخاذی کنند.
گفتگو با متهم
بهزاد چطور با همدستت آشنا شدی؟
ما چند سالی است که با هم دوست هستیم. من مکانیک هستم و احسان هم سیگار و تنباکو میفروخت که حدود دو سال قبل خودرویش را برای تعمیر به مغازه من آورد و همین موضوع باعث آشنایی ما شد و از آن روز به بعد با هم رابطه دوستی داریم و به خانه هم رفت و آمد میکنیم.
شما که هر دو کار داشتید، چرا تصمیم گرفتید از شهروندان اخاذی کنید؟
ما از افراد خلافکار اخاذی میکردیم و به شهروندان عادی کار نداشتیم. البته گاهی هم اشتباهی از افراد دیگر اخاذی میکردیم، اما طعمههای اصلی ما افراد خلافکار بودند.
چرا افراد خلافکار؟
افراد خلافکار هیچ وقت ریسک نمیکردند که شکایت کنند و معمولاً هم فکر میکردند ما مأمور پلیس واقعی هستیم. مثلاً با بیسیم و دستبند راهشان را سد میکردیم و میگفتیم مأمور آگاهی هستیم و به ما گزارش شده شما پس از آزادی دوباره سرقتهایتان را ادامه دادهاید و باید همراه ما به اداره آگاهی بیایید. آنها، چون سابقهدار بودند حرفهایمان را باور میکردند و ما هم برای اینکه از خلاف آنها چشمپوشی کنیم از آنها اخاذی میکردیم و حتی اگر تلفن همراه یا وسایل قیمتیشان را هم سرقت میکردیم، حرفی نمیزدند.
چه شد که تصمیم گرفتید در پوشش مأمور پلیس اخاذی کنید؟
مدتی قبل من و دوستم در دام سه مرد مأمورنما گرفتار شدیم و آنها از ما اخاذی کردند. البته آن زمان سارق خودرو به مغازه من رفت و آمد داشت و وقتی آن سه مرد خودشان را مأمور معرفی کردند، من ترسیدم و فکر کردم به خاطر رفت و آمد همان دوست سارقم است که خودروهای سرقتیاش را برای جابهجایی قطعات به مغازه من میآورد، به همین دلیل من و دوستم تسلیم آنها شدیم، اما بعداً فهمیدیم آنها پلیس قلابی بودند که اموال ما را سرقت کردند. وقتی ما قربانی مأمورنماها شدیم تصمیم گرفتیم با این شیوه از افراد خلافکار اخاذی کنیم.
چطور افراد خلافکار را شناسایی میکردید؟
خیلی ساده است؛ وقتی با مغازه سوپرمارکتی ارتباط برقرار کنی، نشانی تمامی افراد خلافکار محله را میتوانی از او بگیری. از طرفی هم بعضی از آنها از ظاهرشان قابل تشخیص هستند.
از کی شروع کردید؟
حدود چهار ماه قبل تصمیم گرفتیم در پوشش مأمور پلیس اخاذی کنیم و بعد هم وسایل و تجهیزات پلیسی خریدیم و اخاذیهایمان را آغاز کردیم.
چند مورد اخاذی داشتید؟
دقیق یادم نیست، اما بعضی روزها چند نفر و بعضی روزها هم چیزی گیرمان نمیآمد.
چه شد که دستگیر شدید؟
در خلاف اولین اشتباه، آخرین اشتباه است و ما هم اولین اشتباه را مرتکب و دستگیر شدیم. آن روز مرد جوان را با برادر دوقلویش که خلافکار بود، اشتباهی گرفتیم و او هم با ما درگیر شد و گرفتار شدیم.