امروز توصیفهایی که از زن در شعر میشود با توصیفهایی که پیش از انقلاب میشد، کاملاً تفاوت دارد. فریبا یوسفی، شاعر و پژوهشگر ادبی در پاسخ به این سؤال که چهره زن در شعر معاصر چگونه است به ایبنا میگوید: یک بخش این موضوع به این برمیگردد که شاعران زن از این جهت که هم زن و هم شاعر هستند، چطور دارند چهره زن را در قالب شعر منعکس میکنند. بحث دیگر این است که اساساً چهره زن در شعر چگونه منعکس میشود. هر دو مبحث جای تأمل و بررسی دارد؛ بحث اول مربوط میشود به شاعران زن، بهخصوص کسانی که در دورههای اخیر فعالیت بارز دارند که از نظر کمی و کیفی در این بخش شاهد یک رشد هستیم. این رشد عوامل مختلفی دارد که بخشی از آن مربوط به زمینههای اجتماعی میشود و بخش دیگر به جمعیتشناسی برمیگردد. اساساً یک رشد عمومی در جامعه به دلیل در دسترس بودن کتاب و افزایش منابع اطلاعاتی اتفاق افتاده است و در زمینه شعر بانوان نیز چه از نظر کمی و چه کیفی شاهد رشد قائل توجهی هستیم، بهطوریکه میتوان گفت یک دگرگونی در جهت کاملاً مثبت در شعر بانوان رخ داده است. در حقیقت، توجه ویژهای به چهره زن در شعر شده است. توجه به شعر بانوان جلب شده است. برخی از کشورها اطلاعی از شاعران شاخص زن ایرانی نداشتند و فکر میکردند در جامعه زنان ایرانی، شاعری وجود ندارد. خوشبختانه در دورههای اخیر توجهات به شعر بانوان جلب شده است.
واقعگرایی در شعر زنان
یوسفی درباره چهره زن در شعر معاصر و تفاوتهای آن با قبل از انقلاب نیز اینگونه نظر میدهد: یک رویداد طبیعی در شعر رخ داده است و آن واقعگرایی است. شعر از حالت انتزاعی به وضعیت واقعگرایی تبدیل شده و نتیجه این واقعگرایی این شده که چهره زن در شعر از حالت افسانهای و توصیفهای انتزاعی خارج شود و رو به واقعیتها و توصیفهای کاملاً جزءنگرانه بیاورد. امروز توصیفهایی که از زن در شعر میشود با توصیفهایی که در قدیم میشده، کاملاً تفاوت دارد و وضعیت افسانهای و رؤیایی که از زن در شعرها وجود داشت، به واقعگرایی تغییر یافته است و نقش اجتماعی زن زیاد در شعرها مطرح میشود. اگر در شعرهای اخیر دقت کنیم، میبینیم مانند سابق زن دیگر موجودی محبوس و پوشیده در یک گوشه و پشت پرده که نقشهای آشکار ندارد، نیست. این وضعیت در شعر تغییر کرده و اکنون زن در شعرها در متن جامعه حاضر، تصمیمگیرنده و مؤثر است. در شعرهای کنونی، نقش زن هم مستقیم در جامعه نشان داده میشود و هم غیرمستقیم با تربیت فرزندانی که در آینده میتوانند تصمیمگیران یک کشور باشند. این نقشها از قدیم وجود داشته، اما توصیف و بازتابش در شعر کمرنگ بوده است. در این دوره تصویر زن در شعر واقعگرایانه شده و نقشهای زن هم بهطور مؤثر و پررنگ تبیین شده است. در واقع نگاه به زن از وضعیت ذهنی به وضعیت عینی و واقعی تغییر پیدا کرده است.
وی درباره چشمانداز شعر زنان هم چنین اظهارنظر میکند: با توجه به سابقه شعر زنان در دهههای اخیر متوجه میشویم که تعداد شاعران زن افزایش یافته است. علاوه بر این، اخیراً یک نسل جوان از شاعران زن روی کار آمدهاند و در حال انتشار و ارائه آثارشان هستند که این نسل به شدت باهوش و خوشفکر هستند و دارند به خوبی رشد میکنند. آینده روشنی در انتظار شعر زنان است. در دورهای تعداد شاعران زن کم بود و بعد از طاهره صفارزاده که یکی از شاعران بزرگ است، یک خلأیی حس شد. شاید یک دهه خلأ شاعر و شعر زنان حس میشد، اما اخیراً شاعران زن هم پرتعداد شدهاند و هم موفق ظاهر میشوند. نتیجه هم این میشود که در آینده نزدیک با تعداد زیادی شاعران زن موفق روبهرو شویم.