«اجازه ورود غذا، آب، برق و سوخت را به غزه نمیدهیم، مردم غزه انسانهای حیوانصفتی هستند.» اینها را وزیر دفاع رژیم صهیونیستی در حالی ساعتی قبل از محاصره کامل غزه اعلام کرد که این باریکه ساعتها تحت بمباران بی سابقه این رژیم قرار داشت. در سوی دیگر، بهانه این رفتار وحشیانه صهیونیستها دفاع نیروهای فلسطینی علیه غاصبینی است که ۷۵ سال فلسطین را اشغال کردهاند. مهرداد فرهمند، خبرنگار سابق بیبیسی در تشریح وضعیت صهیونیستها و همچنین شرایط مردم غزه میگوید: «ما چیزی به نام شهروند در اسرائیل نداریم، بلکه همه آنها باید در خدمت ارتش باشند. اسرائیل بارها و بارها غزه را بمباران کردهاست، بسیاری از کودکان کشته یا قطع نخاع شدهاند و فلسطینیها سال هاست در محاصره هستند.» با وجود این شرایط، اما مبارزان فلسطینی حتی در جنگ هم به حقوق و اصول اسلامی و انسانی کاملاً متعهد هستند تا جایی که یک زن صهیونیست در گفتگو با رسانه عبری میگوید: «هنگامی که نیروهای فلسطینی به ما نزدیک شدند به ما گفتند نگران نباشید، ما با زنان و کودکان کاری نداریم.» هر چند شرایط این روزهای فلسطین جنگی است، ولی اتفاقاً برخی از حقوق برای زمان جنگ وضع شدهاند تا افراد را از رفتار ضدانسانی باز دارد. در گفت وگوی علی نجفی توانا، رئیس اسبق کانون وکلای مرکز و استاد جزا و جرم شناسی میزان رعایت این قواعد و حقوق بشری را مورد بررسی قرار دادیم.
از نظر حقوق بشری، اقدام فلسطینیها در چارچوب حق تعیین سرنوشت قابلتعریف است؟
آن چیزی که مسلم است حقوق فلسطینیان به دلیل جنگ نابرابر اسرائیل با کمک کشورهای اروپایی به ویژه بریتانیا نادیده گرفتهشد و در چند دهه اخیر نیز به دلیل نفوذ و لابی یهودیان در امریکا و با حمایت ایالات متحده بستر آوارگی ملت فلسطین فراهم شدهاست. از سوی دیگر در دفعات مختلف و در قطعنامههای مختلف، مسئله تجاوز مورد نکوهش واقع شده و خلاف قوانین انسانی و بشری بودن این اقدام توسط نهادهای بینالمللی و انجمنهای مدنی مورد تأیید قرار گرفتهاست. این فرآیند به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم، جنگهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۸ و دیگر جنگها نهتنها موجب تعرض و تجاوز به سرزمین فلسطینیان بلکه به سرزمین کشورهای همسایه مانند اردن، سوریه، لبنان و مصر شدهاست.
مسلماً از نظر حقوق بینالملل جنگ تجاوزکارانه همانند جنگی که رژیم بعثی عراق علیه ما آغاز کرد، محکوم است. خشونتهای جنگی علیه کودکان، زنان و افراد بیگناه نیز به عنوان جنایت جنگی شناخته میشود که از لحاظ قوانین بینالمللی محکوم، قابل سرزنش و مؤاخذه است. مسلماً ما نمیتوانیم صبرا و شتیلا را فراموش کنیم، مسلماً تمام ملت آزادی خواه دنیا نمیتوانند آوارگی و محاصره اقتصادی سرزمینهای فلسطین را به فراموشی بسپارند و با هر عقیده و ایمانی که باشند این تجاوزها محکوم بوده و هست.
در رابطه با حوادث اخیر هم آن چیزی که مسلم است اینکه مردم فلسطین در هر حالتی برای بازپسگیری اراضی خود محق هستند و این حق تعیین سرنوشت، حق مسلم آنهاست، قطعاً هر انسان آزادهای هم باید از آن حمایت کند و اگر جنگ در این مسیر انجام شود، مسلماً جنگ مقدسی است. در بحث حوادث این جنگ هم سالیان سال تمام آزادی خواهان جهان در دفاع از مردم فلسطین به دلیل کودک کشی رژیم اسرائیل و همچنین افراد بیگناه و غیرنظامی داد اعتراض سردادهاند و کماکان هم به نظر میرسد مردم آزادی خواه جهان، آنهایی که تحتتأثیر انقیاد فکری حاکمیتهای مختلف نیستند، از این حق مسلم دفاع میکنند. در هر صورت آن چیزی که مسلم است اینکه حالا که ابرقدرتهای جهان از مردم فلسطین حمایت نمیکنند، جنگ و دفاع مشروع ابزار مناسب برای بازپسگیری اراضی و حقوق قانونی آنهاست که از دست دادهاند.
در بحث دفاع مشروع که فرمودید، عملیات طوفان الاقصی از حیث حقوقی در قالب دفاع مشروع و اقدام متقابل قابلتعریف است یا حمله پیشدستانه؟
آنچه مسلم است اینکه بعد از جنگهای چند روزه اسرائیل علیه فلسطینیان که به شکل مکرر توسط این رژیم تا بن دندان مسلح انجام و موجب آوارگی مردم فلسطین شدهاست، حق بازگشت به سرزمینها از طریق وسایل ممکن از جمله دفاع و همینطور حمله در چارچوب قوانین جنگی از حقوق قانونی ملت فلسطین تلقی میشود و من فکر نمیکنم هیچ انسان آزادهای با این حرف مخالف باشد. بنابراین در شرایطی که ما در تاریخ تحولات سیاسی و ارضی در خاورمیانه شاهد بودیم اسرائیل با کمک کشورهای غربی و با اسلحه آنها مردم فلسطین را ابتدا با حیله و بعد با جنگ از موطن و سرزمین اصلی خود اخراج کردهاست، اعاده به وضع سابق مسلماً از حقوق این مردم است که به هر وسیلهای حتی جنگ میتوانند این حقوق را تأمین کنند.
جالب این است که در روزها اخیر قطع نظر از حوادثی که اتفاق افتاده، کشورهای اروپایی با اینکه بارها در خصوص حمله اسرائیل به فلسطین و آوارگی فلسطینیان از حقوق آنها دفاع نکردهبودند، امروز بدون توجه به محاصر غزه و بدون توجه به اینکه این منطقه تحت استثمار و به طور غیرمستقیم تحت انقیاد و محاصره اسرائیل قرار دارد و بی توجه به کشتاری که اسرائیل به شکل روزمره بعد از حمله فلسطینیان انجام میدهد، سکوت مطلق پیشه کرده یا از اسرائیلیها حمایت کردهاند. قطعاً این امر نشان میدهد امروز لابی یهود به حدی قوی است که در دنیا برای افراد مظلوم و تحت ستم به دلیل منافع سیاسی و اقتصادی نوعی استعمار و استثمار نوین اتفاق افتاده و ارزشی برای آنها قائل نیستند و هر جایی که منافع قدرتها اقتضا کند، از کشورها حمایت میکنند، کما اینکه در بحث حقوق بشر به شکل افتراقی و تبعیض آلود کشورهایی که به آسانی حقوق بشر را زیر پا میگذارند، نادیده گرفته میشوند و به بقیه کشورهایی که با آنها در تضاد هستند به شکلی با واکنشهای سیاسی برخورد تبعیض آمیز انجام میدهند.
میخواستم بیشتر توضیح دهید که آیا اصلاً از نظر حقوقی بمباران فلسطینیهای غزه توسط اسرائیل قابلتوجیه است؟ یعنی وضعیت جنگی میتواند این اقدام را مشروع کند؟
اصولاً بر اساس اسناد بینالمللی و کنوانسیونهایی که در این زمینه وجود دارد، حمله به مردم غیرمسلح، مردم عادی و شهروندان غیرنظامی ممنوع است، خراب کردن خانههای مردم که قطعاً در آن افرادی سکونت دارند و موجب کشتهشدن کودکان، زنان و افراد غیرنظامی میشود به کرات محکوم شده و اگر به شکل سازمانیافته باشد این اقدام خلاف حقوق بشر و جنایت جنگی است. منتها مراجعی که باید به این جنایات رسیدگی کنند، عملاً در دست حکامی است که با قدرت و نفوذی که دارند اجازه چنین حرکتی را نمیدهند.
بارها در مراجع بینالمللی اقدام اسرائیل محکوم شده و اعاده وضع به حال سابق، رها کردن اراضی تصرفشده کشورهای عربی مورد تأکید قرار گرفتهاست، ولی، چون لابی این کشور قوی است، عملاً میبینیم بدون توجه به حقوق از دست رفته کشورها قدرتها به نوعی در خصوص آن سکوت میکنند و در بسیاری از موارد این نقض آشکار حقوق بشر توسط ابرقدرتها به ویژه کشورهای اروپایی توجیه میشود. از طرف دیگر دخالت آنها را در سرنوشت سیاسی و نظامی کشورها هم میبینیم، ولی متأسفانه مراجع بینالمللی که به نوعی به طور غیرمستقیم یا در برخی موارد مستقیم تحت اختیار آنها هستند، این نوع جنایات را محکوم نمیکنند. در هر صورت مسلماً در جنگ، حمله به خانههای مسکونی ممنوع است حتی اگر به بهانه وجود مراکز نظامی باشد. جنگ امریکا علیه عراق به بهانه وجود سلاح شیمیایی یک نمونه دیگر از مواردی است که هیچ مرجع بینالمللی برای محکومیت حتی سیاستمداران آن کشورها وارد عمل نشد و هیچ واکنشی از خود نشان نداد. بنابراین امروز مفاهیم مربوط به حقوق بشر مانند عدالت وسیله و دستاویز صاحبان زر و زور است و متأسفانه از آن استفادههای خاصی بر اساس تفاسیر خود انجام میدهند.
لطفاً دقیقتر بفرمایید وظایف سازمانهای بینالمللی در این موارد جنگی چیست و چه اقدامی باید انجام شود که سازمانهای بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری انجام نمیدهند؟
در خصوص موضوع اشغال اراضی فلسطینیها توسط اسرائیل ما قطعنامههای زیادی داریم. در موارد بسیاری شورای امنیت سازمان ملل و خود مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامههایی ضرورت رفع اشغال را مورد اشاره قرار دادهاند که باید این سازمانها به آن ورود کنند. در ضمن در بحث حمله به افراد غیرنظامی، کشتن افراد غیرنظامی اگر به شکل نسل کشی یا تجاوز باشد، ما در اسناد بینالمللی ضمن ممنوعیت این نوع اقدامات محکومیت کشورها و سران آنها را حتی در دادگاه بینالمللی کیفری میتوانیم مطرح کنیم، منتها امروز حقوق هم مانند تعاریف مفاهیم دیگر مانند آزادی و عدالت با تفاسیر مختلفی روبهرو است. در این نوع محاکم ما هیچ حاکم و مسئول دولتهای ابرقدرت یا صاحب قدرت را ندیدیم و نمیبینیم که مورد تعقیب قرار گیرند؛ فقط در مواردی کشورهای آفریقایی یا بعضی از کشورهای آسیای جنوب شرقی که آنها هم مورد حمایت دیگر کشورهای قدرتمند نیستند به نوعی تحت تعقیب قرار میگیرند و در بحث اجرای این نوع احکام صادره هم کماکان با مشکل روبهرو هستیم.
بنابراین در بحث جنگ چه تجاوز ارضی و چه اقداماتی دیگری که منجر به کشتن افراد بیگناه شود، چه با هدف نسل کشی و چه با هدف مرعوب کردن طرف جنگ انجام شود، امر ممنوعی است و قطعاً سازمان ملل باید واکنش نشان دهد، اما با توجه به حق وتویی که وجود دارد، معمولاً میبینیم که احکام صادره در این خصوص قابلیت اجرایی ندارند، بهخصوص در مورد کشورهایی که به نوعی تحت حمایت ابرقدرتها هستند.
همچنین من ضمن اینکه مقاومت و مبارزه مردم فلسطین را تأیید میکنم، معتقدم مسلماً این مقاومت تا تعیینتکلیف حقوق و امتیازات ارضی که مربوط به فلسطینیان است، امری ممدوح و مشروع است.
اخیراً اسرائیلیها با اعلام قبلی برق، آب، غذا و هر نوع نیاز اولیه مردم غزه را قطع کردهاند تا آنها تسلیم شوند؛ از نظر حقوق بشری و حقوق بشردوستانه این رفتار چگونه تفسیر میشود؟
این یک نوع اقدام غیرانسانی است. اگر شما با یک گروه نظامی در حال جنگ هستید، جلوگیری از استفاده آنها از آب، برق، غذا و ممنوعیت ارسال این نوع کالاها یا این نوع خدمات در حالی که شما به شکل ناجوانمردانهای این منطقه را محاصره کرده اید و با گذاشتن پا بر بیخ گلوی مردم تمام نیازهای اولیه آنها و حتی طرق و شوارعی را که از آن طریق به اقلام اساسی دسترسی پیدا میکنند، تحت اختیار دارید، خلاف حقوق مدنی و اساسی، در تعارض آشکار با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر اسناد بینالمللی از جمله میثاقین است و این اقدام، غیرانسانی است.
شما با یک کشور در حال جنگ هستید؛ حالا اگر محاصره اقتصادی مربوط به قلعهای بود که فقط نظامیان در آن باشند، بحث فرقی میکرد، ولی از قدیم هم این اقدام مورد قبول نبودهاست. الان ما از زن حامله و کودک شیرخواره تا کودکان، نوجوانان، زنان و دیگر افراد غیرنظامی داریم صحبت میکنیم که ادامه زندگی آنها وابسته به استفاده از این نوع امتیازات است و در نتیجه این اقدام خلاف قانون است. اگر جنگهای قرن بیستم و حتی سالهای اخیر را ببینید در اکثر کشورهای جهان بالاخره یک کانالهایی را برای ارسال غذا در نظر میگیرند، حتی در جنگ کریمه هم کشورها توافق کردند یک راهرو و کانالی را که اقلام مورد نیاز و مواد غذایی برای جلوگیری از ایجاد قحطی در آن باشد، در دسترس قرار بگیرد، بنابراین از این حیث من این اقدام را خلاف اسناد بینالمللی و اصول بنیادین حقوق بشر میدانم و قطعاً کشورهای دنیا حتی آنهایی که به ظاهر طرفدار اسرائیل هستند باید نسبت به آن واکنش نشان دهند.