کد خبر: 1191011
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۰
حسین فصیحی

موضوعات بسیاری در بدنه اجتماعی مطرح می‌شود که رسانه‌ها یا از پرداختن به آن منع می‌شوند یا به دلیل شرایطی که جامعه را دربر می‌گیرد، ناچار می‌شوند جوانب احتیاط را رعایت کنند. واکنش‌های اجتماعی که به دنبال طرح این موضوعات در جامعه مطرح می‌شود، موضوعات اساسی هستند که بسیاری از مدیرانی که در حوزه تصمیم‌گیری دخالت دارند از پیامد‌هایی که بی‌توجهی به آن جامعه را هدف قرار می‌دهد، اطلاع ندارند. به عنوان مثال حضور گسترده اتباع غیرمجاز افغان در کشور مدت زیادی است که منجر به بروز نارضایتی در بدنه اجتماعی شده است. سازمان‌های متولی از جمله وزارت کشور حاضر نیستند صراحتاً درباره تصمیم‌گیری‌های صورت گرفته به افکار عمومی پاسخ دهند. این حجم گسترده از اتباع غیرمجاز که حضور ناگهانی‌شان به جای اینکه سرمایه تلقی شود، هزینه‌های بسیاری را به کشور تحمیل کرده را نمی‌شود با رویه‌ای که وزارت متبوع در پیش گرفته سهل پنداشت و از کنار آسیب‌هایی که از مجرای آن دامن جامعه ما را تا سالیان دراز خواهد گرفت، گذشت.
وزارت کشور اگر این موضوع را در مقایسه تطبیقی با مهاجرانی که از ایران راهی غرب می‌شوند بررسی کند، متوجه خواهد شد که اتباع ایرانی به صورت قانونی راهی آن کشور‌ها می‌شوند؛ عمده این افراد از تحصیلکرده‌ها و جامعه علمی، اقتصادی و فرهنگی هستند که از سرمایه‌های علمی خود در کشور مقصد ارتزاق می‌کنند و تا هر زمان هم که در آن سرزمین زندگی کنند از قوانین و مقررات آن تبعیت خواهند کرد. این دسته از جامعه آماری نزد کشور مقصد شناخته شده و تحت نظارتش هستند. بدیهی است که وقتی مردم به ناگهان چشم باز می‌کنند و بیگانگانی بدون هویت را کنار خود می‌بینند باید نگران باشند و جامعه مدیریتی هم باید به این نگرانی‌ها جواب دهد، نه اینکه ترجیحش این باشد که مسئله‌ای تا این حد از اهمیت مشمول مرور زمان شود. جامعه این حق را دارد که در مورد مسائل ناگواری که پیرامونش اتفاق می‌افتد احساس نگرانی کند و تا زمانی که این موضوع به ناامنی منجر نشده باید دستگاه‌های مسئول نسبت به رفع نگرانی موجود پاسخگو باشند.
اشتراکات زیادی در بدنه اجتماعی و بدنه مدیریتی جامعه نسبت به اتباع وجود دارد. طبیعتاً دولت از رویکرد انسانی و توجه به موازین دینی از مهاجران پذیرایی کرده است، اما این حس انسان‌دوستی نباید با تعرض به حقوق میزبان و ناامن کردن جامعه میزبان همراه باشد. افزایش ناگهانی جمعیتی بیگانه به جامعه که عمدتاً از افراد آسیب‌پذیر اجتماع خود هستند به پیامد‌هایی منجر می‌شود که باید از سوی دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی بررسی شود تا چرایی تصمیم‌های متولیان امروز از سوی آیندگان مورد نقد‌های تند قرار نگیرد.
به جز موضوع اتباع در جامعه، رویداد‌های مشابه دیگری هم اتفاق می‌افتد که چرایی آن همواره مورد پرسش قرار می‌گیرد، اما پاسخی قانع‌کننده از بدنه مدیریتی شنیده نمی‌شود. مثلاً اینکه وقتی حادثه خودکشی کیومرث پوراحمد، هنرمند فقید اتفاق افتاد و گفته شد که انگیزه‌اش را در دفترچه یادداشتش نوشته، طبیعی بود که مردم بخواهند از علت این تصمیم باخبر شوند، اما نمی‌شوند و یا وقتی مأمور مسلح پلیس از سوی مردی چاقو به دست به شهادت می‌رسد، مردم می‌خواهند بدانند که چرا او دست به اسلحه نبرده بود و انگیزه متهم از دست زدن به چنین حادثه‌ای چه بوده است، اما این انگیزه از جامعه پنهان نگه داشته می‌شود. در چنین مواقعی ما که در حوزه آسیب‌های اجتماعی فعال هستیم و خصوصاً با بدنه انتظامی هم در ارتباطیم از دسترسی به چنین انگیزه‌هایی دور نگه داشته می‌شویم و پلیس هم ما را محرم خود نمی‌داند. بی توجهی به مطالباتی که در بدنه اجتماعی وجود دارد، بی‌اعتمادی به رسانه‌های رسمی را تقویت می‌کند و سرگردانی اجتماعی را منجر می‌شود، از همین‌روست که بسیاری از بدنه اجتماعی ترجیح‌شان این است که به جای دنبال کردن اخبار رسانه‌های رسمی، رویداد‌های اجتماعی را از رسانه‌های دوردست دنبال کنند. از این‌رو در رویداد‌هایی که جامعه آن را با حساسیت دنبال می‌کند باید به مطالبات مطرح شده پاسخ داده شود، وگرنه بسیاری از این موضوعات به هزینه تبدیل خواهد شد. همچنین باید در نظر داشت که روایت اول بودن در این مطالبات در گذر زمان می‌تواند اعتماد عمومی به رسانه‌های رسمی را تقویت کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار