والدین باید کودکانشان را با شناسنامه اعضای خانواده آشنا کنند تا بدانند چه میراثی برایشان به جا مانده است والدین باید کودکانشان را با شناسنامه اعضای خانواده آشنا کنند تا بدانند چه میراثی برایشان به جا مانده است. این دسته از کودکان از نظر عاطفی سالمتر و احساس بهتری نسبت به خود پیدا خواهند کرد. در پژوهشی آمده است اطلاع از شجرهنامه و داستانهای خانوادگی باعث ایجاد احساس هویت در کودکان شده و به آنها کمک میکند تا جایگاه حقیقی خود را در جهان بشناسند. این گوشهای از فواید شناخت کودک از گذشته خود است.
میراث فرهنگی شناسنامه یک ملت است و هر اندازه که آشنایی با شناسنامه خانواده اهمیت دارد، آشنایی با شناسنامه ملت و کشوری که در آن زندگی میکنیم نیز با اهمیت است، چراکه انسان با شناخت میراث فرهنگی هویت میگیرد و آثار تربیتی فراوانی در پی دارد. یکی از راههای این آشنایی، شناخت آیینها و اماکن تاریخی، فرهنگی و مذهبی کشورمان است، بنابراین میطلبد خانوادهها همراه فرزندانشان آنها را مطالعه کنند و به بازدید از مکانهای تاریخی، فرهنگی شهرهای مختلف بروند تا از گذشته عبرت بگیرند و تجربه بیاموزند. متأسفانه سالهاست این رویه در بین خانوادهها رنگ باخته است.
یکی از دلایل این بیانگیزگی عدم فرهنگسازی است. در این زمینه آموزش و آگاهیبخشی بسیار ضعیف بوده است. نبود جذابیت در این مکانها دلیلی دیگر است. به طور مثال اگر برای تفریح دو یا چند ساعته در شهر از فرزندی سؤال شود کجا برویم، نمیتوان گفت چه درصدی پاسخ خواهند داد بازدید از یک مکان تاریخی یا فرهنگی! اما درصد زیادی از آنها پارک یا رستوران را پیشنهاد میدهند، چون این محیطها برایشان جذابیت دارد. کودک یا نوجوان در رستوران شاهد شور و نشاطی است که در بسیاری از اماکن تاریخی این روح حس نمیشود. هر چند مکانهای تاریخی برای افراد آشنا و علاقهمند با هر شرایطی قابل وصف و درک است و آنها از این فضاها لذت میبرند، اما برای جذب مخاطبان تازه وارد به خصوص کودکان و نوجوانان لازم به فضاسازی است تا این مکانها از آن فضای کسلکننده که معمولاً بدون راهنماست و تنها چند کارمند روی صندلی نشستهاند یا مشغول کار هستند، دور شوند. در بسیاری از این مکانها حتی یک موسیقی برای ایجاد شور و نشاط پخش نمیشود. در حالی که میتوان با پخش یک موسیقی سنتی، باب آشنایی فرزندان را با این دسته از موسیقیها باز کرد و از این همه توجه به موسیقیهای غربی کم کرد. در این مکانها بروشور کودک هم وجود ندارد، مثلاً بروشور تصویری که کودک بتواند با آن ارتباط بگیرد. اقلام مورد بازدید که در قاب شیشهای محفوظ شدهاند نیز در بعضی مکانها در ارتفاعی قراردارند که امکان مشاهده برای کودک فراهم نیست.
دلیل دیگری که خانوادهها برنامه بازدید از اماکن تاریخی را از برنامههای تفریحی خود حذف میکنند، قیمت بالای بلیتهای بازدید بعضی از این اماکن است. در شرایط فعلی که سرپرست خانوادهها به فکر تأمین واجبات و ملزومات زندگی هستند، پرداخت هزینه برای بازدید از این اماکن کمتر در لیست هزینههای جاری یک خانواده جایابی میکند. در حالی که بسیاری از کشورها، برای خانوادهها در حوزه گردشگری بسته حمایتی در نظر میگیرند، اما این رویکرد در کشورمان وجود ندارد. ساعت کاری این اماکن هم از جمله دلایل عدم استقبال خانوادهها از این اماکن است. معمولاً ساعات بازدید از این مکانها همزمان با ساعات کاری اداره و سازمانهاست. بنابراین اگر سرپرست خانواده بخواهد همراه فرزندانش به بازدید برود فرصتی پیدا نمیکند، به همین خاطر منوط به روزهای تعطیل در پنجشنبه و جمعه میشود که شاید برای بسیاری از خانوادهها به دلیل فرصت کم مجالی پیدا نشود. عامل دیگر، موقعیت جغرافیای این مکانها در شهرهای بزرگی از جمله تهران و دیگر شهرهاست. بسیاری از این اماکن دیدنی در محلههای شلوغ یا محدوده طرح ترافیک است. این هم دلیلی برای نرفتن به این اماکن است و از مواردی است که باید مسئولان برای آن چارهای بیندیشند. دسته دیگری از مخاطبان این اماکن سالمندان هستند. آنهایی که بازدید از این مکانها برایشان یادآور خاطرات روزهای دور است، بنابراین لازم است به خاطر شرایط خاصی که دارند هم رفتار مناسب و هم رفاه مکانی برایشان فراهم شود تا بازدیدها برایشان سهل و آسان شود، اما بسیاری از این اماکن با شرایط روحی و جسمی این دسته از مخاطبان و دیگر مخاطبان یعنی کودکان مناسبسازی نشده است. لازم و ضروری است کارمندان و افرادی که در آنجا مشغول کار هستند رفتار با کودک، سالمند و توانیابان را دوره دیده باشند.
اشارهای هم به تورهای گردشگری داشته باشیم که بیشتر آنها با محوریت خانواده نیست. مخاطب آنها بیشتر دختران و پسران مجردی هستند که اگر خانوادهای بخواهد با فرزندانشان در جمع آنها حاضر شود شأن او حفظ نمیشود. آنها برای سود بیشتر تنها تبلیغ تور شاد شاد را دارند و از هر توضیحی درباره آشنایی با مکان مورد نظر سر باز میزنند. حتی یک لیدری که بتواند درباره آن مکان توضیح یا روایتگری کند همراه ندارند. در آخر باید گفت، دستگاهها و سازمانهای دولتی و خصوصی هیچ برنامهای از جمله مرخصی اجباری یا تور گردشگری برای آشنایی کارکنان و خانوادهها با اماکن تاریخی و مذهبی ندارند. چند سال قبل سفرکارت ملی در اختیار کارکنان قرار داده میشد که مورد استفاده و استقبال خیلی از کارمندان قرار گرفت. میطلبد برای آشنایی خانوادهها با میراث فرهنگی که جزیی از هویت ملی ایرانی است تلاشی با همکاری خانوادهها و دستگاههای مربوطه انجام شود تا زمینه آشنایی بیشتر کودکان و نوجوانان این مرز بوم همراه با خانواده، با آنچه که هستند و باید باشند، فراهم شود. بیتردید قفل آشتی خانوادهها با اماکن تاریخی، فرهنگی فقط با رفع کاستیها باز میشود.