اصلیترین مشکل والیبال ایران در چهار رویداد سال جاری که حل نشده باقی ماند، مدیریت تیم بود. هیچ شکی نیست که عطایی مربی بزرگی است که رزومه خوبی دارد و عملکردش در تیمهای باشگاهی و پایه خیلی درخشان است، اما در سطح تیم ملی بزرگسالان موفق نشد و بیشتر از همه هزینه روحی روانی این شکست را میدهد. همه نقد داریم و از عملکرد عطایی دفاع نمیکنیم، اما اتفاقاتی در تیم ملی افتاد که هر کدام به تنهایی برای خراب کردن تیم کافی بود. اگر به عقب برگردیم، روز اول اعلام کردیم خوشخبر به عنوان باسابقهترین سرپرست تیمهای ملی در تیم ملی بحثهای قومیتی راه میاندازد و بین بازیکنان ترک و غیرترک فرق میگذارد، در حالی که در ۱۳ سال گذشته چنین چیزی وجود نداشت. در ادامه توتولو را به عنوان مربی تمریندهنده آوردیم و بعد از مدتی گفتیم به درد نمیخورد و احساس میکند سرمربی است. نزدیک لیگ ملتها گفتند میلاد پدر شده و به مسابقات نمیرسد، درحالیکه در ورزش حرفهای پدر شدن دلیلی برای غیبت در تیم ملی نیست. از طرفی اطلاع داشتم که پدر و مادر همسرش در ایتالیا و کنار همسرش بودند. محمد موسوی را آوردیم که مصاحبه کرد و رفت. موسوی، عبادیپور و معنوینژاد را چند بار آوردیم و و خط زدیم. همه این اتفاقات به مدیریت کادر فنی برمیگشت، اما از سوی دیگر عطایی میتوانست زودتر این ارزیابی را داشته باشد که بازیکن میتواند به تیم ملی کمک کند و به المپیک برسد یا نه. در واقع او باید زودتر استعفا میداد، چراکه در این صورت خودش و والیبال کمتر آسیب میدیدند.