حضرت آيتالله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب روز گذشته در ديدار با هزاران نفر از مردم استانهاي سيستانوبلوچستان و خراسانجنوبي در بخشي از بياناتشان به دو چهره ديني و وحدتگرا در ميان مردم سيستانوبلوچستان اشاره كردند كه يكي از آنها شيعه و ديگري اهلسنت بود: «ماه رمضان همان سال بنده رفتم زاهدان، آنجا دو عالم بزرگ در زاهدان بودند؛ عالم درجه يك شيعه مرحوم آقاي كفعمي بود، عالم درجه يك سني مرحوم مولوي عبدالعزيز ملازاده بود. بنده را آنجا هم دستگير كردند آوردند تهران، بردند قزلقلعه. مرحوم كفعمي علناً از ما حمايت كرد، مرحوم مولوي عبدالعزيز يك حكمي صادر كرد در جهت همان حرفهاي ما.»
اين دو چهره كه در تاريخ آن منطقه و همچنين انقلاب اسلامي نقش بسزايي داشتند، متأسفانه تا حدودي محجور واقع شدهاند، در حالي كه مرام مذهبي و سياسي آنها ميتواند الگوي مناسبي براي اين روزهاي كشور باشد.
آيتالله كفعمي يكي از چهرههاي تأثيرگذار سيستان است كه نقش بسزايي در به حركت درآوردن مردم شرق كشور عليه حكومت طاغوت داشت. وي بعد از اتمام تحصيلات حوزوي به رغم آنكه اصالتاً مشهدي بود اما به دعوت شيعيان و روحانيون زابل براي تبليغ به سيستانوبلوچستان رفت و در آن ديار ساكن شد.
بناگذاري حوزه علميه و تربيت شاگردان فراوان، تحكيم وحدت اقوام و مذاهب استان، بنيانگذاري وقف دهها مسجد و بناي خير در استان، مبارزات پنهان و آشكار با رژيم ستمشاهي، ساماندهي تجمعات مردمي و حمايت از مبارزان تبعيدي به ويژه مقام معظم رهبري، رسيدگي به ايتام و نيازمندان و تكريم و خدمات گسترده به روحانيت و سادات منطقه و خدمات متعدد ديني، فرهنگي و اجتماعي او در حضور 50سالهاش در استان، به وي جايگاه پدر معنوي مردم استان اعم از شيعه و سني را عطا و بيتش را به خانه اميد معنون كرد.
آيتالله كفعمي از همان سال1342 وارد نهضت امام شد؛ مرحوم آيتالله سيدجواد علمالهدي در مصاحبهاي با خبرگزاري تسنيم در سال1395 به چگونگي همراهي مرحوم كفعمي با نهضت امام ميگويد: «وقتي نامه {امام خميني} را به مرحوم كفعمي دادم، گفتند آقاي خميني عجب كار مهمي كردند. به يك نفر گفت برو بازار يك طاقه پارچه 20متري بگير. فرمايشات امام را روي آن نوشتند و گفتند: فردا نماز جمعه است و اين هفته اهلسنت به نماز من ميآيند. ايشان كفن پوشيد و شمشير دستش گرفت و نامه امام را خواند و مردم گريه ميكردند. گفت هر كه ميخواهد اسلام را زنده كند، اين طومار را امضا كند.»
يكي از مسائلي كه موجب شد سيستانوبلوچستان در ابتداي انقلاب برخلاف ساير نقاط مرزي دچار كمترين تنش و درگيري باشد، تلاشهاي وحدتگرايانه آيتالله كفعمي و روحانيون شيعه و سني منطقه بود. در ديدار روحانيون سيستانوبلوچستان در 06/12/1357، نماينده روحانيون اين منطقه خدمت امام خميني بر اين نكته تأكيد كردند كه كمترين اختلافي بين شيعه و سني در منطقه نيست: «...خيلي سعي كرديم هماهنگي و برادري اينجا برپا بشود و انشاءالله هم اگر شما تحقيق بفرماييد، نخواهيد شنيد كه آنجا، در بلوچستان، كوچكترين اختلافي بين برادران شيعه و سني رخ داده باشد. نهايتِ اتحاد و اتفاق برقرار است. با اينكه اكثريت با سنيهاست، صدي هشتاد، نود سني هستند، ولي كوچكترين پروندهاي در هيچ جايي نيست كه به نام مذهب در بين اين دو فرقه اسلامي اختلافي افتاده باشد.»
در كنار آيتالله كفعمي كه زعامت شيعيان استان را بر عهده داشت، مولوي عبدالعزيز ملازاده به عنوان پيشواي مذهبي اهلسنت تلاش كرد علاوه بر حفظ وحدت بين مذاهب، عليه حكومت طاغوت نيز دست به اقدام بزند. وي كه تحصيلات خود را در پاكستان و هند به انجام رسانده بود، مدتي مقيم مكه شده و در آنجا به تحصيل و تدريس اشتغال داشت اما با اصرار پدرش به سيستانوبلوچستان بازگشت كه زعامت مذهبي اهل سنت را بر عهده بگيرد.
مولوي عبدالعزيز مدرسه دارالعلوم زاهدان را تأسيس كرد و امام جماعت اهل سنت را از سال1340 برعهده داشت. در ماههاي منتهي به پيروزي انقلاب، جماعت اتحاد مسلمين را تأسيس كرد و مبارزات خود را در اين راستا پيش بردند. مولوي عبدالعزيز با حمايت از امام خميني، مردم را به شركت در فراندوم جمهوري اسلامي تشويق كرد و همچنين با شركت در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، به نمايندگي از مردم سيستانوبلوچستان به اين مجلس راه يافت.
مرحوم آيتالله مطهري يزدي داماد آيتالله كفعمي در مصاحبهاي كه چندسال قبل با خبرگزاري تسنيم داشت، درباره مشي وحدتگرايانه آن مرحوم و آقاي ملازاده ميگويد: «ايشان{آيتالله كفعمي} با اهلسنت رفاقت و همه كارها را با همين رفاقت تمام ميكرد. نگذاشت وهابيها در زاهدان نضج بگيرند. مولوي عبدالعزيز از مكه به كربلا ميرود و خدمت آيتالله خويي، حكيم و امام در نجف رفته و گفته بود من و آقاي كفعمي در زاهدان حفظ وحدت كرديم.»
مرحوم ملازاده سال66 براي درمان به مشهد رفت و در همان شهر درگذشت و پيكرش در روستاي حيط به خاك سپرده شد. مرحوم كفعمي هم در 31تيرماه1362 چشم از جهان فاني فروبست و پيكرش در صحن آزادي حرم مطهر رضوي آرام گرفت.
منبع: تسنيم