عليرضا تقوينيا در كانال تلگرامي خود نوشت: بسياري از تحليلگران با توجه به نقل و انتقالات نظامي در قفقاز جنوبي، از نهايي شدن حمله همزمان تركيه و باكو به استان سيونيك ارمنستان خبر ميدهند. احتمالاً بهانه آنها عدم اجرايي شدن توافقات سه سال پيش و راهاندازي كريدور زنگزور باشد و قصد دارند استان سيونيك ارمنستان را بهطور كامل اشغال كنند تا روياي راهاندازي «دالان توراني» به واقعيت بپيوندد. تركيه از اين اقدام چند هدف دارد:
۱) اتصال زميني به باكو و درنتيجه درياي كاسپين و ايجاد يك كريدور تجاري و دالان توراني و اتصال كشورهاي تركنشين.
۲) در اختيار گرفتن و كنترل كامل مسير زميني ايران به روسيه و اروپا اليالابد.
۳) ايجاد خط لوله گاز از باكو و تركمنستان تا تركيه و همچنين بهرهبرداري از منابع گاز و نفت درياي كاسپين و انتقال آن به اروپا؛ اين اقدام بلندپروازانه باعث ميشود تا آنكارا به يك هاب بزرگ گازي در دنيا تبديل گردد.
همچنين با توجه به قطع شدن صادرات گاز روسيه به قاره سبز، اروپاييها مجبور به خريد گاز مايع (LNG) از امريكا و قطر شدهاند كه هزينهاي بسيار بيشتر از CNG دارد و در نتيجه از ايجاد خطر لوله تركيه به كشورهايشان كاملاً استقبال ميكنند.
اردوغان و مشاورانش احتمالاً اينطور محاسبه كردهاند كه روسيه درگير جنگ در اوكراين است و نيز رابطه پوتين و پاشينيان خوب نيست در نتيجه نميتواند ابتكار عمل را در موضوع سيونيك بر عهده گيرد. از طرفي آنان گمان ميكنند جمهوري اسلامي نيز به دليل مشكلات اقتصادي ناشي از تحريم، درگيري با طالبان در شرق، تمركز بر كنترل اتفاقات احتمالي در سالگرد اغتشاشات سال ۱۴۰۱ و همچنين داشتن جمعيت بالاي آذريزبان نخواهد توانست در برابر حمله مشترك تركيه و باكو به سيونيك واكنش خاصي بروز دهد.
البته محاسبه تركيه دقيق نيست زيرا ايران به هيچوجه در اين مورد كوتاه نميآيد و ولو با دادن هزينه سنگين، اجازه تغيير ژئوپليتيك منطقه را نخواهد داد زيرا به كلي ارتباطش با اروپا و روسيه قطع و در كنترل كامل تركيه و باكو قرار ميگيرد و آنها در برابر تهران برتري محسوس ژئوپليتيكي مييابند. نكته ديگر اين است كه ايران منتظر فرصتي است تا يك بهانه پيدا كند و با حضور اسرائيليها در مرزهايش برخورد جدي داشته باشد. همچنين ايجاد خط لوله گازي از تركمنستان و باكو به اروپا جايگاه گازي تركيه را در درازمدت در برابر جمهوري اسلامي تقويت مينمايد. از طرفي روسها نيز تمايل ندارند كه مسيرشان به ايران تحت تسلط تركيه و باكو قرار گيرد و تركيه بعد از تبديل به يك هاب انرژي، صادركننده اول CNG به اروپا شود و جايگاه مسكو را تصاحب كند.
امريكاييها نيز موافق طرح تركها نيستند زيرا:
۱) ارمنستان يك كشور مسيحي بوده و به لحاظ هويتي يك پايگاه مسيحي در ميان مناطق مسلماننشين است كه از نظر آنها بايد حفظ و تقويت گردد؛
۲) لابي ارمني بهشدت در امريكا قوي است و بعد از لابي يهودي ايپك بيشترين نفوذ را خصوصاً بر دموكراتها دارد و بيترديد حمايت دولتمردان ايالاتمتحده را جلب ميكند.
۳) امريكاييها (به ويژه حزب دموكرات) با سياستهاي اسلامگرايي اردوغان مخالفاند و طرحهاي بلندپروازانه نئوعثمانيگري او را برنميتابند.
۴) انتقال گاز CNG از مسير تركيه به اروپا، اين قاره را از لحاظ انرژي به تركيه وابسته كرده و جايگاه هژمونيك امريكا را تضعيف ميكند و مهمتر اينكه شركتهاي توليد انرژي LNG امريكايي بازار بزرگ انرژي اروپا را از دست ميدهند.
بنابراين منفعتي موازي در ميان ايران، روسيه و امريكا وجود دارد كه اجازه ندهند به هيچ قيمتي اردوغان و عليف به اهدافشان دست يابند. البته كيفيت مقابله اين سه كشور احتمالاً متفاوت باشد اما موضوع براي ايران و روسيه حياتي و امنيتي است و با تمام توان از به ثمر رسيدن طرحهاي پان تركيستي ممانعت به عمل خواهند آورد. خاطرنشان ميشود كه روسيه با ارمنستان پيمان دفاعي مشترك دارد و پوتين هم اعلام كرده كه تماميت ارضي ارمنستان خطر قرمز اوست.