کد خبر: 1183247
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
در نشست «صد سال با جلال آل احمد» مطرح شد
دروغ‌های گلستان بهانه غربزده‌ها برای حمله به جلال بود برپایی نشست «صد سال با جلال آل احمد» در کنار همه محسناتش برملا کننده ریشه دروغ‌هایی بود که ابراهیم گلستان در مورد مرحوم جلال گفته‌است، از ارتباطش با ساواک تا انکار تأثیر‌گذاری او در زمانه‌اش؛ تا جایی که یکی از پژوهشگران حاضر در این برنامه می‌گوید گلستان تمام این افاضات را وقتی می‌کند که همه مردند و کسی نیست که بخواهد این حرف‌ها را ثابت یا ابطال بکند؛ دروغ‌هایی که منتقدان جلال برای انتقام گرفتن از او همچنان بر آن‌ها اصرار دارند، چه اینکه او غربزدگی و پشت کردن به سنت‌ها را عامل بدبختی جامعه می‌دانست.
سید مرتضی ذاکر

برنامه «صد سال با جلال آل‌احمد» به مناسبت صدسالگی او و با محوریت کتاب‌های تازه منتشرشده درباره این نویسنده در شهر کتاب برگزار شد. در این برنامه امید طبیب‌زاده، پژوهشگر و زبان‌شناس با اشاره به اینکه در دور جدیدی از شناخت آل‌احمد هستیم، گفت: برای آنکه با آل‌احمد آشنا شویم، باید به گذشته خودمان برگردیم و مردی را از نو بشناسیم که در دهه‌۴۰ مرکز ثقل جامعه ما بوده‌است. در دوره‌ای که کم‌کم حکومت می‌خواهد بساط بگیر و ببند راه بیندازد و حزب توده نیز در پی مسائل پیش‌آمده تعدادی از طرفداران خودش، از جمله افراد شاخصی مثل صادق هدایت را از دست داده و نیازمند تشجیع و امید دادن به طرفداران کنونی خودش است، وی عنوان کرد: نیما یوشیج شعر بلندی به نام «پادشاه فتح» (۱۳۲۶) دارد که چند ماه بعد در یکی از نشریات حزب توده منتشر می‌شود و اساساً درباره استبداد است. در آن زمان آل‌احمد درباره نیما می‌گوید: «در شرایط استبداد شاعری که می‌خواهد شعر سیاسی بگوید، باید رودررو به چشم استبداد نگاه بکند و این استبداد قطعاً تأثیر خودش را بر شعر می‌گذارد، چنان که در «پادشاه فتح» اتفاق افتاده‌است.» اولین نقد را بر این شعر آل‌احمد می‌نویسد، حتی بعد‌ها در نقد «بوف کور» صادق هدایت نیز با فراست تمام می‌گوید اگر در پی ردپای سمبولیسم هستید، دنبال نیما نگردید و به هدایت بنگرید.
دروغ‌های ابراهیم گلستان درباره جلال
طبیب‌زاده در ادامه با اشاره به اینکه آل‌احمد در سال ۱۳۳۳ «اورازان» و در ادامه «بازگشت از شوروی» و «مائده‌های زمینی» را منتشر کرد که کتاب‌های ضدشوروی بودند، خاطر نشان کرد: او اولین جوان ایرانی بود که فهمید توده حزبی نیست که واقعاً برای زحمتکشان کاری بکند یا شوروی پایگاهی برای خلق زحمتکش نیست. برای همین کتاب‌های آندره ژید را ترجمه کرد و به مرکز ثقل روشنفکری ایران تبدیل شد.
این پژوهشگر و زبان‌شناس با بیان این‌که انتقادات به آل‌احمد یا انتقادات بی‌اساسی است یا انتقاداتی به غربزدگی تأکید کرد: گلستان در «نوشتن با دوربین» و چندین مصاحبه دیگر درباره‌آل‌احمد سخنانی می‌گوید که صحت ندارند. مصاحبه‌گر هم این موارد را تصحیح نمی‌کند و این آغازی می‌شود برای داوری اشتباه آل‌احمد. گلستان می‌گوید آل‌احمد با ساواک کار می‌کرد و اصلاً اپوزیسیون نبود. اگر ساواک به او کاری نداشت، چرا باید به اسالم برود؟ چرا شعاعیان باید پیش او برود؟ نوشته‌های جلال و سیمین و سخنان ثابتی گفته‌های گلستان را تأیید نمی‌کند. حتی گلستان می‌گوید قرار بود آل‌احمد سردبیر فرانکلین شود. در حالی که در یادداشت‌های آل‌احمد اثری از چنین چیزی نیست. جلال آل‌احمد و همایون صنعتی‌زاده همه در زمان حیات هم نوشته‌اند، اما گلستان تمام این افاضات را وقتی می‌کند که همه مردند و کسی نیست که بخواهد این حرف‌ها را ثابت یا ابطال بکند. تکرار این حرف‌ها در کتاب‌های مختلف خطرناک است و این نگرانی را ایجاد می‌کند که چنین مصاحبه‌هایی چطور می‌خواهد به عنوان اسناد تاریخ شفاهی استفاده شود.
طبیب‌زاده به سرنوشت برخی از افراد شاخص این نسل، چون ابراهیم گلستان، همایون صنعتی‌زاده، نیما و ناصر وثوقی پرداخت و گفت: در بین این‌ها همایون صنعتی‌زاده چهره موفقی بود، هر چند آل‌احمد به او می‌گوید چاه و بقیه را چاله می‌خواند، همین چاه برای ما منافع و ثروت بسیاری به ارمغان آورد، اما من آل‌احمد را نقطه ثقل اثرم انتخاب کردم. اگر آن‌ها به فعالیت‌های خودشان ادامه دادند، آل‌احمد هم ادامه داد. اگر آن‌ها بر سر میثاق‌های خودشان ماندند، آل‌احمد هم ماند، اما آل‌احمد راهی را ادامه داد که هیچ‌کدام آن‌ها نخواستند یا نتوانستند و آن اینکه به چشم استبداد نگاه کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار