مقام معظم رهبری، همواره بر استحکامبخشی به ساخت درونی قدرت، به عنوان مقولهای حیاتی و بنیادین برای تداوم پیشرفت نظام جمهوری اسلامی ایران در موقعیت تحریمها و تهدیدهای استکبار جهانی تأکید ویژه داشتهاند.
در نگاه رهبر معظم انقلاب مفهوم ساخت درونی قدرت، بیشتر معطوف به طراحی و استقرار مؤلفههایی است که ضمن نادیده نگرفتن امکانات بیرونی، به تقویت، ثبات و مانایی قدرت ملی از طریق بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی میانجامد. به تعبیر معظم له «.. نگاهمان به بیرون نباشد. این توصیه ماست. این معنایش این نیست که از امکاناتی که در بیرون هست، استفاده نکنیم. این دو حرف باهم اشتباه نشود. امیدمان را به بیرون از ظرفیت داخلی کشور ندوزیم... نمیگوییم از اینها استفاده نکنید، اما میگوییم اطمینان نکنید، اعتماد نکنید، چشم به آنجا ندوزید، چشم به داخل بدوزید.»
در شرایط کنونی که ما با متغیر جدیدی به نام دوران گذار نظم بینالمللی مواجه هستیم، توجه به این توصیه مهم از اهمیت دوچندانی برخوردار خواهد بود. مناسبات حاکم بر روابط کشورها در نظام بینالملل درحال گذار، به گونهای ماهوی تغییر کرده و کنشگران عرصه بینالمللی در حال بازتعریف از جایگاه و نقش خود در این فرآیند هستند. فضای پرآشوب بینالمللی، عدم ساختارمندی، وجود توأمان و گسترده مناقشه و همکاری، ائتلافهای موقت موضوعمحور و پایان دوره اتحادهای دائمی از ویژگیهای دوران گذار نظم بینالملل به حساب میآیند.
چنین فضایی میتواند در عین دارا بودن چالشهایی برای منافع ملی کشورها، دستیابی به نقشهای نوین را برای قدرتهای نوظهور منطقهای از جمله ایران بیش از پیش تسهیل کند. با توجه به منطق ضد نظام سلطه انقلاب اسلامی و تلاش در جهت نقد و به چالش کشیدن نظم تکقطبی امریکامحور، همگرایی مشهودی میان اهداف برخی قدرتهای نوظهور و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و این مسئله میتواند از اهمیت بسیاری در تأمین منافع دوجانبه این بازیگران و همچنین تغییر آرایش قدرت در سطح منطقهای و بینالمللی و تحول در ساختار آنها برخوردار باشد.
در عین حال ممکن است تصور برخی این باشد که انتقال قدرت از غرب به شرق، تحولی است که در همه ابعاد و عرصهها به نفع جمهوری اسلامی ایران رقم میخورد. در حالی که باید توجه داشت در دوره گذار نظم بینالملل و حداقل قبل از تثبیت آن، هیچ بازیگری تضمین نخواهد داد که ائتلافش پایدار خواهد بود. به عبارت دیگر در سیاست بینالملل همچنان این اصل حاکم است که کشورها دوستان دائمی و دشمنان دائمی ندارند، بلکه منافع دائمی دارند و الگوی رفتاری مبتنی بر خوب و بد بودن این کشور یا آن کشور دقیق نیست.
به عنوان نمونه ترکیه در عین عضویت در ناتو بعد از جنگ اوکراین روابط خود را با روسیه افزایش میدهد یا بهرغم تقاضای چندین ساله برای عضویت در اتحادیه اروپا درخواست عضویت در شانگهای و بریکس را میدهد. هندوستان به عنوان متحد امریکا در مهار چین، بزرگترین خریدار تسلیحات و نفت و گاز از روسیه میشود. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز در جهت به حداکثر رساندن منافع در دوران گذار و همچنین با هدف متنوع ساختن روابط خود در کنار حفظ رابطه با امریکا و غرب، به گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی با روسیه و چین میپردازند. همچنین از فضای جدید دوره گذر بینالمللی استفاده کرده تا قدرتهای روسیه و چین را هرچه بیشتر درگیر ترتیبات سیاسی و امنیتی منطقه کنند و با این کار موانعی پیش روی فعالیت گروههای طرفدار ایران در منطقه قرار دهند و در نهایت مسئله ای، چون جزایر سه گانه را که پیشتر محل اختلاف ایران و امارات و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس بوده با ورود چین و روسیه از یک موضوع منطقهای به موضوعی میان قدرتهای بزرگ با تهران و امارات تبدیل کنند. روسیه نیز پس از خروج نسبی امریکا از منطقه و به جهت حل مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ اوکراین در عین همکاری همهجانبه با ایران تلاش میکند با اتخاذ چنین مواضعی رضایت کشورهای منطقه را به منظور پذیرش سرمایهگذاری و امتیازگیری بیشتر از آنها جلب کند. چین به دیگر رقبای ایران مثل ترکیه و اسرائیل نزدیک میشود. بهطور مثال در حوزه تکنولوژی و نیمه هادیها، مبادلات بین چین و اسرائیل در سالهای گذشته افزایش چشمگیری یافته است؛ بنابراین در این شرایط که پویاییهای منطقه در حد بیسابقهای افزایش یافته است، جمهوری اسلامی باید استراتژیهای خود را با شرایط جدید و مبتنی بر اصل استحکام بخشی به ساخت درونی قدرت و توازن در سیاست خارجی انطباق دهد.
تا نقاط ضعف قدرت ملی ترمیم نشود، حتی با افول هژمونی بینالمللی امریکا، ممکن است در قبال قدرتهای شرقی نیز مسائلی داشته باشیم. اتفاقاتی شبیه آنچه در بیانیه مشترک چین و سپس روسیه با اعراب رخ داده، حداقل حاوی این نکته بسیار مهم است که جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش باید به استحکام ساخت درونی قدرت و چندجانبهگرایی و توازن در سیاست خارجی بیندیشد و آن را مبنای عمل خود قرار دهد.